تندیس ها و جایزه ها، زیر باران خاطره ها
شنبه هفتم آبانماه سر ساعت شش به خانه سینما رسیدم. باران نم نم می بارید. کنار در از هوشنگ گلمکانی پرسیدم : آقای دوایی هنوز نیامدن؟
احمد طالبی نژاد گفت:” اون دیگه نمی آد”.
شنبه هفتم آبانماه سر ساعت شش به خانه سینما رسیدم. باران نم نم می بارید. کنار در از هوشنگ گلمکانی پرسیدم : آقای دوایی هنوز نیامدن؟
احمد طالبی نژاد گفت:” اون دیگه نمی آد”.
در توضیح داستان باد یوریس ایونس، در پانوشت ترجمۀ “مقدمه بر مستند”، نوشته ام: “یوریس ایونس در اواخر دهۀ هشتاد زندگی اش بر صندلی ای چوبی در صحرای گبی به انتظار باد نشسته است و خاطرات گذشته را به یاد می آورد که آرزوی پرواز به چین را داشت. واقعیت و خیال و اسطوره و باد و تنفس در هم می آمیزد. صدای انقلاب ایران را هم از رادیو می شنود”.
در نخستین گام: باید تعریفی جامع و مانع از عکس سینمای مستند داشت: عکس سینمای مستند ایران، تصویری از حضور تاریخی مستند سازان در دوران خویش است. چنین تصویری به ثبت چهرۀ مستندسازان می پردازد. شرایط تولید، گروه تولید و فعالیت های صنفی آنها را به نمایش می گذارد.
نمی دانم چرا انجمن مستندسازان سینمای ایران تمام فکر مرا به خود مشغول کرده است. به نظرم می رسد که در این مورد هم انجمن باید پا پیش بگذارد. اما مگر انجمن کیست جز ما؟ بنابر این وقتی ما پا پیش نهادیم یعنی کاری شده است که باید می شد. می شود این کار را مقدمه ای دانست برای یک بنیاد عکس فیلم مستند و راهی به سوی موزۀ سینما و تلویزیون بعدی.
از مدت ها پیش پیروز کلانتری پیشنهادش این بود که این صفحه را به یک وبلاگ تبدیل کنم و من یا طفره رفتم و یا اهمیت وبلاگ نویسی را در نمی یافتم و به نظرم دلیل عمده اش این بود که به مقاله نویسی عادت دارم. مقاله ها معمولاً یک طرفه اند و بازخورد چندانی ندارند. البته من همیشه دوست داشتم که مقاله هایم را چند باره بنویسم.
کپی برابر اصل (عباس کیارستمی – 1389) جایش در همایش انسانشناسی هنر خالی بود، که هر چند فیلمی داستانی است، ولی در بارۀ زیبایی شناسی و درک انسان از اثر هنری یا شئی فرهنگی و تأثبراتش پرسش طرح می کند.
سخن کیارستمی در بارۀ زیبایی شناسی و درک انسان معمولی از اثر هنری یا شئی فرهنگی است و گفتگوی واقعیت و خیال به عنوان اصلی ترین شاخه در نظریۀ فیلم ایرانی همچنان در این آخرین اثر کیارستمی تداوم دارد.
در بارۀ این که مسیر هنر زمان چگونه تعیین شده است تا به حال چندین بار مورد مصاحبه قرار گرفته ام. آخرین بارش آذر ماه پارسال درسینما فردوس و برخی تالارهای موزۀ سینما، مقابل دوربین زاون قوکاسیان نشستم و به سرریز سؤالات او در بارۀ زندگی و کار و علائق و مجموعۀ پژوهشم در سینمای ایران پاسخ گفتم.
غروب از کوچۀ پشت مطبخ گذشتم و دیوار به دیوار عالی قاپو برای حضور در جلسۀ نمایش فیلم هایم به مقابل ساختمانی رسیدم که به دبیرستان سعدی معروف است. نام “مؤسسۀ تولید و نمایش فیلم های علمی و آموزشی” بر کاشی سرمه ای و خوش رنگِ در ورودی به یادگار مانده است. سابق بر این [...]
با ترجمۀ “مقدمه ای بر مستند تلویزیونی” در سال ۱۳۷۹، متوجه شدم که آن کتاب بر پایۀ نظریات بیل نیکولز سازمان یافته است. از طریق مقالۀ “مستند و آمدن صدا” (۱۹۹۵) چاپ شده در نشریۀ جشنواره سینمای مستند یاماگاتا ۱۹۹۵ نیز با بیل نیکولز ( استاددانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو در کالیفرنیا ) بیشتر آشنا شدم. در [...]
پانزدهم مهرماه ۸۸ به دعوت خوبیار سالاری و ادارۀ ارشاد اسلامی هرمزگان برای برگزاری کارگاه مستندسازی وارد بندرعباس شدم و یکسر به مهمانسرای ارشاد رفتم که بالاخانه ای روی پشت بام بود. شاخه های درخت گاروم زنگی، که میوه ای گرمسیری مثل انبه دارد، لبه ی پشت بام پهن شده بود. در آن سوی خیابان، [...]
Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.