<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?> <rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" ><channel><title>ومستند &#187; پیروز کلانتری</title> <atom:link href="http://vamostanad.com/author/pirooz/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" /><link>http://vamostanad.com</link> <description>سایت سینمای مستند</description> <lastBuildDate>Fri, 11 May 2012 12:30:50 +0000</lastBuildDate> <language>fa</language> <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod> <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency> <generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator> <item><title>راهی که آمده ایم</title><link>http://vamostanad.com/1391/01/15/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%85/</link> <comments>http://vamostanad.com/1391/01/15/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%85/#comments</comments> <pubDate>Tue, 03 Apr 2012 21:14:35 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=4375</guid> <description><![CDATA[دو دیدار فشرده از دیدارهای تماشای مستندهای سال 1390توسط جمع حدودا" 25 نفره مان باقی مانده تا در اردیبهشت ماه انتخاب مستند برتر سال 1390 در میان جمعی و فضایی غیردولتی/غیر رسمی به انجام برسد و اعلان شود ( گزارش این فعالیت در سایت  mostanadebartar.com  در دسترس است).]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دو دیدار فشرده از دیدارهای تماشای مستندهای سال ۱۳۹۰ توسط جمع حدودا&#8221; ۲۵ نفره مان باقی مانده تا در اردیبهشت ماه انتخاب <strong>مستند برتر سال </strong>۱۳۹۰ در میان جمعی و فضایی غیردولتی/غیر رسمی به انجام برسد و اعلان شود (گزارش ها و شرح تاکنونی این فعالیت را می توانید در سایت <span style="color: #0000ff;"><a href="http://www.mostanadebartar.com/"><span style="color: #0000ff;">mostanadebartar.com </span></a></span> بخوانید). شکل جمع و جور تر چنین فعالیتی را چندسال پبش در جمع ۸ &#8211; ۷ نفری &#8220;گروه مطالعات سینمای مستند&#8221; برگزار کردیم و  به رغم جمع و جور و بی سروصدا بودن کنش مان، با واکنش های خوب و مطلوبی روبرو شدیم.</p><p dir="RTL">لطف و حصوصیت چنین انتخاب و داوری ای، در قیاس با شکل های جشنواره ای و صنفی و رسمی آن، در چند چیز است:</p><p dir="RTL">در قیاس با جمع های ۵ تا ۷ نفری انتخاب و داوری جشنواره ها، جمع بسیار بزرگتری به انتخاب و داوری فیلم ها می نشینند (انتخاب فیلم ها هم در همین جمع انجام می شود).</p><p dir="RTL">داوران، منتقد یا مستندنویس اند یا فیلمساز؛ یا هردو. به واقع، جمع تعریف شده ای هستند.</p><p dir="RTL">داوران توسط گردانندگان سه سایت متمرکز بر سینمای مستند انتخاب شده اند و با نظر اهالی و علاقه مندان سینمای مستند یا اعلام داوطلبی اهل فن، امکان تغییر یا افزایش آن ها وجود دارد.</p><p dir="RTL">فیلمسازها هم می توانند با جلب نظر پنج عضو از جمع داوران، فیلم شان را به جمع فیلم های منتخب برای داوری وارد کنند.</p><p dir="RTL">فیلم ها در طول سال و در نشست های متعدد دیده می شوند و نه در زمان کوتاه و فشرده.</p><p dir="RTL">در نهایت، آرای تک تک داوران جداگانه اعلام و جمع بسته می شود و نیز، آن ها رویکرد و نگاه شان به فیلم ها یا شأن نزول انتخاب های شان را در متنی کوتاه یا بلند می نویسند و این نوشته ها منتشر می شود.</p><p dir="RTL">در نهایت، ده فیلم برتر سال اعلان می شوند و نیز فیلم برتر از میان آن ها. هر یک از این دو انتخاب ارزش و اهمیت خاص خود را دارد.</p><p dir="RTL">همین خصوصیت ها برای جالب و  مؤثر و – احیانا&#8221; – جذاب کردن این فضای خاص داوری فیلم های مستند سال کافی اند؛ آثار و نتایج دیگر و بعدی این شکل حضور و همراهی و فیلم دیدن جمعی اهل فن، &#8220;اضافه بر درآمد&#8221; به حساب می آیند؛ از جمله:</p><p dir="RTL">درگیر کردن جمع بیشتری از سینمایی نویس ها به نوشتن در باره فیلم ها و سینمای مستند.</p><p dir="RTL">دیده و ارزیابی شدن فیلم های مستند در جمعی با بار تئوریک و تحلیلی بیش تر از جمع های معمول داوری.</p><p dir="RTL">پربار تر کردن فضای نقد، نظر، تحلیل و جدل در سینمای مستندمان.</p><p dir="RTL">جلب نظر علاقه مندان و مخاطبان سینمای مستند به فیلم های مستند سال، حول این فعالیت و در طول سال.</p><p dir="RTL">چند ماه پبش در مطلبی – <span style="color: #0000ff;"><a href="http://vamostanad.com/1390/04/04/%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%84%D8%B7%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;خصوصیت و لطف این نوع داوری فیلم مستند&#8221; </span></a></span>– آثار اخیر فعالیت مان را به عنوان نتایج طبیعی و بلافصل این فعالیت به حساب آوردم و خیالم به این نظر خوش بود. زمان گذشته و فضا دیگر شده و واقع نگر تر و – به رسم این ایام – کم توقع تر شده ام.</p><p dir="RTL">چنین نشد، یا کمتر چنین شد. دوستان داور – و حتی خودمان – کمتر در بارۀ فیلم هایی که دیدیم، نوشتیم. (بیشترین نقد مستند این ایام را،در نیمۀ دوم سال، امید بلاغتی نوشت که در جمع داوری نبود!). بحث و نظردهی در بارۀ فیلم ها در جلسات نماش فیلم ها کمتر انجام شد و اتفاق افتاد (باید اتفاق می افتاد؟). سایت این فعالیت گزارش رسانی خوبی داشت، اما توسط داوران  &#8211; و خودمان هم – درست تحویل گرفته نشد، خوراک مطلوبی پیدا نکرد و فضاساز و اشاعه دهندۀ نقد و نظر در بارۀ فیلم ها نشد (وقت و ذهن گذاری و کار جداگانه طلب می کرد که نیرویش نبود).</p><p dir="RTL">کارهای انجام شده اما کم نبود. حضور و استقبال داورها خوب بود: پس ار حدود یک سال همراهی و دیدار برای تماشای فیلم ها، از میان حدود ۳۰ داور،  ۵ – ۴ نفر بیش تر ریزش نداشته ایم که راه را تا امروز همراه نیامدند (فیلم ها را عمدتا در جمع دیدیم و نه تک تک و جداگانه). روح جمعی و همراهی خوبی بر فضای فعالیت، جلسات و روابط مان غالب است، و این روحیه در این فضا و این سینما مغتنم و دلچسب است. داوران به فیلم ها احترام گذاشتند و اگر فیلمی را هم دوست نداشتند، آن را به طور کامل دیدند. احساسم این است که نوشته های پایان کار داوران، مجمل یا مفصل، نه حسی از یک مقطع، بلکه حاصل یک دوره و طی کردن زمان با فیلم ها و فضای سینمای مستند خواهد بود و جذاب و خواندنی از کار درخواهد آمد (می توانید به حساب غیب خوانی ام هم بگذارید!).</p><p dir="RTL">این جور فعالیت ها در طی زمان جواب می دهد. حس و نظر من با پنج سال می خواند و نزدیک است. برای چنین زمانی شروع خوب و دلگرم کننده ای داشته ایم. تا ماهی دیگر ده فیلم نهایی و مستند برتر سال ۹۰ انتخاب شده اند و ما می مانیم و سفرۀ پهن نقد و ارزیابی راهی که آمده ایم، برای هموار و آماده کردن ادامۀ آن.</p><p dir="RTL">محمد تهامی نژاد در شروع سال گفت با خود عهد کرده که در امر داوری وارد نشود و شرکت نکند. اینچنین شد که نیامد و همراه مان نبود. چند شب پیش برایش گفتم که فضای همراهی این جمع و حاصل دور این کار بر امر مسابقه و جایزه و انتخاب و داوری های هر ساله می چربد و در این فضای غالب جای او واقعا&#8221; خالی است. امیدوارم، نه اگر حرف من، که حاصل و برآمد کار یک سال مان به حضور و همراهی او در فعالبت سال جاری مان بینجامد.</p><p dir="RTL"><strong>دو مطلب مرتبط دیگر:</strong></p><p dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/05/18/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C/"><span style="color: #0000ff;">حال و هوای یک روز داوری</span></a></strong></span></p><p><span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/09/25/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9B-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1/"><span style="color: #0000ff;">این جمع داوری خصوصیت و تعریف دارد؛ ندارد ؟!</span></a></strong></span></p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1391/01/15/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>تهران در فیلم مستند/فیلم کوتاه</title><link>http://vamostanad.com/1390/12/05/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/12/05/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/#comments</comments> <pubDate>Fri, 24 Feb 2012 22:19:48 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=4289</guid> <description><![CDATA[این روزها گزیده ای از فیلم های مستند و کوتاه مربوط به تهران در دل جشن تصویر سال، در خانه هنرمندان، در حال نمایش است که مسئولیت انتخاب آن ها با من بوده است. عمدۀ این فیلم ها از میان فیلم های 33 سال بعد از انقلاب دستچین شده اند و گزیدۀ فیلم های ارسالی امسال به جشن هم در میان شان جا گرفته اند. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">این روزها گزیده ای از فیلم های مستند و کوتاه مربوط به تهران در دل جشن تصویر سال، در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان در حال نمایش است که مسئولیت انتخاب آن ها با من بوده است _ در انتخاب فیلم های داستانی اتکای اصلی ام به دانسته های نیما عباس پور و شهاب رضویان بود _ . عمدۀ این فیلم ها از میان فیلم های ۳۳ سال بعد از انقلاب دستچین شده اند و گزیدۀ فیلم های ارسالی امسال به جشن هم در میان شان جا گرفته اند. فیلم های زیر ۳۳ ساله ها مسابقه بین شان جاری است و بالای ۳۳ ساله ها فیلم هایشان جدا از فضای مسابقه و داوری نشان داده می شود. در سینمای مستند و فیلم کوتاه ما جریان اصلی فیلم شهری – و در دل آن فیلم های مربوط به تهران – از نیمۀ دوم دهۀ  ۱۳۷۰ شکل گرفت و این فضا از سینمای ما هنوز جوان و در حال تجربه و هوبت یابی است.</p><p dir="RTL">در این جا برنامۀ نمایش این فیلم ها و این فضا از جشن تصویر سال را می بینید؛ به همراه لینک دو مطلب که پنج سال پیش نوشته شده اند. مطلب اول را محمد تهامی نژاد نوشته و مطلب دوم را من که در آن، حدود ۵۰ مستند شهری/تهرانی دهۀ ۱۳۷۵ – ۱۳۸۵ را معرفی کرده ام. به مطلب دیگری هم که گفتگویی است در بارۀ مستند شهری، لینک داده ام. در این مطالب، آن چه که مرتبط با چنین ایام و چنین برنامه ای برای مخاطب این فیلم ها می تواند فایده در بر داشته باشد، آمده است.</p><p dir="RTL">این یادداشت و برنامه دیر نوشته و ارائه می شود و چند روز از آغاز نمایش فیلم ها گذشته است؛ منتهی برای آگاهی شما از فیلم هایی که در این برنامه گنجانده شده اند، در این جا کل برنامه را &#8211; از روز اول &#8211; می آورم.</p><p dir="LTR" align="right"><a title="کدام تصاویر را از این شهر دوازده میلیونی که تا شصت سال پیش، فقط چهار درصد از سطح تهران امروزی را دارا بود، در اختیار داریم؟ تغییرات صد سال اخیر که سبب‌ساز مسائل و اندیشه‌های متفاوت و نوبه‌نو بوده است در کدام فیلم‌ها، ثبت شده؟ آیا می‌توان تهران یکصد سال" href="http://vamostanad.com/1389/12/17/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b5%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-1280-%d8%aa%d8%a7-1385-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/">مطلب اول: <strong>ب<span style="color: #0000ff;">ازسازی بصری صد سال تهران (۱۲۸۰ تا ۱۳۸۵) از فیلم نیتراتۀ آتش‌گیر و محدود تا دیجیتالِ فراگیر</span></strong></a></p><p dir="LTR" align="right">مطلب دوم: <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1389/11/15/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%DB%80-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85/"><span style="color: #0000ff;">شهر تماشایی می شود</span></a></strong></span></p><p dir="LTR" align="right">مطلب سوم:<span style="color: #0000ff;"><strong> <a href=" http://vamostanad.com/1390/07/05/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%8A%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%85/"><span style="color: #0000ff;">تهران در قاب مستند</span></a></strong></span></p><p dir="LTR" align="right"><p dir="LTR" align="right"><p dir="LTR" align="right"><strong>برنامه نمایش فیلم های مستند و کوتاه مربوط به تهران </strong></p><p dir="LTR" align="right"><strong>در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان</strong></p><p dir="RTL"><strong>سه‌شنبه ۲ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • شهر من پیتزا/ کارگردان: علاء محسنی/ ۲۶ دقیقه<br /> • صد و یک سال بلدیه/ کارگردان: ارد عطارپور/ ۷۶ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>چهار‌شنبه ۳ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong> فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۴ تا ۱۶</strong><br /> • تهران انار ندارد/ کارگردان: مسعود بخشی/ ۶۶ دقیقه<br /> • تهران هزار داستان/ کارگردان: احمد میراحسان/ ۵۲ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال )</strong><br /> <strong> ساعت ۱۸ تا۲۰</strong><br /> • ماموریت غیر ممکن/ کارگردان: عباس امینی/ ۳۰ دقیقه<br /> • غم‌ها و غریزه‌ها/ کارگردان: کریم لک‌زاده/ ۲۶ دقیقه<br /> • رنگ پریدگی/ کارگردان: بهداد امینی، مهدی کرم‌پور/ ۲۸ دقیقه<br /> • مشترک مورد نظر/ کارگردان: لقمان خالدی/ ۳۳ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>پنجشنبه ۴ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> •آگهی استخدام/ کارگردان: فرحناز شریفی/ ۳۰ دقیقه<br /> • اتاق تاریک /کارگردان: مهوش شیخ الاسلامی /۴۰ دقیقه<br /> • ساز مخالف/ کارگردان: مجتبی میرطهماسب/ ۴۵ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>یکشنبه ۷ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۴ تا ۱۶</strong><br /> • کمی بالاتر/ کارگردان: مهدی جعفری/ ۱۲ دقیقه<br /> • برای آزادی/ کارگردان: حسین ترابی/ ۱۱۰ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>دوشنبه ۸ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • تهران چند درجه ریشتر/ کارگردان: پیروز کلانتری/ ۲۸ دقیقه<br /> • تهران هنر مفهومی/ کارگردان: محمدرضا اصلانی/ ۷۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال)</strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا ۲۱</strong><br /> • پیاده‌روی بزرگ /کارگردان: نیما عباس پور/ ۱۸ دقیقه<br /> • گالری تهران /کارگردان: حسین شمس/ ۱۵ دقیقه<br /> • گلاب به روتون/ کارگردان: مهدی بوستانی/ ۸ دقیقه<br /> • مجسمه های تهران/ کارگردان: بهمن کیارستمی/ ۶۱ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>سه‌شنبه ۹ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • در سکوت سرد زمستانی/ کارگردان: یوسف نیک فام/ ۳۱ دقیقه<br /> • پریسان/ کارگردان: اعظم نجفیان/ ۲۷ دقیقه<br /> • بحران مسکن و مهاجرین/ کارگردان: محمدتهامی نژاد/ ۴۴ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>چهارشتبه ۱۰ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال )</strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • متامورفوسیس/ کارگردان: سینا آذین/ ۱۸ دقیقه<br /> • تکه چسبانی مولانا و شهر/ کارگردان: سحر سلحشور/ ۳۱ دقیقه<br /> • طهران سرای روشن/ کارگردان: محسن حسینی/ ۵ دقیقه<br /> • کافه ۴۶۹/ کارگردان: عاطفه خادم الرضا/ ۵ دقیقه<br /> • پارک مارک/کارگردان: بکتاش آبتین/ ۴۲ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>پنجشنبه ۱۱ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • اینجا تهران است /کارگردان: سعید حدادی/ ۲۶ دقیقه<br /> • خانه من/ کارگردان: محسن امیر یوسفی/ ۵۱ دقیقه<br /> • اجاره نشینی /کارگردان: ابراهیم مختاری/ ۴۰ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>جمعه ۱۲ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • چرند و پرند/ کارگردان: صادق جعفری/ ۲۶ دقیقه<br /> • همچون هیچ کس برای همه چیز/ کارگردان:محسن رستم بخش/ ۱۴ دقیقه<br /> • شهر سواری/ کارگردان: بیژن موسوی/ ۵ دقیقه<br /> • تهران یک روز کاملا برفی/ کارگردان: علی شاه محمدی/ ۵۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>شنبه ۱۳ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • تهران در عکس/ کارگردان: روبرت صفاریان/ ۵۵ دقیقه<br /> • آنسوی بزرگراه/ کارگردان: ناهید رضایی/ ۵۱ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال ) </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • تولدت مبارک/ کارگردان: فرشته پرنیان/ ۱۵ دقیقه<br /> • روشنایی‌های شهر/ کارگردان:آیدا پناهنده/ ۱۹ دقیقه<br /> • حداقل ما تلاش می‌کنیم /کارگردان: ایمان پورقلی زاده/ ۲۴ دقیقه<br /> • یک مساوی پنج /کارگردان:میلاد بهار/ ۳ دقیقه<br /> • ناخوانده در تهران/ کارگردان: مینا کشاورز/ ۵۳ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>یکشنبه ۱۴ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۷ تا۱۹</strong><br /> • آغاز پائیز/ کارگردان: بهفر کریمی/ ۴۱ دقیقه<br /> • جست‌وجوی ۱/ کارگردان: امیر نادری/ ۳۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>دوشنبه ۱۵ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال ) </strong><br /> <strong> ساعت ۱۷ تا۱۹</strong><br /> • رادیولوژی یک پرتره/ کارگردان: امیر توده روستا/ ۱۵دقیقه<br /> • خاطره نی‌آوران/ کارگردان: هادی آفریده/ ۲۹ دقیقه<br /> • روشنایی‌های شهر/ کارگردان: آیدا پناهنده/ ۱۹ دقیقه<br /> • ارتفاع ۴۳۷/ کارگردان: محسن خان‌جهانی/ ۳۵ دقیقه<br /> • سلاطین خیابان‌ها/ کارگردان: پالیزخوشدل، زینب تبریزی/ ۳۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>سه شنبه ۱۶ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • تازه نفس‌ها/ کارگردان: کیارش عیاری/ ۳۸ دقیقه<br /> • گمشده‌ها/ کارگردان: الهام حسین زاده/ ۴۰ دقیقه<br /> • غوطه‌ور/ کارگردان: بهفر کریمی/۴ دقیقه<br /> • سهم من از زیبایی/ کارگردان: شیرین برق‌نورد/۲۱ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال ) </strong><br /> <strong> ساعت ۱۷ تا۱۹</strong><br /> • رها/ کارگردان: امیر پارسامهر و پیمان نعیمی/ ۲۸ دقیقه<br /> • گم و گور/ کارگردان: محمدرضا فرزاد/ ۲۷ دقیقه<br /> • پیر پسر/ کارگردان: مهدی باقری/ ۵۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • عشق تنهاست و از پنجره‌ای کوتاه به بیابان های بی مجنون می‌نگرد/ کارگردان: امید بنکدار و کیوان علی محمدی/ ۳۹ دقیقه<br /> • خشت‌ها و آیینه‌ها/ کارگردان: شادمهر راستین/ ۵۴ دقیقه<br /> • در پوست خود نمی‌گنجیم/کارگردان: محمد شیروانی/ ۲۲ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>چهارشنبه ۱۷ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • روزهای بی‌تقویم/ کارگردان: مهرداد اسکویی/ ۵۳ دقیقه<br /> ۲۱ روز و من/ کارگردان: شیرین برق نورد/ ۵۸ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>مسابقه بخش ویژه شهر تهران ( زیر ۳۳ سال ) </strong><br /> <strong> ساعت ۱۷ تا۱۹</strong><br /> • قهرمان من/ کارگردان: علی خسروی/ ۱۶ دقیقه<br /> • فرار/ کارگردان: مهدی باقری/ ۷ دقیقه<br /> • مرغ دریایی/ کارگردان : مرجان اشرفی زاده/ ۱۰ دقیقه<br /> • آی لاو تهران/ کارگردان:سهند صمدیان/ ۷۵ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>پنجشنبه ۱۸ اسفند</strong></p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۵ تا ۱۷</strong><br /> • میدان بی حصار/کارگردان: مهرداد زاهدیان/ ۳۳ دقیقه<br /> • لواسان- تجریش/کارگردان: احسان امانی/ ۱۲ دقیقه<br /> • زمان مرده/کارگردان: سعید تارازی/ ۱۱ دقیقه<br /> • دماغ به سبک ایرانی/کارگردان: مهرداد اسکویی/ ۵۳ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۷ تا۱۹</strong><br /> •زندگی نسبتا معمولی آقای مظفری/ کارگردان: عباس نظام‌دوست/ ۲۷ دقیقه<br /> • تهران ساعت ۲۵/ کارگردان: سیف‌اله صمدیان/۲۰ دقیقه<br /> • حباب‌ها/ کارگردان: مهرنوش هاشمی صدیق/ ۴ دقیقه<br /> • سینما سینما/ کارگردان: مانی پتگر/ ۷۰ دقیقه</p><p dir="RTL"><strong>فیلم‌های گزیده بخش ویژه شهر تهران </strong><br /> <strong> ساعت ۱۹ تا۲۱</strong><br /> • همشهری/ کارگردان: عباس کیارستمی/ ۵۰ دقیقه<br /> • تمرکز/ کارگردان: رخشان بنی‌اعتماد/ ۳۶ دقیقه</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/12/05/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>یک گوش بزرگ، یک چشم باز (در بارۀ &#8220;ناخوانده در تهران&#8221; مینا کشاورز)</title><link>http://vamostanad.com/1390/11/23/%db%8c%da%a9-%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%db%8c%da%a9-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/11/23/%db%8c%da%a9-%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%db%8c%da%a9-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/#comments</comments> <pubDate>Sun, 12 Feb 2012 23:26:51 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[فیلم بینی]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=4249</guid> <description><![CDATA[گویی تولید این فیلم مینا را از پیلۀ امن و آشنای کشاکش درونش جدا کرده و پرتش کرده به معرکۀ ارتباط با مخاطب و دوربین و همۀ طالبان همه چیزدانی و همه چیز فهمی.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">ابن جا و آن جا از آن ها که مستند <strong>ناخوانده در تهران</strong> مینا کشاورز را دیده اند می شنوم که: &#8220;معلوم هست چشه؟&#8221;، &#8220;فیلم خودبیانگره، اما اون نمی تونه خودشو بیان کنه&#8221;، &#8220;مشکل و مسئله ش فهمیده نمیشه&#8221; و &#8230;</p><p dir="RTL">فیلم دو بخش دارد. در بخش اول مینا با چند دختر شهرستانی کوچ کرده به تهران گپ و گفت کوتاه دارد و با یکی شان – آذر – که ده سال پیش به تهران آمده، مفصل تر سر می کند؛ به پانسیون اش می رود، با هم در شهر ول می گردند و راهی سبزوار – شهر آذر – می شوند. در نیمۀ دوم فیلم  با مینا سر می کنیم و متوجه می شویم که او در ۲۰ سالگی برای آمدن به تهران و مستقل شدن، در رابطه ای که می توانسته به ازدواج منجر شود یا نه، تصمیم به ازدواج گرفته و حالا، در ۲۵ سالگی، معتقد است این تصمیم باعث شده یک دورۀ جذاب از زندگی و موقعیت مستقل بودن را که این همه برایش مهم بوده، تجربه نکند و هنوز هم مجبور باشد خودش و زندگی اش را در کنار دیگری (در گذشته خانواده و حالا همسر) پیدا و تعریف کند.</p><p dir="RTL">در دو جای فیلم او جداگانه با پدر و مادرش و با همسرش می نشیند تا نیاز و تصمیمش برای تجربۀ یک زندگی مستقل را برملا کند. به نظر می رسد مینا در بیان خواست درونی و مکنوناتش موفق نیست. پدرش محترمانه صحنۀ گفت و گو را ترک می کند و همسرش می گوید او می تواند برود در پانسیون زندگی کند، اما نمی تواند برگردد. این دو واکنش حاد نشانۀ عمر و سابقۀ این نافهمی وضعیت مینا در میان نزدیکانش به نظر می آید؛  پس انگار تماشاگر تازه وارد و ناآشناتر با مینا در نافهمی بزرگ ترش محق می نماید و می تواند خود را طلبکار فهم دقیق تر مسئلۀ مینا و روشن شدن خواست و انگیزۀ او بداند.</p><p dir="RTL">اما جذابیت و یکتایی این بخش فیلم – بخش مینا – برای من درست به خاطر در وسط گذاشتن همین موقعیت و نمایش حق طلب فهم مینا توسط نزدیکان و مخاطب فیلم است: تو باید بتوانی و از پس اش بر بیایی که خودت را توضیح بدهی و بفهمانی، وگرنه مجبور به تحمل عدم درک و فاصله گیری دیگرانی. وضعیت را جور دیگری نمی شود دید؟ تو مسئله و نیازی داری، ملتهب و بی قرار آنی و زبان بیانش را نداری، یا دوست نداری دلیل و تحلیل برایش بیاوری و منطق برایش بتراشی و مفهومش کنی. اصلا نیاز هم نداری دیگران آن را بفهمند و تنها دوست داری و بال بال می زنی که در درجۀ اول و بلاواسطه، آن دیگران بیش از تلاش برای فهم مسئله، آن را احساس کنند؛ تو را احساس کنند؛ و باور کنند و دریابند که تو مسئله و نیازی داری و ملتهب و بی قرار آنی و دوست نداری که &#8230;&#8230;</p><p dir="RTL">همین فاصلۀ میان فهم و احساس یک وضعیت، نقطۀ مرکزی مسئلۀ مینا و این بخش فیلم برای من است و مرا ارجاع می دهد به این واقعیت سنگین که همه اش می خواهیم چیزی را بفهمیم یا پیگیر دریافت علت امور و اعمال ایم، به جای آن که بی دغدغۀ قیاس و منطق و تکلیف، احساس اش کنیم  و در احوال خودبیانگری دیگری برای ابراز احساس – و نه منطق و دلیل – خود، رها از ذهنیت و نیازمان به فهمیدن یا بحث و برخورد، یا تکلیف دیگری به فهماندن خود، بتوانیم بیش تر یک گوش بزرگ یا یک چشم باز باشیم تا یک مغز تحلیل گر یا یک زبان در پرسش.</p><p dir="RTL">در جای جای فیلم مینا را در صدد توضیح وضعش می یابیم (چقدرش نیاز و تحمیل موقعیت فیلم است؟) و احساسم این است که مدام از او یک بیان کلی و تکرار شونده از وضعش می شنویم، و در عوض، آن چه بیانگر احساس و نیاز واقعی مینا به یک زندگی رها، مستقل و با خود است، نه در خرده صحنه ها، بلکه در کلیت حضور ملتهب &#8211; و در عین حال خوددار – او و  درست در تصویر دائم پیدای همین وضعیت کلی و امر بسیار مهم و حیاتی تجربه نکردن زندگی جاری و روزمرۀ مستقل از سوی اوست، که یا دریافت می شود یا نمی شود. نمایش این وضعیت و این خودبیانگری، بیش از پدر و مادر و همسر و مخاطب، فشاری بر دوش خود مینا است. گویی تولید فیلم او را از پیلۀ امن و آشنای کشاکش درونش جدا کرده و پرتش کرده به معرکۀ ارتباط با مخاطب و دوربین و همۀ طالبان همه چیزدانی و همه چیز فهمی.</p><p dir="RTL">روشن است که فیلم و موقعیت مینا بستر و زمینۀ اجتماعی و فرهنگی هم دارد و برای من مشخص ترین نمودش در صحنه ای است که در یک مهمانی پسری می گوید که وقتی تا ۱۲ شب با دوستانش بیرون می مانده، خواهرش، که باید ساعت ۸ شب در خانه می بوده، حسرت موقعیت او را می خورده، و حالاست که احساس خواهرش را درک می کند. البته توضیحات و توجیهات عدم امنیت و ضعف فرهنگی جامعه، در بین پدر و مادر ها و فهم های پیشامدرنی از عشق و رابطۀ زناشویی در دل مناسبات مدرن، در بین زوج ها هم در میان است. این هم هست که نیاز یک زن به حس شدن و دریافت مکنوناتش، از خصوصیت و فردیت او جان می گیرد و درست همین ها، در جامعۀ ما که بیش از سی سال است در دوران تجربۀ حضور و حرکت اجتماعی – و نه فردی &#8211; زن ایرانی ایستاده است، هنوز حرفی از جنس آینده و امری پساتاریخی و دور از احساس و تجربۀ دوران کنونی و زندگی جاری ماست.</p><p dir="RTL">در این احوال، اگر کسی و فیلمی نخواهد خودش را در جهان این بستر های اجتماعی و علل و توضیحات تعریف کند، و بخواهد گرد بیان تنها احساس – و نه سبب و تحلیل – خود بگردد و دور از واهمۀ قیاس و تکلیف فهماندن خود، طالب آن گوش و چشم بزرگ و باز مخاطبی رها و دلداده باشد، غلط است و خطایی در کار پیش آمده است؟</p><p dir="RTL">سینمای خودبیانگر و خودبیانگری در فیلم مستند اگر بخواهد دربند ساختارها و شیوه های آشنا و ملزومات همه جورۀ بیرونی بماند، پس انرژی و خلوص و رهایی اش را از کجا به دست آورد و چگونه به خلوت ها و خودویژگی های هر وجود خاص در هر فیلم تازه راه پیدا کند؟ آیا <strong>ناخوانده در تهران</strong> به این جهان رها و خودویژه وارد شده است و درگذر از ملاحظات و پیش ذهن ها و بایدها و نبایدهای خود و حرفه و سفارش و مخاطب، گلیمش را از آب بیرون کشیده است؟</p><p>من که خود در شکل گیری این فیلم نقشی داشته ام، در این باب حرف و نظر دارم، ولی ترجیح می دهم از دایرۀ گردآمده بر احساس و طلب رابطۀ رها و بی قیاس و تحلیل این فیلم و این نوشته بیرون نیایم و توضیح آن حرف ها و نظرها را به وقت و جای دیگری واگذارم. تنها از بیان این واقعیت، ناگزیر و بر آن مصرّم که آن چه مینا کشاورز، در گذر از همۀ کمبودها و گرفت و گیرها – و به رغم همۀ آن ها – در فیلمش ابراز می کند، فضایی تازه و انرژی ای درگیرکننده اما دیریاب با خود دارد؛ دریابیمش.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/11/23/%db%8c%da%a9-%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%db%8c%da%a9-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>پنج مستند در بازار، و آن مسئلۀ دیگر</title><link>http://vamostanad.com/1390/11/21/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%88-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%db%80-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/11/21/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%88-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%db%80-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/#comments</comments> <pubDate>Fri, 10 Feb 2012 10:40:22 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=4236</guid> <description><![CDATA[همزمان با روزهای شلوغ بازار جشنواره فیلم فجر و نمایش مستندهای بلند در آن، پنج مستند میان مدت حدودا 50 دقیقه ای در پنج DVD  و بسته بندی جداگانه از سوی ناصر صفاریان راهی بازار فروش شده است.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">همزمان با روزهای شلوغ بازار جشنواره فیلم فجر و نمایش مستندهای بلند در آن، پنج مستند میان مدت حدودا ۵۰ دقیقه ای در پنج DVD  و بسته بندی جداگانه از سوی ناصر صفاریان راهی بازار فروش شده است: <strong>زینت، یک روز بخصوص</strong> (ابراهیم مختاری)، <strong>گفت و گو در مه</strong> (محمدرضا مقدسیان)، <strong>رودخانه هنوز ماهی دارد</strong> (مجتبی میرطهماسب)، <strong>شبیه خوانی</strong> (بهمن کیارستمی) و <strong>عکس ناتمام: بهمن جلالی</strong> (عمید راشدی، تورج ربانی)؛ فیلم های خوبی که خاصیت جذب مخاطب را دارند و عرضه شان می تواند گام مطبوعی برای مرتبط کردن مستندهای خوب سینمای ما با مخاطب کم رابطه با این سینما باشد.</p><p dir="RTL">شکل عرضۀ همزمان پنج DVD  ایدۀ درست و کارآمدی است، چرا که پز آن، نه عرضۀ تنها یک فیلم مستند، بلکه نمایش فضایی از عرضه و فروش فیلم مستند است که هم از نظر اقتصاد کار و جذب مخاطب و هم به لحاظ تأثیر فرهنگی و ترویج فیلم مستند تأثیر بیشتری می گذارد، بداعت و ویژگی کار به چشم ها می نشیند و امیدوارم  به دل ها هم خوش بیاید.</p><p dir="RTL">اغلب این فیلم ها (فیلم کیارستمی هم حدودا) در فضای سینمای مستند پرتره قرار دارند، که یا تکیه به تجارب مستندسازی و عرضۀ فیلم صفاریان دارند یا نشانگر جاافتادگی و جذابیت این نوع مستند در سینمای ما و در میان مخاطبان اند.</p><p dir="RTL">امسال، جشنوارۀ فیلم فجر که نمایش مستند بلند را در برنامه اش گنجاند، صفاریان در نوشته ای گنجاندن این بخش در جشنواره را تنها برای عرضۀ فیلم های بلند مرکز گسترش و نهادهای دولتی ارزیابی کرد. دو انجمن مستندسازان و تهیه کنندگان سینمای مستند هم خواهان شرکت همۀ انواع کوتاه و میان مدت و بلند فیلم مستند در جشنواره شدند. خواست دو انجمن، بدون نگاه به سابقۀ منفی این سازوکار در جشنواره های پیشین و انتخاب، داوری و نمایش نامطلوب و غیر حرفه ای فیلم های مستند در آن ها، مطرح شد. نمایش گستردۀ فیلم های مستند در جشنوارۀ فجر در دورانی که جشنوارۀ سینماحقیقت و بخش مستند جشن سینما بر فیلم مستند متمرکز نشدند، توجیه داشت، اما پس از راه افتادن این دو فضا، تقاضای تکرار آن عجیب و ناموجه می نماید. نقد صفاریان هم گرچه در سال و وضعیت کنونی دور از واقع نمی نماید، اما از نگاه کلان و درازمدت به موضوع دور است.</p><p dir="RTL">واقعیت این است که یا باید جشنوارۀ فیلم فجر را جشنوارۀ سینمای بدنه و داستانی بدانیم و هر نوع نمایش فیلم مستند در آن را بیجا و بی مخاطب ارزیابی کنیم، یا اگر قرار است نمایش فضایی از سینمای مستند ما در این فضا موجه باشد، درست همین فضای فیلم های بلند مستند است که با فضای غالب فیلم های بلند داستانی جشنواره سنخیت دارد و در صورت جذابیت فیلم ها، می تواند مخاطب عمومی جشنواره را جذب کند و مروج و مبلغ این فضا از سینمای مستند ما باشد.</p><p dir="RTL">این که چرا عمدۀ فیلم های بلند مستند ما را بخش دولتی می سازد، مقولۀ دیگری است که جداگانه باید گریبانش را گرفت و آسیبش را بازشکافت؛ وگرنه تصور نمی کنم که در میان طرف های درگیر این جدل و مناقشه، در باب ضرورت پاگیری مستند بلند، که گامی در مسیر گسترش فضای تولید و عرضۀ فیلم مستند ماست، اختلافی وجود داشته باشد.</p><p dir="RTL">مراکز عرضۀ پنج DVD  یاد شده:</p><p><strong>پخش مرکزی : ۳۵۸۴۶۵۲ ۰۹۱۲</strong><strong></strong></p><p><strong></strong>تعدادی از مراکز فروش در تهران :<br /> چشمه ۸۸۹۲۲۰۷۱<br /> بتهوون ۸۸۳۱۳۸۶۸<br /> دارینوش ۲۲۰۰۰۴۰۰<br /> پارت ۶۶۴۸۵۰۱۳<br /> آوای باربد ۶۶۰۲۱۳۰۰<br /> ابن سینا ۸۸۰۸۰۳۳۰<br /> باسمه ۸۸۳۲۷۹۶۸<br /> مثلث ۲۲۷۰۹۹۳۷<br /> بهنام ۸۸۷۱۵۷۸۰<br /> سپید و سیاه ۶۶۹۷۱۶۰۳<br /> آهنگ ۶۶۹۲۴۹۵۷<br /> نوید ۶۶۹۲۵۶۲۵<br /> دانشجو ۶۶۴۹۳۱۶۵</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/11/21/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d9%88-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%db%80-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>2</slash:comments> </item> <item><title>این جمع داوری خصوصیت و تعریف دارد؛ ندارد ؟!</title><link>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/#comments</comments> <pubDate>Fri, 16 Dec 2011 20:36:16 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3965</guid> <description><![CDATA[با روبرت (صافاریان) و امیرحسین (ثنایی) سرگرم رای مثبت و منفی دادن به فیلم هایی بودیم که باید برای تماشای داوران جایزۀ مستند برتر سال انتخاب شوند.  در این جا ابتدا 9 نفر فیلم هایی بیش تر را می بینند و فیلم هایی را برای تماشای جمعی حدودا" 30 نفری بر می گزینند. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">با روبرت (صافاریان) و امیرحسین (ثنایی) سرگرم رای مثبت و منفی دادن به فیلم هایی بودیم که باید برای سومین جلسۀ دیدار فیلم داوران جایزۀ مستند برتر سال انتخاب شوند. در سازوکار تماشا و انتخاب فیلم های &#8220;مستند برتر سال&#8221; ابتدا ۹ نفر فیلم هایی بیش تر را می بینند و فیلم هایی را برای تماشای جمعی حدودا&#8221; ۳۰ نفری (که آن ۹ را نفر هم شامل می شود) بر می گزینند. این جمع ۹ نفری ثابت نمی ماند و در طول سال تغییر می کند. ضمنا&#8221; اگر از جمع داوران حداقل ۵ نفر پیشنهاد دهندۀ دیدن فیلمی باشند یا فیلمسازی نظر مثبت حداقل ۵ داور را با فیلم خود داشته باشد، آن فیلم هم دیده خواهد شد.</p><p dir="rtl">در بارۀ دو فیلم <strong>اتاق امن </strong>(ارسلان امیری و آیدا پناهنده) و <strong>مری زن میخواد</strong> (بکتاش آبتین) رای روبرت مثبت بود و رای من منفی (امیرحسین هنوز رای نداده بود). روبرت معتقد بود و کمی هم معترض که هر دو فیلم موضوع های مهمی دارند و آدم ها و مسائل خاص و نادیده ای را مطرح می کنند که باید حداقل برای تماشای داوران انتخاب شده، در میان فیلم های سال دیده و مطرح شوند و در این مرحله کنار نروند (البته ما، دو نفر از ۹ نفر بودیم و رای ما هنوز هیچ نتیجه ای را رقم نمی زد).  <strong>اتاق امن</strong> در بارۀ کار و نظرات علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) است که سال هاست با بچه های کار و خیابان کار می کند و <strong>مری زن میخواد</strong> در بارۀ مردی کارگر کارهای خدماتی که زن می خواهد و دیگران در باره اش حرف می زنند یا سعی می کنند زنش بدهند.</p><p dir="rtl">من، در عین حال که با نظر روبرت در بارۀ اهمیت یا جذابیت موضوع هر دو فیلم موافق بودم، این بحث را پیش کشیدم که اکثریت قاطع جمع ما داوران، نویسنده ها و منتقدان فیلم هستیم، خصوصیت غالبی داریم و وجه تخصصی، نظری و سینمایی کارمان شاخص و تا حدود زیادی معرف خصوصیت جمع مان است و فیلمی را که ما ۹ نفر انتخاب می کنیم، برای تماشای چنین جمعی با چنین خصوصیتی انتخاب می کنیم و باید از نظر ساختار و خصوصیات حرفه ای و سینمایی از قابلیت خوبی برخوردار باشد. به بیان دیگر باید بتوانیم بر این نظر باشیم که فیلم انتخابی مان به مفهوم مطلق و در کلیت خود، فیلمی قابل دفاع و استاندارد است، که به نظر من این هر دو فیلم چنین نبودند و هر یک مشکلات ساختاری و بیانی مهم و لطمه زننده به کلیت فیلم داشتند. این بحث را هم اضافه کردم که اگر ما جمع دیگری بودیم و ترکیبی از فیلمسازها و انسان شناس ها، یا حتی جمعی با گرایش به سینمای مخاطب عام یا رسانه، شاید من جور دیگری برخورد می کردم و اهمیت بیش تری به موضوع فیلم و مسائل اجتماعی و انسان شناسانه (که مورد علاقه ام هم هست) می دادم و به نظر و انتخاب روبرت نزدیک می شدم. در باب این وضعیت و اختلاف خودم با روبرت حرف های بیش تری دارم که در نوشته ای مفصل تر و فضایی دیگر مطرحش می کنم و در این جا تنها خواستم طرح موضوع کرده باشم.</p><p dir="rtl">لطف &#8220;جایزۀ مستند برتر سال&#8221; این است که نظر تک تک داورها در بارۀ فیلم ها جداگانه مطرح می شود و حتی قرار است داورها در بارۀ فیلم های انتخابی یا رویکردهای داوری شان هم بنویسند. ضمنا&#8221; قرار است در مسیر تماشای فیلم ها و دیدار داوران با هم، نقد فیلم های مستند سال فعال شده، طرح مباحث نظری مربوط به فیلم مستند و نقد فیلم مستند و رویکردهای مختلف داوران به انتخاب و داوری فیلم ها نیز مطرح و به بحث گذاشته شود. نوشتۀ حاضر شاید جوری به پیشباز رفتن برای این نوع نوشته ها و نظرات در این فضا و این رویکرد انتخاب و داوری هم به حساب آید.</p><p dir="rtl">در دورۀ انتخاب و داوری بخش مستند جشن سینمای امسال مباحثی شروع شد و انتخاب و داوری فیلم ها در مستند برتر سال هم حتما بحث های دیگر و تازه تری را حول خصوصیت ها و تعریف فیلم مستند (بویژه با توجه به تحولات جدید تکنولوژیک و پیامدهای آن در سینمای مستند) بر خواهد انگیخت. سعی می کنیم از هم حالا و دور از فضای حساس و ملتهب روزهای نزدیک – یا در دل – داوری ها و انتخاب ها این مباحث را آغاز کنیم و پیش ببریم و سویه های مختلف این امر را باز شکافیم. از انعکاس نظرات دوستان و همکاران داور جایزۀ مستند برتر سال استقبال می کنیم و نیز از فیلمسازها و علاقه مندان نظرمند می خواهیم که در این بحث شرکت کنند.</p><p dir="rtl"> </p><p dir="rtl"> </p><p dir="rtl"> </p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>2</slash:comments> </item> <item><title>وقت گفت و گو</title><link>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/#comments</comments> <pubDate>Sun, 16 Oct 2011 18:59:40 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3763</guid> <description><![CDATA[ما مستندسازیم؛ یعنی فیلم می سازیم که بر عناصر روایت و طراحی و ساختار و هنر کارگردانی و تصویربرداری و تدوین سوار است و این همه قرار است به این بینجامد که واقعیات را، به نگاه و زبان خودمان، تعریف کنیم و نه گزارش مستقیم یا از سوی دیگر، تحریف. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">موج پیگیری پروندۀ مستندسازان از قرار در حال فرونشستن است و از قرار می توان در فضایی در خور گفت و گو و مجامله در بارۀ پاره ای مشاهدات و ملاحظات حرف زد.</p><p dir="RTL">آنچه از سر می گذرانیم واقعیت هایی پیدا را برجسته کرده و واقعیت هایی پنهان را پیش چشم مان می آورد. جدا از پیگیری های حقوقی انجمن مستندسازان در بارۀ وضع دستگیرشدگان، سکوت غریب ما مستندسازها – اگر بپذیریم که مستندسازها فقط در انجمن خود تعریف نمی شوند – را می توان به تحمل، تأمل، متانت و هوشمندی تعبیر کرد یا خاموشی از سر ضعف و بی زوری و تسلیم به حساب آورد. اگر همین پرونده برای اهالی سینمای داستانی گشوده می شد، واکنش ها همین می بود؟ (اصلا در این حد گشوده می شد؟). در جهان و جامعۀ رسانه محور، مشتری و مخاطب رسانه در عین حال که تو را به آنچه که خاطرخواه اوست می کشاند، از قرار در چنین اوضاعی نظرقربانی ات هم می شود و سپر بلایت هم قرار می گیرد (گفتم &#8220;از قرار&#8221;!). در این تفاوت وضعیت است که خلوت سرای سینمای مستند می تواند به راحتی لانۀ زنبور به حساب آید و بر زندگی آرام و محفلی اش آشوب و ولوله فرود آید.</p><p dir="RTL">ما مستندسازیم؛ یعنی فیلم می سازیم که بر عناصر روایت و طراحی و ساختار و هنر کارگردانی و تصویربرداری و تدوین سوار است و این همه قرار است به این بینجامد که واقعیات را، به نگاه و زبان خودمان، تعریف کنیم و نه گزارش مستقیم یا از سوی دیگر، تحریف. کار ما گزارش دهی و خبر رسانی و انتقال مستقیم و بی کم و کاست واقعیت نیست؛ یعنی فیلم مستند قرار نیست که بگوید واقعیت همین است و جز این نیست. فیلم مستند سندی و حکمی بر واقعیت امر واقع نیست؛ استنادی است به آن امر واقع و خوانش مستندساز است از آن. می شود این استناد و خوانش را نقد کرد یا حتی زیر سؤال برد، اما نمی توان به حکم این فعالیت و این حضور حرفه ای روشن و تعریف شده، مستندساز را مأمور گزارش دهی و خبر رسانی سیاسی و نهایتا جاسوس خواند و به این اتهام ها بر او حکم راند. پنهان نمی کنم که گاه فاصلۀ تعریف و تحریف واقعیت کمرنگ می شود، و می شود در پس پردۀ مستندسازی سیاه نمایی و سپید نمایی کرد، که در آن احوال حاصل عمل دیگر فیلم مستند نیست؛ تبلیغ است یا سیاست بازی و عرصۀ ارزیابی زیر و بالای آن جای دیگری است.</p><p dir="RTL">مستند اجتماعی داریم و مستند سیاسی &#8211; که این یکی را البته ما نداریم. وقتی از فعالیت اجتماعی تعبیر کار سیاسی می شود، روشن است که ساختن مستند اجتماعی هم عمل سیاسی به حساب می آید و هرچه مستند تیزبین تر باشد سیاسی تر ارزیابی می شود. از خلط این دو ساحت و وهم حاصل از آن فقط مستندساز نیست که لطمه می بیند، عامل وهم هم خودش را از فهم واقعیت و موقعیت دور نگه می دارد. در سوی دیگر، مستندساز البته محق است که در جایگاه حقیقی اش وارد سیاست هم بشود، اما لازم است که دو عرصۀ حرفه ای و سیاسی فعالیت اش را جدا سازد و جدا نگه دارد، چون از خلط این دو فعالیت، هم خودش و هم سینمایش &#8211; و هم فضای سینمای مستند &#8211; لطمه خواهند دید.</p><p dir="RTL">بستر وضعیت اخیر، نمایش و فروش فیلم در یک شبکۀ تلویزیونی خارجی است. اگر نمایش فیلم ها موفق بوده و فیلم ها خوب بیننده داشته اند – که از قرار چنین بوده – و اگر می پذیریم که این فیلم ها مستند بوده و نه گزارش و خبررسانی سیاسی، چرا سازوکار داخلی نمایش این فیلم ها فراهم نمی شود؟ مشکل در خود فیلم هاست؟ پس چرا پرونده در موضوع دیگری گشوده شده است؟</p><p dir="RTL">در چنین وضعیت هایی نهاد صنفی – در اینجا مشخصا انجمن مستندسازان سینمای ایران – جز گفت و گوی مستقیم در بارۀ وضعیت دستگیر شده ها چه می تواند بکند؟ ظرفیت های عملش چیست و موانع عملش در کجاست؟ آیا انجمن، متین و مصلحانه و علنی و در جایگاه انجمنی صنفی و حرفه ای، نمی توانست در همان روزهای اول ماجرا تحلیل اش را از وضعیت پیش آمده بدهد و تفاوت نظر و نگاهش با نظر و نگاه مسلط را روشن و عیان بیان کند؟ این اعلان نظر، اگر اعلام حضوری صنفی – و نه سیاسی &#8211; باشد ، در میان مسئولان امر، اهالی سینما و افکار عمومی گوش شنوا پیدا نمی کند؟</p><p dir="RTL">***</p><p dir="RTL">در وجوه ملی و جهانی روزهای سنگین و پرمخمصه ای پیش رویمان است. در مسیر ایام پرتنش و وقایع نو به نوی ماه های آتی دو طرف ماجرا فراموش می کنند که چنین روزها و چنین گیروداری جریان داشته است؛ اما بحث و درس مفید از ماوقع لازم و کارساز است.</p><p dir="RTL">دغدغۀ اصلی تر: ما مستندساز ها در مسیر شفاف سازی وضعیت کنونی و راه های برون رفت از گرداب پیش روی جامعه چه کاره ایم؟</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>1</slash:comments> </item> <item><title>حرف من از نقل تو جداست ! (در پاسخ دو نقد احمد میراحسان بر نوشته های من)</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/#comments</comments> <pubDate>Wed, 07 Sep 2011 18:38:29 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3574</guid> <description><![CDATA[احمد در هر دو نوشته اش تفاوتی میان دو عرصۀ انتخاب و داوری فیلم ها قائل نیست و می گوید: "هیأت داوری یا انتخاب با اتکا به ذهن خود قضاوت می کند". حرف من درست در خلاف جهت این باور است و در این باره با احمد اختلاف نظر دارم. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در جواب دو متن احمد میراحسان<span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/04/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D9%85/"><span style="color: #0000ff;"> &#8221; علیه استبداد نام&#8221;</span></a></strong></span> و <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/10/%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%D9%85%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;با پیروز موافقم اما از فاروقی دفاع می کنم&#8221;</span></a></strong></span> (در نقد بخش هایی از مطالب من <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/05/22/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%81%DB%8C/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;حکایت همچنان باقی است&#8221; </span></a></strong></span>و <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/02/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;چگونه دیده نشده اند؟&#8221;</span></a></strong></span> در نقد سازوکار انتخاب فیلم های مستند جشن سینما) چند نکته دارم که در این جا می نویسم، با این قصد و امید که به روشن شدن نظرات من و احمد و بهره بردن خوانندگان از این بحث بینجامد.</p><p dir="RTL">من گفته ام که به عنوان تهیه کننده در تحویل گرفتن  فیلم <strong>صفر بیست و یک</strong> شیروانی، که دوستش نداشته ام، بین کار او و کس دیگری که اعتبار و جاافتادگی او را نداشته باشد فرق می گذارم و کار او را، آن طور که او دوست دارد تحویل دهد، تحویل می گیرم و کار آن دیگری را شاید نه، همان طور که اگر در هیئت انتخابی بودم که فیلم <strong>صفر بیست و یک</strong> شرکت داشت، برای فرستادن فیلم به مسابقه به آن رأی مثبت می دادم و نتیجه گیری کرده ام که : &#8221; جایگاه انتخاب را <strong>جدا از</strong> جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان <strong>معتبر و جاافتاده</strong> در <strong>مرحلۀ انتخاب فیلم­</strong><strong> </strong><strong>ها</strong> <strong>کم­</strong><strong> </strong><strong>و ­بیش</strong> حق ویژه دارند و <strong>به­ راحتی</strong> نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، <strong>به­</strong><strong> </strong><strong>خصوص</strong> اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند&#8221;. (روشن است که تأکید ها از من است).</p><p dir="RTL">احمد در برخورد به این نظر و نتیجه گیری من نوشته: &#8221; موضوع آنجا حاد و پرسش انگیز می شود که او می گوید “نام” سازنده مجوز ورود یک فیلم به حلقۀ مسابقه است و هیأت داوران حق کنار نهادن آثار ناموران را ندارد. به نظرم این، خودکامگی نام و دفاع از کسانی است که اسم و رسمی دارند. من نامدار باید بر ارزش ها و نظر هیئت انتخاب سلطه بیابم؟ چرا؟ این، تخفیف و ذلّت یک گروهی که وظیفۀ شان انتخاب است – انتخاب مسلما” حاوی داوری است در مقیاس خود و مرتبط با ویژگی کار گزینش – چرا مشروع و محق است؟&#8221;</p><p dir="RTL">من گفته ام جایگاه انتخاب را <strong>جدا از</strong> داوری می بینم (یعنی در داوری نظرم چیز دیگری است)، گفته ام مستندسازهای <strong>معتبر و جاافتاده</strong> (و نه فقط صاحب <strong>نام</strong> که این همه احمد در متن دو سه خطی اش بر آن تأکید دارد) در <strong>مرحلۀ انتخاب</strong> (باز تأکید کرده ام &#8220;انتخاب&#8221; و نه مثلا مسابقه) <strong>کم و بیش</strong> حق ویژه دارند (گفته ام &#8220;کم و بیش&#8221; و نه اینکه &#8220;برای نام سازنده مجوز ورود به مسابقه &#8221; صادر کرده باشم) و گفته ام <strong>به راحتی</strong> نمی توان فیلمشان را کنار گذاشت (یعنی این که با سختگیری و در شرایطی &#8220;می شود&#8221; کنار گذاشت) و گفته ام <strong>به خصوص</strong> اگر <strong>تجربه و کار تازه و ویژه ای </strong>انجام داده باشند (یعنی تأکید کرده ام که در این شرایط به خصوص باید آن حق ویژه را قائل بود، یعنی اگر فیلم بد یا خنثی بود می شود جور دیگر برخورد کرد، و اصلا <strong>مجوز</strong> بی قید و شرط و بر اساس &#8220;نام&#8221; صادر نکرده ام.)</p><p dir="RTL">احمد قضاوت کند این متن دو سه خطی سیال و با اگر و اما و شرط و شروط من با نقل قول حاد و خانمان برانداز! او از حرف های من: &#8220;موضوع آنجا حاد و پرسش انگیز می شود که او می گوید “نام” سازنده مجوز ورود یک فیلم به حلقۀ مسابقه است و هیأت داوران حق کنار نهادن آثار ناموران را ندارد.&#8221; و نتیجه گیری های بعد از آن چه نسبتی دارد و آیا نتایج حاصل از آن گفته و این نقل قول تحریف شده و ادامۀ شدّاد و غلّاظ اش یکی است؟ (او در ادامۀ همان نقل قول می نویسد: &#8221; این حق هر هیئت انتخابی است که علیه دیکتاتوری نام عمل کند و از یک رابطۀ باندی، حق ویژه، رانت خواری نام ها و رفتارهای پدرخواندگی و سلطه گرانۀ نام ها خود را رها کند و بر آن بشورد.&#8221; واقعا&#8221; احمد با که و کدام حرف و نوشته در گفتگو است؟ )</p><p dir="RTL">حرف اصلی من این است که امر انتخاب با کار داوری متفاوت است. هیئت انتخاب قرار است فیلم هایی را انتخاب &#8211; سرند و غربیل &#8211; کند تا هیئت داوران آن ها را داوری – قضاوت شخصی و قطعی و نهایی &#8211; کند و مخاطبان جشنواره هم بروند آن ها را ببینند. در این فضا طبیعی است که در برخورد به فیلمی از یک فیلمساز جاافتاده و معتبر که تنها صاحب نام نیست و استخوان حرد کرده و جا افتاده و اعتبار دارد و داوران و مخاطبان، علاقه مند و پیگیر دیدن کارش اند، برای این علاقه و پیگیری نمی شود هیچ حسابی باز نکرد، مگر این که فیلم، بد و دور از شأن آن اعتبار و جا افتادگی ارزیابی شود. این نظر دنبال نام افتادن و مجوز صادر کردن به هر قیمتی و برای هر فیلمی نیست. هیچ مدیر جشنواره ای نیست که در چنین وضعیتی کار یک فیلمساز معتبر را با فیلمی از فیلمسازی تازه وارد در یک جایگاه قرار دهد و روشن است که فیلمساز های تازه کار باید زور بیش تری بزنند تا خودشان را بباورانند و جا بیندازند. روشن است که هیئت داوری، در جایگاهی متفاوت با امر انتخاب و مقتضیات آن، با فیلم هایی رو به رو می شود که همۀ این هدف گذاری ها و توجهات و ملاحظات را پشت سر گذاشته اند و کار هر داوری، تنها خرج کردن اعتبار نام و موقعیت و سلیقه و نظر شخصی اش در امر انتخاب قطعی و نهایی بهترین فیلم است که جمع بسته می شود در نظر نهایی هیئت داوران. می بینیم که هیئت داوران هم بر مبنای اعتبار و نام شان &#8211; و نه انصاف و عدل و اخلاق شان &#8211; دستچین می شوند. جشنواره ها بیش از هر چیز یک نمایشگاه اند؛ نمابشگاه فیلم ها و نمایشگاه فیلمسازان (و البته نمایشگاه حواشی دیگری که فعلا موضوع بحث ما نیست). آن ها را مقدس جلوه ندهیم و رعایت انصاف و اخلاق و عدالت را بارشان نکنیم. به وضعیت های واقعی شان رجوع کنیم و سعی کنیم سازوکار واقعی و متفاوت شان – متناسب با تعریف و شخصیت های متفاوتی که دارند – را مدّنظر قرار دهیم.</p><p dir="RTL">احمد در هر دو نوشته اش تفاوتی میان دو عرصۀ انتخاب و داوری فیلم ها قائل نیست و می گوید: &#8221; <strong>هیأت داوری یا انتخاب</strong> با اتکا به ذهن خود قضاوت می کند&#8221;. (تأکید از من است). حرف من درست در خلاف جهت این باور است و در این باره با احمد اختلاف نظر دارم. رأی داوران عمدتا میانگین سلیقه و نظر تک تک آن هاست و قانونا&#8221; و عرفا&#8221; امری و نظری بیرون از جمع داوران  - یا حتی از درون این جمع و در برابر یک داور- حق ندارد به نظر داور جهت بدهد و در آن دخالت کند، در حالی که امر انتخاب فیلم ها (که در ایران مدام برایش هیئت تشکیل می دهند!) در جهت خصوصیات و اهداف جشنواره و با رعایت توجهات و سیاست ها و ملاحظات مرتبط با آن اهداف و خصوصیات و توسط دبیر مشرف و صاحب اختیار جشنواره یا جمعی در هماهنگی با مدیریت کلان جشنواره انجام می شود و اگر جشنواره ای شخصیت و هدف تعریف شده ای ندارد یا دبیر مؤثر و صاحب اختیاری آن را رهبری نمی کند و بی هیچ توضیح و توجیهی عنان انتخاب فیلم هایش را می سپارد به دست هیئت انتخابی خالی الذهن و خودمختار، این کار غلط است و مدیریت جشنواره از این راه دارد تعریف مشخص نداشتن و بی هویتی جشنواره و بی اختیار بودن خودش را پشت ادعای &#8220;صاحب اختیار و رأی بودن هیئت انتخاب&#8221; پنهان می کند. در ایران، و به خصوص در جشنواره های دولتی، همان گونه به انتصاب هیئت انتخاب می پردازند که به انتصاب هیئت داوری و برای هر دو اختیار و خصوصبات و شأن حرفه ای یکسان قائلند و این غلط است و بیش از آن که از اخلاق و انصاف خوب صاحب جشنواره &#8211; آن چه پزش را می دهند &#8211; نشان داشته باشد، ناشی از خصلت بد ندانم کاری و بی هدف بودن و عدم تعریف یک جشنواره – متفاوت با جشنواره های دیگر – است. انتخاب فیلم ها کار دبیر جشنواره و جمع همراه و در اختیار اوست – یا در شکل و جایگاه و تعریفی دیگر، کار یک آکادمی که تعریف و اعتبار عددی و کمّی دارد- و نه هیئت انتخابی که اصلا نمی داند هدف و خصوصیت جشنواره چیست و سیاست آن کدام است و به همین علت به سمت سلیقه ای  عمل کردن یا از ظنّ خود یار جشنواره شدن سوق داده می شود.</p><p dir="RTL">حرف اصلی من در نوشتۀ &#8220;حکایت همچنان باقی است&#8221; همین است و اشاره ام به چند فیلم و تعجب از انتخاب نشدن شان، از سر ادعا در برابر فیلم های انتخاب شده و مخالفت با آن ها – که نصف شان را ندیده ام &#8211; نبوده و از سر این بوده که آن چند فیلم  را دیده ام و دیده ام که هیئت انتخاب امکان انتخاب فیلم های بیش تری را داشته و کماکان این فیلم ها را که فیلم های خوبی در فضای تازه و کمتر دیده شده ای در سینمای مستند ما هستند، ندیده است. نقدم به معیارهای اعلام شدۀ هیئت انتخاب هم نه به نفس عمل معیار گذاری برای کارشان – که می پذیرم کار خوبی است -  بلکه به آکادمیک و صنعت گرا و شسته رفته گی – و به این معنی عصا قورت دادگی – آن معیارها بود، که نتیجه اش می شود موضع گرفتن در برابر فضاهای متفاوت و نفس های تازه ای که شاید با این نگاه صنعت گرا و شسته رفته نخواند؛ و از جمله آن چند فیلم. انتخاب فیلم من و احمد هم می تواند لزوما با رویکرد مورد نظر احمد – دیدن وجه خودبیانگری شان – نبوده باشد و جذب وجه دیگری از این دو فیلم شده باشند؛ شاید.</p><p dir="RTL">نوشتن لفظ &#8220;هماهنگ کنندۀ هیأت انتخاب&#8221; – و نه &#8220;مدیر هماهنگی آثار مستند جشن سینما&#8221; (خبرگزاری ایسنا)  - برای رامین حیدری فاروقی هم اشتباه و سهو من بوده و نه ناشی از هیچ عمد و معنا گذاری ای. راستش در گفته های او آن قدر نظرات و توجهات هیئت انتخاب با جزییات دقیق و مفصل و جذب شده ای بیان شده بود که در ذهن من نگنجید که این کلام را از زبان فردی جدا از آن جمع و مسئول هماهنگی بخش مستند جشن سینما شنیده باشم. معذورم.</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>گشایشی در راه است؟</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments> <pubDate>Tue, 06 Sep 2011 19:49:36 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3562</guid> <description><![CDATA[در شب مراسم جشن مستند خانۀ سینما وقتی هوشنگ گلمکانی رفت روی صحنه که یکی از جایزه ها را بدهد، در حالی که حدودا" برانگیخته – و شاید هم کفری – به نظر می آمد، از نمایش داده نشدن فیلم های مستند گفت، و گفت که خود فیلمسازها باید فعال شوند و فکری برای این مسئله بکنند. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در شب مراسم جشن مستند خانۀ سینما وقتی هوشنگ گلمکانی رفت روی صحنه که یکی از جایزه ها را بدهد، در حالی که حدودا&#8221; برانگیخته – و شاید هم کفری – به نظر می آمد، از نمایش داده نشدن فیلم های مستند گفت، و گفت که خود فیلمسازها باید فعال شوند و فکری برای این مسئله بکنند. یکی دو بار دیگر را به یاد می آورم که در دیدارهای گاه به گاهمان از او در این باره شنیده ام و دغدغۀ اصلی او در بارۀ سینمای مستند را همین مسئله دیده ام.</p><p dir="RTL">این مسئله و معضل فکروذکر کدام مستندساز و مستنددوستی نیست؟! از آن کم گفته و نوشته نشده است. به نظر می رسد حس و تصور خیلی هامان این است که این همه می خواهیم و می گوییم و با این حال اتفاق خاصی در این باب نمی افتد و برای همین، هوشنگ اغلب آرام و خونسرد که قرار هم نیست فکروذکر اصلی اش سینمای مستند باشد، به این مسئله که می رسد دچار کلافگی و برانگیختگی می بینیمش. یک وضعیت تازه هم این معضل را بیش از گذشته پیش چشم می آورد: در بارۀ سینمای مستند در نشریات و سایت های جوراجور بسیار بیش تر نوشته می شود و خیلی بیش تر از گذشته به نام و نشان مستند هایی بر می خوریم که خبری از نمایش عمومی شان نیست. شبکۀ مستند هم که راه می افتد و این انتظار را دامن می زند که مستند های ایرانی و به روز بیش تری ببینیم، آنتن اش پر می شود از برنامه هایی در بارۀ سینمای مستند! در این برنامه ها یا خبری از نمایش خود فیلم ها نیست یا اشانتیونی از فیلم ها پخش می شود که آتش تماشای اصل فیلم ها را شعله ور تر می کند. از قرار اخیرا&#8221; یکی از این برنامه ها را حول نمایش کامل فیلم مستند ایرانی و گفت و گو در بارۀ آن تعریف کرده اند که امیدوارم پا بگیرد و موجب خرید رایت نمایش فیلم های روز و نمایش کامل آن ها در تلویزیون بشود.</p><p dir="RTL">امسال از این طرف و آن طرف می شنویم &#8211; و خودم هم درگیر یک فضایش هستم – که خواست و فعالیت برای عرضۀ ویدئویی مستند ها جدی تر شده و بر توافق هایی با ارشاد هم تکیه دارد، که باید جلو برویم و ببینیم به کجا می انجامد. به نظر می رسد در وضعیت کنونی، رو آوردن تلویزیون به خرید رایت نمایش فیلم ها و فعالیت برای عرضۀ ویدئویی مستندها توسط بعضی دفاتر و خود فیلمسازان، آشنا ترین و عمومی ترین کارهایی است که می شود برای گسترش نمایش فیلم های مستند انجام داد. حتی تولید فیلم با هدف و چشم انداز نمایش ویدئویی آن هم موضوع شده و در این فضا در میان مستندسازهای حرفه ای تر ساختن فیلم مستند بلند یک هدف و فعالیت جدی به حساب می آید. نمایش های خصوصی در سالن ها هم هدفمندتر و برنامه دار تر می شود و نمایش مستند در محافل خانوادگی و دوستانه و تخصصی هم به تدریج دارد به نوع خاص و ایرانی نمایش فیلم مستند تبدیل می شود. نمایش فیلم در فضای مجازی هم که وجه دیگر تر و پر مسئله تر ماجراست.</p><p dir="RTL">***</p><p dir="RTL">وقتی از لزوم گسترش نمایش فیلم مستند حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟! گسترش تا کجا و برای کدام مخاطب؟ تا مخاطب عام تلویزیون بین؟ اگر چنین است، آن وقت می شود گفت که زیادی درگیر یک طرف ماجراییم و فکر این نیستیم که برای این بازار فرضا&#8221; گشوده چه قدر محصول مقبول موجود است؟ صفحۀ تلویزیون آن قدر به روی فیلم های مستند بسته بوده و تماشاگر عام تلویزیون با مقولۀ فیلم مستند ایرانی آن قدر ناآشناست و از این سو آن قدر مستندساز به هنگام ساختن فیلم، ذهنش جدا و دور از احتمال دستیابی به مخاطب عام حرکت کرده است که تا برپایی مهمانی رفاقت و دلدادگی این و آن، چه زیر و بالا ها که باید طی شود؛ یکی اش مسیر سخت جدا شدن مستندساز از عادات سنگین فیلم ساختن برای مخاطب محفلی و جشنواره ای. دیگر این که پیش می رویم و مستندساز فیلم مطلوب می سازد و مخاطب هم تشنۀ دیدن محصول، اما صدا و سیما، برافروخته و شاکی از این دل دادن و قلوه گرفتن بر سر فیلمی خلاف عادت معمول و مذاق دیرینش، مانع راه افتادن بساط این فیلم/پارتی می شود!</p><p dir="RTL">این روزها که شبکۀ مستند راه افتاده، آداب مراودات میان فیلمساز و سفارش دهنده و مخاطب عینت های بیش تری پیدا می کند و به تدریج از وجه معارفه به وجه معامله گذر می کند. شبکه خوراک می خواهد و شدیدا درگیر کمیت می شود – نشانش این که فقط مجموعه می طلبد و نه تک فیلم &#8211; و از دیگر سو چون رسانه است به مخاطب عام نظر دارد، نبظش با زیروبم پسند او می زند و آب اش با مستند مؤلف و فاخر و جشنواره ای در یک جو نمی رود. شبکه، مستند را همچون همۀ تولیدهای دیگرش برنامه تعریف می کند؛ و در همه چیز: در روابط و منطق های مدیریتی، در رویکرد به موضوع و ساختار فیلم ها، در برقراری رابطه با تهیه کننده و فیلمساز، در طراحی و بودجه بندی تولید ها و در نحوۀ نمایش و مراوده با مخاطب. خوش مان بیاید با بدمان، و این نوع تولید و فیلمسازی را هر چه بنامیم، طبیعت و سازوکار گردش امور رسانه با این منطق ها و عوامل می خواند و می گردد و نه با آرزوهای غیرواقعی و طلبکارانۀ ما. این روزها به دوستان جوان مستندساز می گویم بروید به شبکۀ مستند طرح بدهبد و مستندهای برنامه ای و رسانه ای بسازید که نیاز و مطلوب هم شبکه و هم مخاطبان آن است و یاد بگیرید که خوبش را هم بسازید – که اصلا هم کار آسانی نیست &#8211; و از توهم ساختن مستند مؤلف و دلی و شخصی در آن جا بیرون بیایید و برای ساختن آن جور فیلم هایتان فکر جای دیگری باشید و دست در جیب مخاطبان خاص، سفارش دهندگان خاص یا خود خاص تان بکنید.</p><p dir="RTL">این دو فضا – مشکل نمایش فیلم های مستند و مشکل نوع مستندسازی ما در ارتباطش با مخاطب – را در کنار هم نگاه و مطرح کردم تا متذکر این معنا باشم که نیاز ما به نمایش فیلم های مان با نیاز مخاطب برای دیدن فیلم &#8220;دیدنی&#8221; گره خورده و این واقعیت به ظاهر ساده، گرۀ هنوز ناگشودۀ واقعیت عرضه و تقاضا در سینمای مستند ما باقی مانده است.</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>فیلم/مقاله های من !</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comments</comments> <pubDate>Sat, 03 Sep 2011 09:12:01 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[پروژه " فیلم مقاله "]]></category> <category><![CDATA[پروژه ها]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3529</guid> <description><![CDATA[آیا محوریت پیدا کردن گفتار در جهت بیان نظرگاه شخصی فیلمساز، فیلم را فیلم/مقاله می کند؟ احتمالا". این تعریف و شاخصه اما همیشه اصل و جاری نیست؛ مثلا" برای من سه فیلم قضیه، شکل اول شکل دوم، همشهری و مشق شب کیارستمی هم یک جوری فیلم/مقاله اند، چون در هرسه دغدغه های رفتارشناسانه/آموزشی/فرهنگی - و در عین حال شخصی - فیلمساز نقطۀ حرکت فیلم اند و فیلم در مسیر و متمرکز بر گفتار دائم آدم ها حول یک محور و موضوع روشن و مشخص شکل می گیرد.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">آیا محوریت پیدا کردن گفتار در جهت بیان نظرگاه شخصی فیلمساز، فیلم را فیلم/مقاله می کند؟ احتمالا&#8221;. این تعریف و شاخصه اما همیشه اصل و جاری نیست؛ مثلا&#8221; برای من سه فیلم <strong>قضیه، شکل اول شکل دوم</strong>، <strong>همشهری</strong> و <strong>مشق شب</strong> کیارستمی هم یک جوری فیلم/مقاله اند، چون در هرسه دغدغه های رفتارشناسانه/آموزشی/فرهنگی &#8211; و در عین حال شخصی &#8211; فیلمساز نقطۀ حرکت فیلم اند و فیلم در مسیر و متمرکز بر گفتار دائم آدم ها حول یک محور و موضوع روشن و مشخص شکل می گیرد: در <strong>قضیه &#8230;</strong> موضع سیاستمداران و متفکران مملکت در یک برهۀ سیاسی خاص در برابر موقعیتی اخلاقی/فرهنگی، در <strong>همشهری</strong> رفتار منفعت طلبانۀ آدم ها در برخورد با یک مانع قانونی و در <strong>مشق شب</strong> بروز رفتار مستبدانه/ کلیشه وار اولیا با بچه هایشان حول یک وضعیت تیپیک آموزشی. جالب است که در هر سۀ این فیلم ها، که به سبب محور قرار گرفتن دلمشغولی های شخصی/اجتماعی فیلمساز نوعی فیلم مقاله اند، صحبت های رو به دوربین آدم ها جای متن و گفتار فیلم را گرفته اند و حدودا&#8221; همان کار گفتار در یک فیلم/مقاله را به سرانجام می رسانند. تا آنجا که این موضوع ها به عنوان مسائلی بیرون از فیلمساز دیده و بیان می شوند، فیلم ها ربطی به گونۀ فیلم/مقاله ندارند، اما  نگاه تیزبین و مشاهده گر فیلمساز و چبنش حرف ها و موقعیت ها، از کشاکش های شخصی و ذهنی کیارستمی با این موضوع ها و موقعیت ها تأثیر و انرژی می گیرند، یخصوص وقتی باخبر باشیم که  دغدغه های آموزشی/رفتار شناسانه در کیارستمی سابقۀ فیلم های آّموزشی او را با خود دارد و حرکت این گرایش حتی در فیلم های داستانی او، بخصوص در <strong>خانۀ دوست کجاست؟</strong> و  <strong>ده </strong>او هم دیدنی است. این واقعیات را از بهر تأکیدم بر انگیزۀ او در پیگیری و بیان نظرگاه شخصی اش در این فیلم ها و نزدیک شدن این فیلم ها به فرم فیلم/مقاله آوردم.</p><p dir="RTL">سؤال دیگر: فیلم های خودبیانگر، به ویژه فیلم هایی که در آن ها بیان خود فیلمساز از طریق حرکت و محوریت گفتار پبش می رود، فیلم/مقاله اند؟ به نظر می رسد در این گونه فیلم ها، آن هایی که بیانگر دغدغه های ذهنی فیلمسازاند و منظری سوبژکتیو دارند، در دایرۀ فیلم/مقاله جا می گیرند و آن هایی که بیان عینیت و زندگی و روابط فیلمساز اند و ابژکتیو اند و گفتار در آن ها نقش توصیفی دارد یا حسیات و احوال ملموس فیلمساز را بیان می کند، فیلم/مقاله نیستند. از این جا می رسم به این تعریف محدودساز که: فیلم/مقاله ها با احوالات و کشاکش های ذهنی/نظری فیلمساز سروکار دارند، که می تواند به فیلم هایی خودبیانگرانه بینجامند با نینجامد؛ ضمن این که هر فیلم خودبیانگرانۀ متکی به گفتاری هم لزوما فیلم/مقاله نیست.</p><p dir="RTL">من دو فیلم دارم که بنیان شان بر گفتار نهاده شده و کشاکش های ذهنی من با مقولاتی اجتماعی و بیرون از من &#8211; در اولی &#8211;  و مرتبط با زندگی و عینیت احوالم – در دومی – محور اصلی حرکت هر دو فیلم بوده است: <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> (۱۳۸۵) و <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر </strong>(۱۳۹۰). در تولید هر دو فیلم قصد ساختن فیلم/مقاله را داشته ام، منتهی نه از طریق درمیان گذاشتن یک قصد نظری مشخص و بعد، حرکت برای به عمل درآوردن آن در فیلم، بلکه با چشمداشت کلی به این نوع مستند و حرکت رها و در عین حال حرفه ای برای تجربۀ ساختن دو فیلم در احوال این گونه فیلمسازی.</p><p dir="RTL">در <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> قصد تکیه دادن فیلم به یک گفتار پروپیمان و دائم را داشتم که به یک اندازه، هم اطلاع رسان و شناسانندۀ موضوع فیلم – تهران درگیر با مسئلۀ زلزله -  باشد و هم بیان دلمشغولی های شخصی ام با موضوعی مبتلابۀ جامعۀ اطراف و بیرون از حودم. فیلم، خوانش من از رابطۀ تهران &#8211; حود همچون یک زلزله! &#8211; با زلزلۀ طبیعی پیش رویش است؛ فیلمی بیشتر در بارۀ تهران است – دغدغۀ دائم  من در فیلمهایم – تا زلزله – که سفارش دربرابرم بود و مثل هر موضوع دیگری که می شد به تهران ربطش داد! به واقع صحبت کردن در بارۀ زلزلۀ تهران بستری شده بود برای ساختن فیلمی در مسیر دغدغه های فیلمسازانۀ شخصی و بیان تأمل های ذهنی و  شخصی ام در بارۀ موضوعی مبتلابۀ مردم و جامعۀ شهر محل زندگی ام. گفتار این فیلم مثل هر مقاله ای محور و مسیر مشخصی دارد؛ محورش این ایده است: تهران با زلزله های خودساخته، جوراجور و دست به نقد اطرافش وقت نمی کند یا شاید فایده ای ندارد که خطر از قرار دور و نسیۀ زلزلۀ طبیعی را جدی بگیرد. مسیر فیلم هم گذر لایه به لایه از این خطرها در کنار نمایش وضعیت تهران در برابر زلزله است، از زبان فیلمسازی که یک سال است درگیر موضوع است و حالا روشن و در عین حال خنثی دانسته هایش را با مخاطب درمیان می گذارد؛ گویی بعد از این همه رابطه و دانایی هنوز تلنگر خاصی نخورده و حتی توصیۀ ساده و ارزان درکنار داشتن کوله پشتی ای شامل کمک های اولیه و یک یادگار از زندگی اش برای روز موعود را هم جدی نگرفته است. این فیلم برای خودم شورش و عرض اندامی در برابر نظری بود که سینمای مستند را بی طرف می داند و نیز نگاهی که گفتار را زائده و مددرسان تصویر می خواهد و مستندساز نظرمند و مستندسازی مصرّ به بیان نگاه و نظر شخصی را بر نمی تابد. می خواستم فضایی از واقعیت امروزین و تروتازۀ دوربین به مثابه قلم را تجربه کنم؛ فیلمی همچون یک مقالۀ برانگیزنده که سعی می شود تصاویرش برای انتقال این انگیزش ذهنی/سوبژکتیو فضا بسازند.</p><p dir="RTL">در ساختن <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> با این مسئله درگیر بودم، و هنوز هم درگیرم، که رابطۀ گفتار و تصویر در فیلم/مقاله چیست؟ آیا اگر تصویر همپای گفتار و هم زور و درکشاکش دائم و گره خورده با آن پبش برود، خصلت قلم/مقاله ای و دغدغۀ شخصی/نظری و غیر فیلمیک فیلمساز تخت الشعاع قدرت و تسلط ساختار و فرم و تصویر فیلم قرار نمی گیرد و آیا در فیلم/مقاله حرف آخر را شور و حساسیت،قدرت تأثیر، بیانگری و صراحت کلامِ گفتار نمی زند؟ در این جا آیا نباید تصویر ساده و عینی و ملموس باشد تا ذهنیت و سوبژکتیویتۀ گفتار و گوینده/فیلمساز به بار بنشیند؟ (فیلمسازی که حرف و نظرگاه شخصی اش را رودررو و مستقیم با مخاطب فیلمش در میان می گذارد و خواستار تأمل و مشارکت او در همراهی و حتی مکالمه با دغدغه های شخصی خود است). روایت  &#8211; چه نوع روایتی؟ &#8211; در فیلم/مقاله چگونه عمل می کند و چه ویژگی هایی دارد؟ رسانه و مخاطب چه بر سر یک فیلم/مقاله می آورند: آفرینندۀ انگیزش اند یا برهم زنندۀ صراحت و فردیت و خودانگیختگی و رادیکالیسم آن؟ موضوع های خاص و گره خورده به شور و حساسیت فیلمساز برای فیلم/مقاله مناسب ترند یا موضوع های حاد و فراگیر و طرف توجه مخاطب عام؟ چرا گفتار شخصی در فیلم/مقاله ها اغلب به ساحت و کلام شعری رو می آورند و از این بابت از فرم معمول و مرسوم مقالات مکتوب فاصله می گیرند؟ من خودم از سال های دور درگیر شعر بوده ام؛ هیچ وقت شعر نگفته ام، اما همیشه یک مخاطب شوریده و پیگیر شعر بوده ام. در مسیر نوشتن گفتارهای این دو فیلم، بی آنکه هیچ یک از دو گفتار شاعرانگی آشکاری داشته باشند، حسّ پنهان شاعرانۀ خوبی با خود داشتم و احساسم این بود که این حس دارد در لحن و زبان و لایه های زیرین گفتار وارد می شود.</p><p dir="RTL"><strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> تا چه حد &#8211; و اصلا آیا &#8211; فیلم/مقاله است؟ این سؤال هنوز برایم مطرح و بی جواب باقی مانده است. معتقدم و اغلب بیان شده که وجه مقاله ای فیلم/مقاله حکم می کند که فیلم/مقاله یک دغدغه و موضوع ثابت و محوری داشته باشد که فیلم در مسیر کشاکش و کلنجار رفتن دائم با آن و حول آن پیش برود وشکل بگیرد. در <strong>تهران</strong> <strong>چند درجۀ ریشتر؟</strong> این موضوع اصلی و مدام، درگیر نبودن تهران پر از زلزله های دست ساخت و دائم و دست به نقد، با زلزلۀ طبیعی و دور از اختیار و – از قرار – نسیه و دوردست است. در <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> این موضوع محوری چیست؟ فیلم با گفتۀ فیلمساز شروع می شود که می گوید در دوره های مختلف ذهنش درگیر ایده های مختلف در بارۀ پارک شهر بوده و چون به نظر می آید در این سن و سال تنها موقعیت او برای ساختن فیلمی در بارۀ پارک شهر همین یک بار است، می خواهد همۀ آن ایده ها را خرج این یک فیلم کند! بعد از این قول و قرار، باقی فیلم در فضای سرک کشیدن به تک تک آن ایده ها می گذرد تا پایان فیلم که یک جوری فیلمساز احساس می کند خودش موضوع و ایده برای پارک شهر شده و پارک شهر شروع کرده است به تعریف کردن فیلمساز! به واقع، فیلم، شرح ایده ها و افکار جوراجور و پراکندۀ فیلمساز در بارۀ پارک شهر است و نه موضوع و مسئله ای مشخص و محوری در بارۀ آن، و به نظرم می رسد همین وضعیت فیلم را از فیلم/مقاله بودن دور می کند. فیلم پر از گفتار روایتگر ایده ها و افکار فیلمساز و فیلمی خودبیانگر است و به دغدغه های شخصی فیلمساز هم گره خورده و همۀ این ها سوقش می دهد به سوی شکل و شمایل یک فیلم/مقاله، اما یه نظرم می رسد چون پیگیر موضوع و دغدغه ای واحد نیست و محور ثابت و مسئلۀ مشخصی موضوع گفتار نیست، به همین میزان از محورگرایی و ساختار مرکزیت گرای یک فیلم/مقاله دور می شود. می خواهم بگویم هر فیلم گفتار محور خودبیانگر لزوما فیلم/مقاله نیست.</p><p dir="RTL">در شروع بند و پاراگراف بالا پرسیدم <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> آیا فیلم/مقاله است و همان جا گفتم این سؤال هنوز برایم مطرح و باقی است. چه شد که در چند خط موضع منفی و مخالف پیدا کردم ؟! انگار بلندبلند فکر کردم و می بینم که هنوز اگر و اما هایی در استدلال هایم هست که نیاز به تفکر و مکاشفۀ بیش از این ها دارد.</p><p dir="RTL"><p dir="RTL"><strong>مطلب مرتبط با این موضوع:</strong></p><p><strong>امید بلاغتی: <span style="color: #0000ff;"><a href=" http://vamostanad.com/1390/07/01/%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8/"><span style="color: #0000ff;">آوازهایی که سالینجر به تو آموخت (نگاهی به فیلم “سالینجرخوانی در پارک شهر” پیروز کلانتری)</span></a></span></strong></p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>چگونه دیده نشده اند؟</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments> <pubDate>Wed, 24 Aug 2011 05:14:36 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3470</guid> <description><![CDATA[من جایگاه انتخاب را جدا از جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان معتبر و جاافتاده در مرحلۀ انتخاب فیلم­ ها کم­ و ­بیش حق ویژه دارند و به­ راحتی نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، به­ خصوص اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دو سال پیش مستند <strong>صفر بیست­ و ­یک</strong> محمد شیروانی در مجموعۀ &#8220;تهران من&#8221; آماده شده بود و من و سعید رشتیان، به ­عنوان تهیه­ کنندگان مجموعه، آن را دیدیم برای تحویل گرفتن کار و ارائه به سفارش­ دهنده که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. فیلم را دوست نداشتم &#8211; که مهم نبود؛ چون باید در جایگاه تهیه­ کننده به ارتباطم با فیلم و با سرمایه ­گذار فکر می­ کردم. تشخیصم این بود که کار تحویل­ دادن فیلم مشکل خواهد بود؛ با این­ حال پذیرفتیم که فیلم را تحویل بگیریم و تحویل بدهیم. اگر جای شیروانی با فیلمساز جوان و تازه ­کاری روبه ­رو بودیم قطعا&#8221; چنین نمی­ کردیم؛ نه از این­ بابت که به آن فیلمساز جوان زورمان می­ رسید و زور کل­ کل­ کردن با شیروانی را نداشتیم. در همان دیدار و در یک برخورد و رابطۀ حرفه ­ای به او گفتم که فیلمش اگر ۵۰ دقیقه شود، فیلم بهتری از ۷۰ دقیقۀ کنونی ­اش می­ شود و او بعدا&#8221; خودش به همین نگاه و تصمیم رسید. فیلمش را تحویل گرفتیم، چون او به موقعیت حرفه­ ای و جاافتادگی­ ای دست یافته که فیلمش باید نهایتا&#8221; همان­ گونه که خودش دوستدار ارائه ­اش هست، تحویل گرفته و دیده شود. هنوز هم این فیلم را دوست ندارم، اما وقتی فکرش را می­ کنم که در هیئت انتخابی حاضرم و باید در بارۀ این فیلم نظر بدهم، مطمئنم که آن را برای عرضه­ کردن به فضای مستندسازی­ مان و دیده­ شدن در این فضا انتخاب خواهم کرد، چون جایگاه انتخاب را جدا از جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان معتبر و جاافتاده در مرحلۀ انتخاب فیلم­ ها کم­ و ­بیش حق ویژه دارند و به­ راحتی نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، به­ خصوص اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند.</p><p dir="RTL">امسال وقتی شنیدم که مستند <strong>تلسکوپ، گفتگوی پدر و پسر</strong> شیروانی برای مسابقۀ بخش مستند جشن سینما انتخاب نشده، حسابی کفری شدم. پارسال نسخۀ نزدیک به فاین­ کات فیلم را دیده بودم و منتظر آماده شدن و به نمایش درآمدن فیلم بودم و حالا می­ دیدم که یکی از مهم­ ترین امکان­ های دیده و مطرح ­شدن این فیلم به همین سادگی از دست رفته است. این فیلم که زمان ۷۰ و چند دقیقه­ اش در دو نمای جداگانه از شیروانی و پسرش، رودرروی هم و در یک کادر می­ گذرد و به بیان دوره ­ای از زندگی آن­ دو می­ پردازد، فیلم مهمی است، چون به درون و ذات توان و امکان دوربین و سینمای دیجیتال در نزدیک شدن به زیرلایه­ های روابط ما نگاه می­ کند و درگبر کشاکش و زورورزی با این موقعیت است. مگر چند فیلم امسال ما به این وضعبت خاص و مهم سینمای مستند امروزمان نظر انداخته­ اند که این تجربۀ خاص از فیلمساز معتبرمان را نمی­ بینیم و به­ همین راحتی کنارش می­ گذاریم؟ در این مثال پیش رو، کار هیئت انتخاب دل­داده و مشرف به سینمای مستند ما و درگیر غربال­ کردن – و نه داوری – فیلم­ های یک سال این سینما، دقیقا&#8221; درست دیدن این وضعیت و فراهم ­کردن امکان دیده­ شدن جایگاه این تجربه از این فیلمساز، و نه داوری در بارۀ کم­ و ­کیف و زیر و بم به­ بار نشستن یا شکست آن بوده است. من که فیلم را دوست دارم و موفق می­دانمش، اما اگر هم فیلم درنیامده باشد و در تجربۀ درمیان گذاشته­ اش شکست خورده باشد، این رویکرد اندیشیده و این تجربۀ فکرشده از سوی شیروانی جسور و اهل تجربه و ریسک­ کردن آن قدر مهم است و در سینمای مستند ما کم اتفاق می­ افتد که زورورزی منجر به – فرضا&#8221; &#8211; شکست او هم باید دیده شود و در معرض ارزیابی و نقد قرار گیرد.</p><p dir="RTL">همین مورد مثال را در بارۀ فیلم <strong>خانۀ من</strong> محسن امیریوسفی هم می­ توانم پیش بگیرم و این سؤال را وسط بگذارم که چگونه هیئت انتخاب رویکرد ساده و درعین حال شدیدا&#8221; حرفه­ ای، روان و روایتگر او را در گزارش سرزنده و جذابش از خانه­ گردی­ هایش ندیده و اهمیت این برخورد رها و تلخ و طناز را درنیافته است؟</p><p>حرف آخری هم دارم. فکر می­ کنم این دو فیلم و نیز دو فیلم <strong>ناخوانده در تهران</strong> مینا کشاورز و <strong>۲۱ روز و من</strong> شیرین برق­ نورد، که همگی در فضای کمتر تجربه شدۀ مستندهای خودبیانگر در سینمای ما فیلم ­هایی مهم و دیدنی­ اند، چوب همین رویکردهای رها و کمتر تجربه شده و نامتناسب با متر و پسند های اعلام شده توسط رامین حیدری فاروقی، هماهنگ کنندۀ هیئت انتخاب، یعنی &#8220;رعایت معیارهای کیفی بیان بصری، ریتم متناسب، بیان موجز، ثبت خلاق و متناسب سند در لحظه قطعی، معرفی نادیده ها و باز تولید داشته ها، نقد و آسیب شناسی مبتنی بر پژوهش و واقعیت&#8221; را خورده اند؛  متر و معیار هایی  آکادمیک و عصاقورت­ داده که با نفس زنده و گرمای حضور سینمای مستند امروز دنیا و ما خوانا نیست.</p><p>(این نوشته بار اول در روزنامۀ &#8220;روزگار&#8221; دوم شهربور ۱۳۹۰ منتشر شده است.)</p><p>&nbsp;</p><p>مطالب مربوط به این موضوع:</p><p><a href="http://vamostanad.com/1390/05/22/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%81%DB%8C/"><strong>حکایت همچنان باقی است (در باب انتخاب فیلم های مستند جشن سینما)</strong></a></p><p><a href="http://vamostanad.com/1390/05/29/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%A8/"><strong>به نام داور نهائی (نامه محسن امیریوسفی به کیومرث پوراحمد)</strong></a></p><h2></h2><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>1</slash:comments> </item> </channel> </rss>
<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Minified using disk
Page Caching using disk (enhanced) (User agent is rejected)
Database Caching 1/36 queries in 0.023 seconds using disk
Object Caching 3423/3495 objects using disk

Served from: vamostanad.com @ 2012-05-18 19:09:02 -->
