نوروز
احساس یک وزنهبردار را دارم، مسلماً نه از نوع قهرمانش، اما در این سال از دردهای زیادی لذت بردهام. این احساس باعث میشود تمام طولوتفصیلهای سوروسات عید، اساساً رنجی برایم نداشته باشد.
احساس یک وزنهبردار را دارم، مسلماً نه از نوع قهرمانش، اما در این سال از دردهای زیادی لذت بردهام. این احساس باعث میشود تمام طولوتفصیلهای سوروسات عید، اساساً رنجی برایم نداشته باشد.
بارها و بارها، پیش و پس از مرگش وقتی که به یادش میافتادم تکیهکلام طنزش در گوشم طنین میافکند و آن لبخند ِ گاهی بهپهنای صورت و گاه آمیخته به زهری که بعدها درمییافتی که انگار بهای مسئولیت سنگینی بود که برداشته بود. این تکیهکلام حالا تنها با آن لبخند تلخ ِ سرهنگی بهیادم میآید: «هیچی…، خوبی و خوشی!»
هفتهای بعد با زمهریر خبر سوزاندن تمام راشها در میان شعلههای سوزان آن شومینه در کنار اشک و آه خاله، مادر و خود فیلمساز، پایانی از دلخوری شدید از جناب کارگردان رقم زد و نشانمان داد که سرما تنها به زمین و هوای آن ویلای یخکرده نیست.
یادم هست که در سالهای آغازین دههی هفتاد از گفتوگوی شخصیتها در برابر دوربین مستند سخنی بهمیان میآمد یک جمله زیاد گفته میشد: «مردم ما زیاد عادت ندارند در برابر دوربین ظاهر شوند.» و یا چیزی نزدیک به این جمله.
دوستداران سینمای مستند برنامهی شبهای مستند را که مدتی است از شبکهی مستند پخش میشود، میشناسند. برنامهای است که توانسته بینندگان بسیاری را بهخود جلب نماید. موضوع بر سر برخورد رسانهی ملی با پخش برخی فیلمهاست که جزیی از شبهای مستند است و از نگاه تصمیمگیران این رسانه بوی تبلیغ از آن فیلمها میآید.
در نهایت آیا این خوانش تازه از داستان اصحاب کهف نمیتواند هشدار تلخی از جانب خداوند باشد خطاب به همهی انسانها؟ ماندن و تاریخیزیستن هرچند همراه است با رنج شهادت و شکنجه و تبعید اما با تمام عوارضش زیستنی است همپای زمان؛ درحالیکه رفتن و خروج از جریان تاریخ تفاوتی با خواب (بخوان مرگ) ندارد.
«…تعداد کشتهشدگان 800 هزار و تعداد مجروحان 9 میلیون نفر…!» حدس میزنید این تعداد کشته و زخمی مربوط به چه رویدادهایی میباید باشد؟ هرچند که این میزان تلفات به اندازهی تلفات جنگ جهانی اول یا دوم و یا جنگ ویتنام نیست، اما از آمار جنگ هشتسالهی ایران و عراق بسیار بیشتر است، ….
آخرین شمارهی همشهری ماه پروندهای را چاپ کرده دربارهی خانوادهی دریانی در تهران با عنوان «امپراتوری دریانیها». خواندنش را به همهی دوستان جوان مستندساز توصیه می کنم، دوستان مجرب نیازی به این توصیهی من ندارند! بعید میدانم اگر یک مستندساز خیلی جدی و عمیق وارد زندگی این دریانیها شود کمتر از چند موضوع جذاب برای ساخت فیلم مستند دربارهی این خانواده پیدا کند.
فیلم مستند عرصهی کار و کوشش فیلمیک بر روی تصویر زندهی برگرفته از واقعیت است. اگر «تصویر» را صرفاً چیزی بدانیم که دیده میشود و شنیدنیها را از این عرصه حذف کنیم، بخش مهمی از واقعیت را از نظر دور داشتهایم. از جملهی شنیدنیها یکی کلمات یا عباراتی است که زیر عنوان تعارف شناخته میشوند و بار معنایی کم، متوسط، زیاد و گاه حیرتآوری دارند و در گفتوگوهای روزمرهی ما ایرانیان کاربردهای فراوانی دارند.
یک اصطلاح در دنیای فیلم مستند بسیار بهکار گرفته میشود: «واقعیت استنادی.» در یک فیلم مستند مهم این است که آنچه مستندساز در اثر خود عرضه میدارد باید به یک واقعیت خارجی استناد کرده باشد. این، تفاوت مهمی است میان فیلم مستند و داستانی.
Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.