مستند، شعر و میدان آزادی
نور بیست و سوم مهر نمی دانی چیست
همان افتاده روی پلک های نیم بسته ام.
زیر لب گفتم: هیچی عزیزم
(با تو نبودم)
نور بیست و سوم مهر نمی دانی چیست
همان افتاده روی پلک های نیم بسته ام.
زیر لب گفتم: هیچی عزیزم
(با تو نبودم)
وقت تدوین فیلمم در مجموعۀ “تهران من” که پیروز در مقام تهیه کننده پیگیر فیلم بود، ما وارد گفتگویی شدیم که گاه با ناخشنودی، شاید دلخوری و شاید شکایت از دست دیگری در دل هر یک توأم بود.
این روزها دچار جن زدگی ام؛ به خاطر آماده کردن آخرین مستندم “من ساکن سفرم” برای نمایش در جشنوارۀ فیلم شهر. نه برای آن که در فیلم لایۀ زیرینی هست که بر این وجه ابرشهر اشاره می کند. فالگیری و رمالی و دعانویسی و جنی گری در همه جا نفوذ کرده، ازجمله در جان راوی فیلم، و به جهت تصرف روح من به وسیلۀ اغتشاش شهر و آشفتگی و شلختگی ام در دیدن تصویرهای هزاربارۀ تهران تشدید هم شده است.
داشتم تو حیاط لا به لای درختان انار و نارنج و گردو و آلوچه و پرتقال و انجیر قدم می زدم و به پگاه آهنگرانی توضیح می دادم که چرا اگر فیلم مستند او در بارۀ ده نمکی وارد بازی کنونی شود که سر اخراجی ها 3 اوج گرفته، باخته است و به نظرم معنا ندارد که فیلمش را قربانی این بازی کند؛ چه به نفع اخراجی ها 3 تمام شود، چه به ضررش.
دارم مستند من ساکن سفرم را تدوین می کنم. پاردوکسی در این اسم هست که دوستش دارم. لابه لای کار به یاد روزهای شکل گیری ایدۀ تصویر شهر می افتم. قبل از انتخابات دو سال پیش بود. پیروز و رشتیان جمع مان کردند و جلسات هفتگی با بنی اعتماد، اصلانی، موتمن، کلانتری، عبدالوهاب، شیخ الاسلامی، بهرامی نژاد، شیروانی و امیریوسفی داشتیم.
یکی از مستندسازان لاهیجان را که دختر جوانی است، دیدم. پرسیدم پروژه اش در بارۀ صیغه چه شده؟ گفت رفتم ارشاد مجوز بگیرم، گفتند کار سختی است؛ به ویژه که دختر جوانی هستی! بگذر! به او گفتم اما بدون آن که خودت بروی و تجربه کنی، درست نبود کوتاه بیایی.
روزهای ارتباط مان در “گروه مطالعات سینمای مستند” بود. قرار شد محمد عزیز (تهامی نژاد) و مسعود (محصصی) و من کار بر سر نوشتن تاریخ تحلیلی سینمای مستند ایران را شروع کنیم تا کی اسپانسر برای آن فراهم شود. نهادهای دولتی مثل همیشه زیر بار کار طویل المدت نرفتند.
چقدر ادای بی اعتنایی را درآوردن برایم سخت است. چقدر بردبار بودن و از ته دل خشنود بودن در این مواقع دشوار است. می توانم دروغ بگویم و به صورت تصنعی وانمود کنم که چقدر خوب است کسی به تو گفته یک تحریف کننده ای! تحریف کردن عمل آگاهانه و عمدی ای است؛ و اگر همۀ دنیا بگویند تحریف کرده ای، من یکی می دانم که هرگز تحریف نکرده ام.
محمد (تهامی نژاد) دوست داشتنی عیدی اش را با پست برایم ارسال کرد. کتابی که ترجمه کرده و آن هم دو جلد از آن را؛ “مقدمه ای بر فیلم مستند” بیل نیکولز. چرا اینقدر خوشحالم کرده؟ با آن تقدیم نامۀ مقفّی! به خاطر آن که عیدی گرفتن را دوست دارم و سال هاست عیدانه ای دریافت نکرده ام، خوشحالم؟
شعر کیارستمی یکی از مجادله انگیزترین شعرهای سال های اخیر بود. هم شعر او، هم گزینش های او از شعر کلاسیک (حافظ و سعدی و حالا مولانای در دست). در بارۀ مستندگرایی و متافیزیک این شیوه مستند ویژه، که علیه متافیزیک و یک روش شدیدا” وجودگراست، چه در عکاسی کیارستمی ، چه در شعر کیارستمی [...]
Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.