<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?> <rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" ><channel><title>ومستند &#187; پیروز کلانتری</title> <atom:link href="http://vamostanad.com/author/pirooz/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" /><link>http://vamostanad.com</link> <description>سایت سینمای مستند</description> <lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 06:49:33 +0000</lastBuildDate> <language>fa</language> <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod> <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency> <generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator> <item><title>این جمع داوری خصوصیت و تعریف دارد؛ ندارد ؟!</title><link>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/#comments</comments> <pubDate>Fri, 16 Dec 2011 20:36:16 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3965</guid> <description><![CDATA[با روبرت (صافاریان) و امیرحسین (ثنایی) سرگرم رای مثبت و منفی دادن به فیلم هایی بودیم که باید برای تماشای داوران جایزۀ مستند برتر سال انتخاب شوند.  در این جا ابتدا 9 نفر فیلم هایی بیش تر را می بینند و فیلم هایی را برای تماشای جمعی حدودا" 30 نفری بر می گزینند. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">با روبرت (صافاریان) و امیرحسین (ثنایی) سرگرم رای مثبت و منفی دادن به فیلم هایی بودیم که باید برای سومین جلسۀ دیدار فیلم داوران جایزۀ مستند برتر سال انتخاب شوند. در سازوکار تماشا و انتخاب فیلم های &#8220;مستند برتر سال&#8221; ابتدا ۹ نفر فیلم هایی بیش تر را می بینند و فیلم هایی را برای تماشای جمعی حدودا&#8221; ۳۰ نفری (که آن ۹ را نفر هم شامل می شود) بر می گزینند. این جمع ۹ نفری ثابت نمی ماند و در طول سال تغییر می کند. ضمنا&#8221; اگر از جمع داوران حداقل ۵ نفر پیشنهاد دهندۀ دیدن فیلمی باشند یا فیلمسازی نظر مثبت حداقل ۵ داور را با فیلم خود داشته باشد، آن فیلم هم دیده خواهد شد.</p><p dir="rtl">در بارۀ دو فیلم <strong>اتاق امن </strong>(ارسلان امیری و آیدا پناهنده) و <strong>مری زن میخواد</strong> (بکتاش آبتین) رای روبرت مثبت بود و رای من منفی (امیرحسین هنوز رای نداده بود). روبرت معتقد بود و کمی هم معترض که هر دو فیلم موضوع های مهمی دارند و آدم ها و مسائل خاص و نادیده ای را مطرح می کنند که باید حداقل برای تماشای داوران انتخاب شده، در میان فیلم های سال دیده و مطرح شوند و در این مرحله کنار نروند (البته ما، دو نفر از ۹ نفر بودیم و رای ما هنوز هیچ نتیجه ای را رقم نمی زد).  <strong>اتاق امن</strong> در بارۀ کار و نظرات علی صداقتی خیاط (عمو خیاط) است که سال هاست با بچه های کار و خیابان کار می کند و <strong>مری زن میخواد</strong> در بارۀ مردی کارگر کارهای خدماتی که زن می خواهد و دیگران در باره اش حرف می زنند یا سعی می کنند زنش بدهند.</p><p dir="rtl">من، در عین حال که با نظر روبرت در بارۀ اهمیت یا جذابیت موضوع هر دو فیلم موافق بودم، این بحث را پیش کشیدم که اکثریت قاطع جمع ما داوران، نویسنده ها و منتقدان فیلم هستیم، خصوصیت غالبی داریم و وجه تخصصی، نظری و سینمایی کارمان شاخص و تا حدود زیادی معرف خصوصیت جمع مان است و فیلمی را که ما ۹ نفر انتخاب می کنیم، برای تماشای چنین جمعی با چنین خصوصیتی انتخاب می کنیم و باید از نظر ساختار و خصوصیات حرفه ای و سینمایی از قابلیت خوبی برخوردار باشد. به بیان دیگر باید بتوانیم بر این نظر باشیم که فیلم انتخابی مان به مفهوم مطلق و در کلیت خود، فیلمی قابل دفاع و استاندارد است، که به نظر من این هر دو فیلم چنین نبودند و هر یک مشکلات ساختاری و بیانی مهم و لطمه زننده به کلیت فیلم داشتند. این بحث را هم اضافه کردم که اگر ما جمع دیگری بودیم و ترکیبی از فیلمسازها و انسان شناس ها، یا حتی جمعی با گرایش به سینمای مخاطب عام یا رسانه، شاید من جور دیگری برخورد می کردم و اهمیت بیش تری به موضوع فیلم و مسائل اجتماعی و انسان شناسانه (که مورد علاقه ام هم هست) می دادم و به نظر و انتخاب روبرت نزدیک می شدم. در باب این وضعیت و اختلاف خودم با روبرت حرف های بیش تری دارم که در نوشته ای مفصل تر و فضایی دیگر مطرحش می کنم و در این جا تنها خواستم طرح موضوع کرده باشم.</p><p dir="rtl">لطف &#8220;جایزۀ مستند برتر سال&#8221; این است که نظر تک تک داورها در بارۀ فیلم ها جداگانه مطرح می شود و حتی قرار است داورها در بارۀ فیلم های انتخابی یا رویکردهای داوری شان هم بنویسند. ضمنا&#8221; قرار است در مسیر تماشای فیلم ها و دیدار داوران با هم، نقد فیلم های مستند سال فعال شده، طرح مباحث نظری مربوط به فیلم مستند و نقد فیلم مستند و رویکردهای مختلف داوران به انتخاب و داوری فیلم ها نیز مطرح و به بحث گذاشته شود. نوشتۀ حاضر شاید جوری به پیشباز رفتن برای این نوع نوشته ها و نظرات در این فضا و این رویکرد انتخاب و داوری هم به حساب آید.</p><p dir="rtl">در دورۀ انتخاب و داوری بخش مستند جشن سینمای امسال مباحثی شروع شد و انتخاب و داوری فیلم ها در مستند برتر سال هم حتما بحث های دیگر و تازه تری را حول خصوصیت ها و تعریف فیلم مستند (بویژه با توجه به تحولات جدید تکنولوژیک و پیامدهای آن در سینمای مستند) بر خواهد انگیخت. سعی می کنیم از هم حالا و دور از فضای حساس و ملتهب روزهای نزدیک – یا در دل – داوری ها و انتخاب ها این مباحث را آغاز کنیم و پیش ببریم و سویه های مختلف این امر را باز شکافیم. از انعکاس نظرات دوستان و همکاران داور جایزۀ مستند برتر سال استقبال می کنیم و نیز از فیلمسازها و علاقه مندان نظرمند می خواهیم که در این بحث شرکت کنند.</p><p dir="rtl"> </p><p dir="rtl"> </p><p dir="rtl"> </p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/09/25/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9b-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>2</slash:comments> </item> <item><title>وقت گفت و گو</title><link>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/#comments</comments> <pubDate>Sun, 16 Oct 2011 18:59:40 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3763</guid> <description><![CDATA[ما مستندسازیم؛ یعنی فیلم می سازیم که بر عناصر روایت و طراحی و ساختار و هنر کارگردانی و تصویربرداری و تدوین سوار است و این همه قرار است به این بینجامد که واقعیات را، به نگاه و زبان خودمان، تعریف کنیم و نه گزارش مستقیم یا از سوی دیگر، تحریف. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">موج پیگیری پروندۀ مستندسازان از قرار در حال فرونشستن است و از قرار می توان در فضایی در خور گفت و گو و مجامله در بارۀ پاره ای مشاهدات و ملاحظات حرف زد.</p><p dir="RTL">آنچه از سر می گذرانیم واقعیت هایی پیدا را برجسته کرده و واقعیت هایی پنهان را پیش چشم مان می آورد. جدا از پیگیری های حقوقی انجمن مستندسازان در بارۀ وضع دستگیرشدگان، سکوت غریب ما مستندسازها – اگر بپذیریم که مستندسازها فقط در انجمن خود تعریف نمی شوند – را می توان به تحمل، تأمل، متانت و هوشمندی تعبیر کرد یا خاموشی از سر ضعف و بی زوری و تسلیم به حساب آورد. اگر همین پرونده برای اهالی سینمای داستانی گشوده می شد، واکنش ها همین می بود؟ (اصلا در این حد گشوده می شد؟). در جهان و جامعۀ رسانه محور، مشتری و مخاطب رسانه در عین حال که تو را به آنچه که خاطرخواه اوست می کشاند، از قرار در چنین اوضاعی نظرقربانی ات هم می شود و سپر بلایت هم قرار می گیرد (گفتم &#8220;از قرار&#8221;!). در این تفاوت وضعیت است که خلوت سرای سینمای مستند می تواند به راحتی لانۀ زنبور به حساب آید و بر زندگی آرام و محفلی اش آشوب و ولوله فرود آید.</p><p dir="RTL">ما مستندسازیم؛ یعنی فیلم می سازیم که بر عناصر روایت و طراحی و ساختار و هنر کارگردانی و تصویربرداری و تدوین سوار است و این همه قرار است به این بینجامد که واقعیات را، به نگاه و زبان خودمان، تعریف کنیم و نه گزارش مستقیم یا از سوی دیگر، تحریف. کار ما گزارش دهی و خبر رسانی و انتقال مستقیم و بی کم و کاست واقعیت نیست؛ یعنی فیلم مستند قرار نیست که بگوید واقعیت همین است و جز این نیست. فیلم مستند سندی و حکمی بر واقعیت امر واقع نیست؛ استنادی است به آن امر واقع و خوانش مستندساز است از آن. می شود این استناد و خوانش را نقد کرد یا حتی زیر سؤال برد، اما نمی توان به حکم این فعالیت و این حضور حرفه ای روشن و تعریف شده، مستندساز را مأمور گزارش دهی و خبر رسانی سیاسی و نهایتا جاسوس خواند و به این اتهام ها بر او حکم راند. پنهان نمی کنم که گاه فاصلۀ تعریف و تحریف واقعیت کمرنگ می شود، و می شود در پس پردۀ مستندسازی سیاه نمایی و سپید نمایی کرد، که در آن احوال حاصل عمل دیگر فیلم مستند نیست؛ تبلیغ است یا سیاست بازی و عرصۀ ارزیابی زیر و بالای آن جای دیگری است.</p><p dir="RTL">مستند اجتماعی داریم و مستند سیاسی &#8211; که این یکی را البته ما نداریم. وقتی از فعالیت اجتماعی تعبیر کار سیاسی می شود، روشن است که ساختن مستند اجتماعی هم عمل سیاسی به حساب می آید و هرچه مستند تیزبین تر باشد سیاسی تر ارزیابی می شود. از خلط این دو ساحت و وهم حاصل از آن فقط مستندساز نیست که لطمه می بیند، عامل وهم هم خودش را از فهم واقعیت و موقعیت دور نگه می دارد. در سوی دیگر، مستندساز البته محق است که در جایگاه حقیقی اش وارد سیاست هم بشود، اما لازم است که دو عرصۀ حرفه ای و سیاسی فعالیت اش را جدا سازد و جدا نگه دارد، چون از خلط این دو فعالیت، هم خودش و هم سینمایش &#8211; و هم فضای سینمای مستند &#8211; لطمه خواهند دید.</p><p dir="RTL">بستر وضعیت اخیر، نمایش و فروش فیلم در یک شبکۀ تلویزیونی خارجی است. اگر نمایش فیلم ها موفق بوده و فیلم ها خوب بیننده داشته اند – که از قرار چنین بوده – و اگر می پذیریم که این فیلم ها مستند بوده و نه گزارش و خبررسانی سیاسی، چرا سازوکار داخلی نمایش این فیلم ها فراهم نمی شود؟ مشکل در خود فیلم هاست؟ پس چرا پرونده در موضوع دیگری گشوده شده است؟</p><p dir="RTL">در چنین وضعیت هایی نهاد صنفی – در اینجا مشخصا انجمن مستندسازان سینمای ایران – جز گفت و گوی مستقیم در بارۀ وضعیت دستگیر شده ها چه می تواند بکند؟ ظرفیت های عملش چیست و موانع عملش در کجاست؟ آیا انجمن، متین و مصلحانه و علنی و در جایگاه انجمنی صنفی و حرفه ای، نمی توانست در همان روزهای اول ماجرا تحلیل اش را از وضعیت پیش آمده بدهد و تفاوت نظر و نگاهش با نظر و نگاه مسلط را روشن و عیان بیان کند؟ این اعلان نظر، اگر اعلام حضوری صنفی – و نه سیاسی &#8211; باشد ، در میان مسئولان امر، اهالی سینما و افکار عمومی گوش شنوا پیدا نمی کند؟</p><p dir="RTL">***</p><p dir="RTL">در وجوه ملی و جهانی روزهای سنگین و پرمخمصه ای پیش رویمان است. در مسیر ایام پرتنش و وقایع نو به نوی ماه های آتی دو طرف ماجرا فراموش می کنند که چنین روزها و چنین گیروداری جریان داشته است؛ اما بحث و درس مفید از ماوقع لازم و کارساز است.</p><p dir="RTL">دغدغۀ اصلی تر: ما مستندساز ها در مسیر شفاف سازی وضعیت کنونی و راه های برون رفت از گرداب پیش روی جامعه چه کاره ایم؟</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/07/24/%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%af%d9%81%d8%aa-%d9%88-%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>1</slash:comments> </item> <item><title>حرف من از نقل تو جداست ! (در پاسخ دو نقد احمد میراحسان بر نوشته های من)</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/#comments</comments> <pubDate>Wed, 07 Sep 2011 18:38:29 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3574</guid> <description><![CDATA[احمد در هر دو نوشته اش تفاوتی میان دو عرصۀ انتخاب و داوری فیلم ها قائل نیست و می گوید: "هیأت داوری یا انتخاب با اتکا به ذهن خود قضاوت می کند". حرف من درست در خلاف جهت این باور است و در این باره با احمد اختلاف نظر دارم. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در جواب دو متن احمد میراحسان<span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/04/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D9%85/"><span style="color: #0000ff;"> &#8221; علیه استبداد نام&#8221;</span></a></strong></span> و <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/10/%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%D9%85%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;با پیروز موافقم اما از فاروقی دفاع می کنم&#8221;</span></a></strong></span> (در نقد بخش هایی از مطالب من <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/05/22/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%81%DB%8C/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;حکایت همچنان باقی است&#8221; </span></a></strong></span>و <span style="color: #0000ff;"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/06/02/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F/"><span style="color: #0000ff;">&#8220;چگونه دیده نشده اند؟&#8221;</span></a></strong></span> در نقد سازوکار انتخاب فیلم های مستند جشن سینما) چند نکته دارم که در این جا می نویسم، با این قصد و امید که به روشن شدن نظرات من و احمد و بهره بردن خوانندگان از این بحث بینجامد.</p><p dir="RTL">من گفته ام که به عنوان تهیه کننده در تحویل گرفتن  فیلم <strong>صفر بیست و یک</strong> شیروانی، که دوستش نداشته ام، بین کار او و کس دیگری که اعتبار و جاافتادگی او را نداشته باشد فرق می گذارم و کار او را، آن طور که او دوست دارد تحویل دهد، تحویل می گیرم و کار آن دیگری را شاید نه، همان طور که اگر در هیئت انتخابی بودم که فیلم <strong>صفر بیست و یک</strong> شرکت داشت، برای فرستادن فیلم به مسابقه به آن رأی مثبت می دادم و نتیجه گیری کرده ام که : &#8221; جایگاه انتخاب را <strong>جدا از</strong> جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان <strong>معتبر و جاافتاده</strong> در <strong>مرحلۀ انتخاب فیلم­</strong><strong> </strong><strong>ها</strong> <strong>کم­</strong><strong> </strong><strong>و ­بیش</strong> حق ویژه دارند و <strong>به­ راحتی</strong> نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، <strong>به­</strong><strong> </strong><strong>خصوص</strong> اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند&#8221;. (روشن است که تأکید ها از من است).</p><p dir="RTL">احمد در برخورد به این نظر و نتیجه گیری من نوشته: &#8221; موضوع آنجا حاد و پرسش انگیز می شود که او می گوید “نام” سازنده مجوز ورود یک فیلم به حلقۀ مسابقه است و هیأت داوران حق کنار نهادن آثار ناموران را ندارد. به نظرم این، خودکامگی نام و دفاع از کسانی است که اسم و رسمی دارند. من نامدار باید بر ارزش ها و نظر هیئت انتخاب سلطه بیابم؟ چرا؟ این، تخفیف و ذلّت یک گروهی که وظیفۀ شان انتخاب است – انتخاب مسلما” حاوی داوری است در مقیاس خود و مرتبط با ویژگی کار گزینش – چرا مشروع و محق است؟&#8221;</p><p dir="RTL">من گفته ام جایگاه انتخاب را <strong>جدا از</strong> داوری می بینم (یعنی در داوری نظرم چیز دیگری است)، گفته ام مستندسازهای <strong>معتبر و جاافتاده</strong> (و نه فقط صاحب <strong>نام</strong> که این همه احمد در متن دو سه خطی اش بر آن تأکید دارد) در <strong>مرحلۀ انتخاب</strong> (باز تأکید کرده ام &#8220;انتخاب&#8221; و نه مثلا مسابقه) <strong>کم و بیش</strong> حق ویژه دارند (گفته ام &#8220;کم و بیش&#8221; و نه اینکه &#8220;برای نام سازنده مجوز ورود به مسابقه &#8221; صادر کرده باشم) و گفته ام <strong>به راحتی</strong> نمی توان فیلمشان را کنار گذاشت (یعنی این که با سختگیری و در شرایطی &#8220;می شود&#8221; کنار گذاشت) و گفته ام <strong>به خصوص</strong> اگر <strong>تجربه و کار تازه و ویژه ای </strong>انجام داده باشند (یعنی تأکید کرده ام که در این شرایط به خصوص باید آن حق ویژه را قائل بود، یعنی اگر فیلم بد یا خنثی بود می شود جور دیگر برخورد کرد، و اصلا <strong>مجوز</strong> بی قید و شرط و بر اساس &#8220;نام&#8221; صادر نکرده ام.)</p><p dir="RTL">احمد قضاوت کند این متن دو سه خطی سیال و با اگر و اما و شرط و شروط من با نقل قول حاد و خانمان برانداز! او از حرف های من: &#8220;موضوع آنجا حاد و پرسش انگیز می شود که او می گوید “نام” سازنده مجوز ورود یک فیلم به حلقۀ مسابقه است و هیأت داوران حق کنار نهادن آثار ناموران را ندارد.&#8221; و نتیجه گیری های بعد از آن چه نسبتی دارد و آیا نتایج حاصل از آن گفته و این نقل قول تحریف شده و ادامۀ شدّاد و غلّاظ اش یکی است؟ (او در ادامۀ همان نقل قول می نویسد: &#8221; این حق هر هیئت انتخابی است که علیه دیکتاتوری نام عمل کند و از یک رابطۀ باندی، حق ویژه، رانت خواری نام ها و رفتارهای پدرخواندگی و سلطه گرانۀ نام ها خود را رها کند و بر آن بشورد.&#8221; واقعا&#8221; احمد با که و کدام حرف و نوشته در گفتگو است؟ )</p><p dir="RTL">حرف اصلی من این است که امر انتخاب با کار داوری متفاوت است. هیئت انتخاب قرار است فیلم هایی را انتخاب &#8211; سرند و غربیل &#8211; کند تا هیئت داوران آن ها را داوری – قضاوت شخصی و قطعی و نهایی &#8211; کند و مخاطبان جشنواره هم بروند آن ها را ببینند. در این فضا طبیعی است که در برخورد به فیلمی از یک فیلمساز جاافتاده و معتبر که تنها صاحب نام نیست و استخوان حرد کرده و جا افتاده و اعتبار دارد و داوران و مخاطبان، علاقه مند و پیگیر دیدن کارش اند، برای این علاقه و پیگیری نمی شود هیچ حسابی باز نکرد، مگر این که فیلم، بد و دور از شأن آن اعتبار و جا افتادگی ارزیابی شود. این نظر دنبال نام افتادن و مجوز صادر کردن به هر قیمتی و برای هر فیلمی نیست. هیچ مدیر جشنواره ای نیست که در چنین وضعیتی کار یک فیلمساز معتبر را با فیلمی از فیلمسازی تازه وارد در یک جایگاه قرار دهد و روشن است که فیلمساز های تازه کار باید زور بیش تری بزنند تا خودشان را بباورانند و جا بیندازند. روشن است که هیئت داوری، در جایگاهی متفاوت با امر انتخاب و مقتضیات آن، با فیلم هایی رو به رو می شود که همۀ این هدف گذاری ها و توجهات و ملاحظات را پشت سر گذاشته اند و کار هر داوری، تنها خرج کردن اعتبار نام و موقعیت و سلیقه و نظر شخصی اش در امر انتخاب قطعی و نهایی بهترین فیلم است که جمع بسته می شود در نظر نهایی هیئت داوران. می بینیم که هیئت داوران هم بر مبنای اعتبار و نام شان &#8211; و نه انصاف و عدل و اخلاق شان &#8211; دستچین می شوند. جشنواره ها بیش از هر چیز یک نمایشگاه اند؛ نمابشگاه فیلم ها و نمایشگاه فیلمسازان (و البته نمایشگاه حواشی دیگری که فعلا موضوع بحث ما نیست). آن ها را مقدس جلوه ندهیم و رعایت انصاف و اخلاق و عدالت را بارشان نکنیم. به وضعیت های واقعی شان رجوع کنیم و سعی کنیم سازوکار واقعی و متفاوت شان – متناسب با تعریف و شخصیت های متفاوتی که دارند – را مدّنظر قرار دهیم.</p><p dir="RTL">احمد در هر دو نوشته اش تفاوتی میان دو عرصۀ انتخاب و داوری فیلم ها قائل نیست و می گوید: &#8221; <strong>هیأت داوری یا انتخاب</strong> با اتکا به ذهن خود قضاوت می کند&#8221;. (تأکید از من است). حرف من درست در خلاف جهت این باور است و در این باره با احمد اختلاف نظر دارم. رأی داوران عمدتا میانگین سلیقه و نظر تک تک آن هاست و قانونا&#8221; و عرفا&#8221; امری و نظری بیرون از جمع داوران  - یا حتی از درون این جمع و در برابر یک داور- حق ندارد به نظر داور جهت بدهد و در آن دخالت کند، در حالی که امر انتخاب فیلم ها (که در ایران مدام برایش هیئت تشکیل می دهند!) در جهت خصوصیات و اهداف جشنواره و با رعایت توجهات و سیاست ها و ملاحظات مرتبط با آن اهداف و خصوصیات و توسط دبیر مشرف و صاحب اختیار جشنواره یا جمعی در هماهنگی با مدیریت کلان جشنواره انجام می شود و اگر جشنواره ای شخصیت و هدف تعریف شده ای ندارد یا دبیر مؤثر و صاحب اختیاری آن را رهبری نمی کند و بی هیچ توضیح و توجیهی عنان انتخاب فیلم هایش را می سپارد به دست هیئت انتخابی خالی الذهن و خودمختار، این کار غلط است و مدیریت جشنواره از این راه دارد تعریف مشخص نداشتن و بی هویتی جشنواره و بی اختیار بودن خودش را پشت ادعای &#8220;صاحب اختیار و رأی بودن هیئت انتخاب&#8221; پنهان می کند. در ایران، و به خصوص در جشنواره های دولتی، همان گونه به انتصاب هیئت انتخاب می پردازند که به انتصاب هیئت داوری و برای هر دو اختیار و خصوصبات و شأن حرفه ای یکسان قائلند و این غلط است و بیش از آن که از اخلاق و انصاف خوب صاحب جشنواره &#8211; آن چه پزش را می دهند &#8211; نشان داشته باشد، ناشی از خصلت بد ندانم کاری و بی هدف بودن و عدم تعریف یک جشنواره – متفاوت با جشنواره های دیگر – است. انتخاب فیلم ها کار دبیر جشنواره و جمع همراه و در اختیار اوست – یا در شکل و جایگاه و تعریفی دیگر، کار یک آکادمی که تعریف و اعتبار عددی و کمّی دارد- و نه هیئت انتخابی که اصلا نمی داند هدف و خصوصیت جشنواره چیست و سیاست آن کدام است و به همین علت به سمت سلیقه ای  عمل کردن یا از ظنّ خود یار جشنواره شدن سوق داده می شود.</p><p dir="RTL">حرف اصلی من در نوشتۀ &#8220;حکایت همچنان باقی است&#8221; همین است و اشاره ام به چند فیلم و تعجب از انتخاب نشدن شان، از سر ادعا در برابر فیلم های انتخاب شده و مخالفت با آن ها – که نصف شان را ندیده ام &#8211; نبوده و از سر این بوده که آن چند فیلم  را دیده ام و دیده ام که هیئت انتخاب امکان انتخاب فیلم های بیش تری را داشته و کماکان این فیلم ها را که فیلم های خوبی در فضای تازه و کمتر دیده شده ای در سینمای مستند ما هستند، ندیده است. نقدم به معیارهای اعلام شدۀ هیئت انتخاب هم نه به نفس عمل معیار گذاری برای کارشان – که می پذیرم کار خوبی است -  بلکه به آکادمیک و صنعت گرا و شسته رفته گی – و به این معنی عصا قورت دادگی – آن معیارها بود، که نتیجه اش می شود موضع گرفتن در برابر فضاهای متفاوت و نفس های تازه ای که شاید با این نگاه صنعت گرا و شسته رفته نخواند؛ و از جمله آن چند فیلم. انتخاب فیلم من و احمد هم می تواند لزوما با رویکرد مورد نظر احمد – دیدن وجه خودبیانگری شان – نبوده باشد و جذب وجه دیگری از این دو فیلم شده باشند؛ شاید.</p><p dir="RTL">نوشتن لفظ &#8220;هماهنگ کنندۀ هیأت انتخاب&#8221; – و نه &#8220;مدیر هماهنگی آثار مستند جشن سینما&#8221; (خبرگزاری ایسنا)  - برای رامین حیدری فاروقی هم اشتباه و سهو من بوده و نه ناشی از هیچ عمد و معنا گذاری ای. راستش در گفته های او آن قدر نظرات و توجهات هیئت انتخاب با جزییات دقیق و مفصل و جذب شده ای بیان شده بود که در ذهن من نگنجید که این کلام را از زبان فردی جدا از آن جمع و مسئول هماهنگی بخش مستند جشن سینما شنیده باشم. معذورم.</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/16/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>گشایشی در راه است؟</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments> <pubDate>Tue, 06 Sep 2011 19:49:36 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3562</guid> <description><![CDATA[در شب مراسم جشن مستند خانۀ سینما وقتی هوشنگ گلمکانی رفت روی صحنه که یکی از جایزه ها را بدهد، در حالی که حدودا" برانگیخته – و شاید هم کفری – به نظر می آمد، از نمایش داده نشدن فیلم های مستند گفت، و گفت که خود فیلمسازها باید فعال شوند و فکری برای این مسئله بکنند. ]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در شب مراسم جشن مستند خانۀ سینما وقتی هوشنگ گلمکانی رفت روی صحنه که یکی از جایزه ها را بدهد، در حالی که حدودا&#8221; برانگیخته – و شاید هم کفری – به نظر می آمد، از نمایش داده نشدن فیلم های مستند گفت، و گفت که خود فیلمسازها باید فعال شوند و فکری برای این مسئله بکنند. یکی دو بار دیگر را به یاد می آورم که در دیدارهای گاه به گاهمان از او در این باره شنیده ام و دغدغۀ اصلی او در بارۀ سینمای مستند را همین مسئله دیده ام.</p><p dir="RTL">این مسئله و معضل فکروذکر کدام مستندساز و مستنددوستی نیست؟! از آن کم گفته و نوشته نشده است. به نظر می رسد حس و تصور خیلی هامان این است که این همه می خواهیم و می گوییم و با این حال اتفاق خاصی در این باب نمی افتد و برای همین، هوشنگ اغلب آرام و خونسرد که قرار هم نیست فکروذکر اصلی اش سینمای مستند باشد، به این مسئله که می رسد دچار کلافگی و برانگیختگی می بینیمش. یک وضعیت تازه هم این معضل را بیش از گذشته پیش چشم می آورد: در بارۀ سینمای مستند در نشریات و سایت های جوراجور بسیار بیش تر نوشته می شود و خیلی بیش تر از گذشته به نام و نشان مستند هایی بر می خوریم که خبری از نمایش عمومی شان نیست. شبکۀ مستند هم که راه می افتد و این انتظار را دامن می زند که مستند های ایرانی و به روز بیش تری ببینیم، آنتن اش پر می شود از برنامه هایی در بارۀ سینمای مستند! در این برنامه ها یا خبری از نمایش خود فیلم ها نیست یا اشانتیونی از فیلم ها پخش می شود که آتش تماشای اصل فیلم ها را شعله ور تر می کند. از قرار اخیرا&#8221; یکی از این برنامه ها را حول نمایش کامل فیلم مستند ایرانی و گفت و گو در بارۀ آن تعریف کرده اند که امیدوارم پا بگیرد و موجب خرید رایت نمایش فیلم های روز و نمایش کامل آن ها در تلویزیون بشود.</p><p dir="RTL">امسال از این طرف و آن طرف می شنویم &#8211; و خودم هم درگیر یک فضایش هستم – که خواست و فعالیت برای عرضۀ ویدئویی مستند ها جدی تر شده و بر توافق هایی با ارشاد هم تکیه دارد، که باید جلو برویم و ببینیم به کجا می انجامد. به نظر می رسد در وضعیت کنونی، رو آوردن تلویزیون به خرید رایت نمایش فیلم ها و فعالیت برای عرضۀ ویدئویی مستندها توسط بعضی دفاتر و خود فیلمسازان، آشنا ترین و عمومی ترین کارهایی است که می شود برای گسترش نمایش فیلم های مستند انجام داد. حتی تولید فیلم با هدف و چشم انداز نمایش ویدئویی آن هم موضوع شده و در این فضا در میان مستندسازهای حرفه ای تر ساختن فیلم مستند بلند یک هدف و فعالیت جدی به حساب می آید. نمایش های خصوصی در سالن ها هم هدفمندتر و برنامه دار تر می شود و نمایش مستند در محافل خانوادگی و دوستانه و تخصصی هم به تدریج دارد به نوع خاص و ایرانی نمایش فیلم مستند تبدیل می شود. نمایش فیلم در فضای مجازی هم که وجه دیگر تر و پر مسئله تر ماجراست.</p><p dir="RTL">***</p><p dir="RTL">وقتی از لزوم گسترش نمایش فیلم مستند حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟! گسترش تا کجا و برای کدام مخاطب؟ تا مخاطب عام تلویزیون بین؟ اگر چنین است، آن وقت می شود گفت که زیادی درگیر یک طرف ماجراییم و فکر این نیستیم که برای این بازار فرضا&#8221; گشوده چه قدر محصول مقبول موجود است؟ صفحۀ تلویزیون آن قدر به روی فیلم های مستند بسته بوده و تماشاگر عام تلویزیون با مقولۀ فیلم مستند ایرانی آن قدر ناآشناست و از این سو آن قدر مستندساز به هنگام ساختن فیلم، ذهنش جدا و دور از احتمال دستیابی به مخاطب عام حرکت کرده است که تا برپایی مهمانی رفاقت و دلدادگی این و آن، چه زیر و بالا ها که باید طی شود؛ یکی اش مسیر سخت جدا شدن مستندساز از عادات سنگین فیلم ساختن برای مخاطب محفلی و جشنواره ای. دیگر این که پیش می رویم و مستندساز فیلم مطلوب می سازد و مخاطب هم تشنۀ دیدن محصول، اما صدا و سیما، برافروخته و شاکی از این دل دادن و قلوه گرفتن بر سر فیلمی خلاف عادت معمول و مذاق دیرینش، مانع راه افتادن بساط این فیلم/پارتی می شود!</p><p dir="RTL">این روزها که شبکۀ مستند راه افتاده، آداب مراودات میان فیلمساز و سفارش دهنده و مخاطب عینت های بیش تری پیدا می کند و به تدریج از وجه معارفه به وجه معامله گذر می کند. شبکه خوراک می خواهد و شدیدا درگیر کمیت می شود – نشانش این که فقط مجموعه می طلبد و نه تک فیلم &#8211; و از دیگر سو چون رسانه است به مخاطب عام نظر دارد، نبظش با زیروبم پسند او می زند و آب اش با مستند مؤلف و فاخر و جشنواره ای در یک جو نمی رود. شبکه، مستند را همچون همۀ تولیدهای دیگرش برنامه تعریف می کند؛ و در همه چیز: در روابط و منطق های مدیریتی، در رویکرد به موضوع و ساختار فیلم ها، در برقراری رابطه با تهیه کننده و فیلمساز، در طراحی و بودجه بندی تولید ها و در نحوۀ نمایش و مراوده با مخاطب. خوش مان بیاید با بدمان، و این نوع تولید و فیلمسازی را هر چه بنامیم، طبیعت و سازوکار گردش امور رسانه با این منطق ها و عوامل می خواند و می گردد و نه با آرزوهای غیرواقعی و طلبکارانۀ ما. این روزها به دوستان جوان مستندساز می گویم بروید به شبکۀ مستند طرح بدهبد و مستندهای برنامه ای و رسانه ای بسازید که نیاز و مطلوب هم شبکه و هم مخاطبان آن است و یاد بگیرید که خوبش را هم بسازید – که اصلا هم کار آسانی نیست &#8211; و از توهم ساختن مستند مؤلف و دلی و شخصی در آن جا بیرون بیایید و برای ساختن آن جور فیلم هایتان فکر جای دیگری باشید و دست در جیب مخاطبان خاص، سفارش دهندگان خاص یا خود خاص تان بکنید.</p><p dir="RTL">این دو فضا – مشکل نمایش فیلم های مستند و مشکل نوع مستندسازی ما در ارتباطش با مخاطب – را در کنار هم نگاه و مطرح کردم تا متذکر این معنا باشم که نیاز ما به نمایش فیلم های مان با نیاز مخاطب برای دیدن فیلم &#8220;دیدنی&#8221; گره خورده و این واقعیت به ظاهر ساده، گرۀ هنوز ناگشودۀ واقعیت عرضه و تقاضا در سینمای مستند ما باقی مانده است.</p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/15/%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>فیلم/مقاله های من !</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comments</comments> <pubDate>Sat, 03 Sep 2011 09:12:01 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[پروژه " فیلم مقاله "]]></category> <category><![CDATA[پروژه ها]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3529</guid> <description><![CDATA[آیا محوریت پیدا کردن گفتار در جهت بیان نظرگاه شخصی فیلمساز، فیلم را فیلم/مقاله می کند؟ احتمالا". این تعریف و شاخصه اما همیشه اصل و جاری نیست؛ مثلا" برای من سه فیلم قضیه، شکل اول شکل دوم، همشهری و مشق شب کیارستمی هم یک جوری فیلم/مقاله اند، چون در هرسه دغدغه های رفتارشناسانه/آموزشی/فرهنگی - و در عین حال شخصی - فیلمساز نقطۀ حرکت فیلم اند و فیلم در مسیر و متمرکز بر گفتار دائم آدم ها حول یک محور و موضوع روشن و مشخص شکل می گیرد.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">آیا محوریت پیدا کردن گفتار در جهت بیان نظرگاه شخصی فیلمساز، فیلم را فیلم/مقاله می کند؟ احتمالا&#8221;. این تعریف و شاخصه اما همیشه اصل و جاری نیست؛ مثلا&#8221; برای من سه فیلم <strong>قضیه، شکل اول شکل دوم</strong>، <strong>همشهری</strong> و <strong>مشق شب</strong> کیارستمی هم یک جوری فیلم/مقاله اند، چون در هرسه دغدغه های رفتارشناسانه/آموزشی/فرهنگی &#8211; و در عین حال شخصی &#8211; فیلمساز نقطۀ حرکت فیلم اند و فیلم در مسیر و متمرکز بر گفتار دائم آدم ها حول یک محور و موضوع روشن و مشخص شکل می گیرد: در <strong>قضیه &#8230;</strong> موضع سیاستمداران و متفکران مملکت در یک برهۀ سیاسی خاص در برابر موقعیتی اخلاقی/فرهنگی، در <strong>همشهری</strong> رفتار منفعت طلبانۀ آدم ها در برخورد با یک مانع قانونی و در <strong>مشق شب</strong> بروز رفتار مستبدانه/ کلیشه وار اولیا با بچه هایشان حول یک وضعیت تیپیک آموزشی. جالب است که در هر سۀ این فیلم ها، که به سبب محور قرار گرفتن دلمشغولی های شخصی/اجتماعی فیلمساز نوعی فیلم مقاله اند، صحبت های رو به دوربین آدم ها جای متن و گفتار فیلم را گرفته اند و حدودا&#8221; همان کار گفتار در یک فیلم/مقاله را به سرانجام می رسانند. تا آنجا که این موضوع ها به عنوان مسائلی بیرون از فیلمساز دیده و بیان می شوند، فیلم ها ربطی به گونۀ فیلم/مقاله ندارند، اما  نگاه تیزبین و مشاهده گر فیلمساز و چبنش حرف ها و موقعیت ها، از کشاکش های شخصی و ذهنی کیارستمی با این موضوع ها و موقعیت ها تأثیر و انرژی می گیرند، یخصوص وقتی باخبر باشیم که  دغدغه های آموزشی/رفتار شناسانه در کیارستمی سابقۀ فیلم های آّموزشی او را با خود دارد و حرکت این گرایش حتی در فیلم های داستانی او، بخصوص در <strong>خانۀ دوست کجاست؟</strong> و  <strong>ده </strong>او هم دیدنی است. این واقعیات را از بهر تأکیدم بر انگیزۀ او در پیگیری و بیان نظرگاه شخصی اش در این فیلم ها و نزدیک شدن این فیلم ها به فرم فیلم/مقاله آوردم.</p><p dir="RTL">سؤال دیگر: فیلم های خودبیانگر، به ویژه فیلم هایی که در آن ها بیان خود فیلمساز از طریق حرکت و محوریت گفتار پبش می رود، فیلم/مقاله اند؟ به نظر می رسد در این گونه فیلم ها، آن هایی که بیانگر دغدغه های ذهنی فیلمسازاند و منظری سوبژکتیو دارند، در دایرۀ فیلم/مقاله جا می گیرند و آن هایی که بیان عینیت و زندگی و روابط فیلمساز اند و ابژکتیو اند و گفتار در آن ها نقش توصیفی دارد یا حسیات و احوال ملموس فیلمساز را بیان می کند، فیلم/مقاله نیستند. از این جا می رسم به این تعریف محدودساز که: فیلم/مقاله ها با احوالات و کشاکش های ذهنی/نظری فیلمساز سروکار دارند، که می تواند به فیلم هایی خودبیانگرانه بینجامند با نینجامد؛ ضمن این که هر فیلم خودبیانگرانۀ متکی به گفتاری هم لزوما فیلم/مقاله نیست.</p><p dir="RTL">من دو فیلم دارم که بنیان شان بر گفتار نهاده شده و کشاکش های ذهنی من با مقولاتی اجتماعی و بیرون از من &#8211; در اولی &#8211;  و مرتبط با زندگی و عینیت احوالم – در دومی – محور اصلی حرکت هر دو فیلم بوده است: <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> (۱۳۸۵) و <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر </strong>(۱۳۹۰). در تولید هر دو فیلم قصد ساختن فیلم/مقاله را داشته ام، منتهی نه از طریق درمیان گذاشتن یک قصد نظری مشخص و بعد، حرکت برای به عمل درآوردن آن در فیلم، بلکه با چشمداشت کلی به این نوع مستند و حرکت رها و در عین حال حرفه ای برای تجربۀ ساختن دو فیلم در احوال این گونه فیلمسازی.</p><p dir="RTL">در <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> قصد تکیه دادن فیلم به یک گفتار پروپیمان و دائم را داشتم که به یک اندازه، هم اطلاع رسان و شناسانندۀ موضوع فیلم – تهران درگیر با مسئلۀ زلزله -  باشد و هم بیان دلمشغولی های شخصی ام با موضوعی مبتلابۀ جامعۀ اطراف و بیرون از حودم. فیلم، خوانش من از رابطۀ تهران &#8211; حود همچون یک زلزله! &#8211; با زلزلۀ طبیعی پیش رویش است؛ فیلمی بیشتر در بارۀ تهران است – دغدغۀ دائم  من در فیلمهایم – تا زلزله – که سفارش دربرابرم بود و مثل هر موضوع دیگری که می شد به تهران ربطش داد! به واقع صحبت کردن در بارۀ زلزلۀ تهران بستری شده بود برای ساختن فیلمی در مسیر دغدغه های فیلمسازانۀ شخصی و بیان تأمل های ذهنی و  شخصی ام در بارۀ موضوعی مبتلابۀ مردم و جامعۀ شهر محل زندگی ام. گفتار این فیلم مثل هر مقاله ای محور و مسیر مشخصی دارد؛ محورش این ایده است: تهران با زلزله های خودساخته، جوراجور و دست به نقد اطرافش وقت نمی کند یا شاید فایده ای ندارد که خطر از قرار دور و نسیۀ زلزلۀ طبیعی را جدی بگیرد. مسیر فیلم هم گذر لایه به لایه از این خطرها در کنار نمایش وضعیت تهران در برابر زلزله است، از زبان فیلمسازی که یک سال است درگیر موضوع است و حالا روشن و در عین حال خنثی دانسته هایش را با مخاطب درمیان می گذارد؛ گویی بعد از این همه رابطه و دانایی هنوز تلنگر خاصی نخورده و حتی توصیۀ ساده و ارزان درکنار داشتن کوله پشتی ای شامل کمک های اولیه و یک یادگار از زندگی اش برای روز موعود را هم جدی نگرفته است. این فیلم برای خودم شورش و عرض اندامی در برابر نظری بود که سینمای مستند را بی طرف می داند و نیز نگاهی که گفتار را زائده و مددرسان تصویر می خواهد و مستندساز نظرمند و مستندسازی مصرّ به بیان نگاه و نظر شخصی را بر نمی تابد. می خواستم فضایی از واقعیت امروزین و تروتازۀ دوربین به مثابه قلم را تجربه کنم؛ فیلمی همچون یک مقالۀ برانگیزنده که سعی می شود تصاویرش برای انتقال این انگیزش ذهنی/سوبژکتیو فضا بسازند.</p><p dir="RTL">در ساختن <strong>تهران چند درجۀ ریشتر؟</strong> با این مسئله درگیر بودم، و هنوز هم درگیرم، که رابطۀ گفتار و تصویر در فیلم/مقاله چیست؟ آیا اگر تصویر همپای گفتار و هم زور و درکشاکش دائم و گره خورده با آن پبش برود، خصلت قلم/مقاله ای و دغدغۀ شخصی/نظری و غیر فیلمیک فیلمساز تخت الشعاع قدرت و تسلط ساختار و فرم و تصویر فیلم قرار نمی گیرد و آیا در فیلم/مقاله حرف آخر را شور و حساسیت،قدرت تأثیر، بیانگری و صراحت کلامِ گفتار نمی زند؟ در این جا آیا نباید تصویر ساده و عینی و ملموس باشد تا ذهنیت و سوبژکتیویتۀ گفتار و گوینده/فیلمساز به بار بنشیند؟ (فیلمسازی که حرف و نظرگاه شخصی اش را رودررو و مستقیم با مخاطب فیلمش در میان می گذارد و خواستار تأمل و مشارکت او در همراهی و حتی مکالمه با دغدغه های شخصی خود است). روایت  &#8211; چه نوع روایتی؟ &#8211; در فیلم/مقاله چگونه عمل می کند و چه ویژگی هایی دارد؟ رسانه و مخاطب چه بر سر یک فیلم/مقاله می آورند: آفرینندۀ انگیزش اند یا برهم زنندۀ صراحت و فردیت و خودانگیختگی و رادیکالیسم آن؟ موضوع های خاص و گره خورده به شور و حساسیت فیلمساز برای فیلم/مقاله مناسب ترند یا موضوع های حاد و فراگیر و طرف توجه مخاطب عام؟ چرا گفتار شخصی در فیلم/مقاله ها اغلب به ساحت و کلام شعری رو می آورند و از این بابت از فرم معمول و مرسوم مقالات مکتوب فاصله می گیرند؟ من خودم از سال های دور درگیر شعر بوده ام؛ هیچ وقت شعر نگفته ام، اما همیشه یک مخاطب شوریده و پیگیر شعر بوده ام. در مسیر نوشتن گفتارهای این دو فیلم، بی آنکه هیچ یک از دو گفتار شاعرانگی آشکاری داشته باشند، حسّ پنهان شاعرانۀ خوبی با خود داشتم و احساسم این بود که این حس دارد در لحن و زبان و لایه های زیرین گفتار وارد می شود.</p><p dir="RTL"><strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> تا چه حد &#8211; و اصلا آیا &#8211; فیلم/مقاله است؟ این سؤال هنوز برایم مطرح و بی جواب باقی مانده است. معتقدم و اغلب بیان شده که وجه مقاله ای فیلم/مقاله حکم می کند که فیلم/مقاله یک دغدغه و موضوع ثابت و محوری داشته باشد که فیلم در مسیر کشاکش و کلنجار رفتن دائم با آن و حول آن پیش برود وشکل بگیرد. در <strong>تهران</strong> <strong>چند درجۀ ریشتر؟</strong> این موضوع اصلی و مدام، درگیر نبودن تهران پر از زلزله های دست ساخت و دائم و دست به نقد، با زلزلۀ طبیعی و دور از اختیار و – از قرار – نسیه و دوردست است. در <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> این موضوع محوری چیست؟ فیلم با گفتۀ فیلمساز شروع می شود که می گوید در دوره های مختلف ذهنش درگیر ایده های مختلف در بارۀ پارک شهر بوده و چون به نظر می آید در این سن و سال تنها موقعیت او برای ساختن فیلمی در بارۀ پارک شهر همین یک بار است، می خواهد همۀ آن ایده ها را خرج این یک فیلم کند! بعد از این قول و قرار، باقی فیلم در فضای سرک کشیدن به تک تک آن ایده ها می گذرد تا پایان فیلم که یک جوری فیلمساز احساس می کند خودش موضوع و ایده برای پارک شهر شده و پارک شهر شروع کرده است به تعریف کردن فیلمساز! به واقع، فیلم، شرح ایده ها و افکار جوراجور و پراکندۀ فیلمساز در بارۀ پارک شهر است و نه موضوع و مسئله ای مشخص و محوری در بارۀ آن، و به نظرم می رسد همین وضعیت فیلم را از فیلم/مقاله بودن دور می کند. فیلم پر از گفتار روایتگر ایده ها و افکار فیلمساز و فیلمی خودبیانگر است و به دغدغه های شخصی فیلمساز هم گره خورده و همۀ این ها سوقش می دهد به سوی شکل و شمایل یک فیلم/مقاله، اما یه نظرم می رسد چون پیگیر موضوع و دغدغه ای واحد نیست و محور ثابت و مسئلۀ مشخصی موضوع گفتار نیست، به همین میزان از محورگرایی و ساختار مرکزیت گرای یک فیلم/مقاله دور می شود. می خواهم بگویم هر فیلم گفتار محور خودبیانگر لزوما فیلم/مقاله نیست.</p><p dir="RTL">در شروع بند و پاراگراف بالا پرسیدم <strong>سالینجرخوانی در پارک شهر</strong> آیا فیلم/مقاله است و همان جا گفتم این سؤال هنوز برایم مطرح و باقی است. چه شد که در چند خط موضع منفی و مخالف پیدا کردم ؟! انگار بلندبلند فکر کردم و می بینم که هنوز اگر و اما هایی در استدلال هایم هست که نیاز به تفکر و مکاشفۀ بیش از این ها دارد.</p><p dir="RTL"><p dir="RTL"><strong>مطلب مرتبط با این موضوع:</strong></p><p><strong>امید بلاغتی: <span style="color: #0000ff;"><a href=" http://vamostanad.com/1390/07/01/%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8/"><span style="color: #0000ff;">آوازهایی که سالینجر به تو آموخت (نگاهی به فیلم “سالینجرخوانی در پارک شهر” پیروز کلانتری)</span></a></span></strong></p><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/12/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>چگونه دیده نشده اند؟</title><link>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments> <pubDate>Wed, 24 Aug 2011 05:14:36 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3470</guid> <description><![CDATA[من جایگاه انتخاب را جدا از جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان معتبر و جاافتاده در مرحلۀ انتخاب فیلم­ ها کم­ و ­بیش حق ویژه دارند و به­ راحتی نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، به­ خصوص اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دو سال پیش مستند <strong>صفر بیست­ و ­یک</strong> محمد شیروانی در مجموعۀ &#8220;تهران من&#8221; آماده شده بود و من و سعید رشتیان، به ­عنوان تهیه­ کنندگان مجموعه، آن را دیدیم برای تحویل گرفتن کار و ارائه به سفارش­ دهنده که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. فیلم را دوست نداشتم &#8211; که مهم نبود؛ چون باید در جایگاه تهیه­ کننده به ارتباطم با فیلم و با سرمایه ­گذار فکر می­ کردم. تشخیصم این بود که کار تحویل­ دادن فیلم مشکل خواهد بود؛ با این­ حال پذیرفتیم که فیلم را تحویل بگیریم و تحویل بدهیم. اگر جای شیروانی با فیلمساز جوان و تازه ­کاری روبه ­رو بودیم قطعا&#8221; چنین نمی­ کردیم؛ نه از این­ بابت که به آن فیلمساز جوان زورمان می­ رسید و زور کل­ کل­ کردن با شیروانی را نداشتیم. در همان دیدار و در یک برخورد و رابطۀ حرفه ­ای به او گفتم که فیلمش اگر ۵۰ دقیقه شود، فیلم بهتری از ۷۰ دقیقۀ کنونی ­اش می­ شود و او بعدا&#8221; خودش به همین نگاه و تصمیم رسید. فیلمش را تحویل گرفتیم، چون او به موقعیت حرفه­ ای و جاافتادگی­ ای دست یافته که فیلمش باید نهایتا&#8221; همان­ گونه که خودش دوستدار ارائه ­اش هست، تحویل گرفته و دیده شود. هنوز هم این فیلم را دوست ندارم، اما وقتی فکرش را می­ کنم که در هیئت انتخابی حاضرم و باید در بارۀ این فیلم نظر بدهم، مطمئنم که آن را برای عرضه­ کردن به فضای مستندسازی­ مان و دیده­ شدن در این فضا انتخاب خواهم کرد، چون جایگاه انتخاب را جدا از جایگاه داوری می­ دانم و معتقدم  مستندسازان معتبر و جاافتاده در مرحلۀ انتخاب فیلم­ ها کم­ و ­بیش حق ویژه دارند و به­ راحتی نمی ­توان فیلمشان را کنار گذاشت، به­ خصوص اگر تجربه و کار تازه و ویژه ­ای انجام داده باشند.</p><p dir="RTL">امسال وقتی شنیدم که مستند <strong>تلسکوپ، گفتگوی پدر و پسر</strong> شیروانی برای مسابقۀ بخش مستند جشن سینما انتخاب نشده، حسابی کفری شدم. پارسال نسخۀ نزدیک به فاین­ کات فیلم را دیده بودم و منتظر آماده شدن و به نمایش درآمدن فیلم بودم و حالا می­ دیدم که یکی از مهم­ ترین امکان­ های دیده و مطرح ­شدن این فیلم به همین سادگی از دست رفته است. این فیلم که زمان ۷۰ و چند دقیقه­ اش در دو نمای جداگانه از شیروانی و پسرش، رودرروی هم و در یک کادر می­ گذرد و به بیان دوره ­ای از زندگی آن­ دو می­ پردازد، فیلم مهمی است، چون به درون و ذات توان و امکان دوربین و سینمای دیجیتال در نزدیک شدن به زیرلایه­ های روابط ما نگاه می­ کند و درگبر کشاکش و زورورزی با این موقعیت است. مگر چند فیلم امسال ما به این وضعبت خاص و مهم سینمای مستند امروزمان نظر انداخته­ اند که این تجربۀ خاص از فیلمساز معتبرمان را نمی­ بینیم و به­ همین راحتی کنارش می­ گذاریم؟ در این مثال پیش رو، کار هیئت انتخاب دل­داده و مشرف به سینمای مستند ما و درگیر غربال­ کردن – و نه داوری – فیلم­ های یک سال این سینما، دقیقا&#8221; درست دیدن این وضعیت و فراهم ­کردن امکان دیده­ شدن جایگاه این تجربه از این فیلمساز، و نه داوری در بارۀ کم­ و ­کیف و زیر و بم به­ بار نشستن یا شکست آن بوده است. من که فیلم را دوست دارم و موفق می­دانمش، اما اگر هم فیلم درنیامده باشد و در تجربۀ درمیان گذاشته­ اش شکست خورده باشد، این رویکرد اندیشیده و این تجربۀ فکرشده از سوی شیروانی جسور و اهل تجربه و ریسک­ کردن آن قدر مهم است و در سینمای مستند ما کم اتفاق می­ افتد که زورورزی منجر به – فرضا&#8221; &#8211; شکست او هم باید دیده شود و در معرض ارزیابی و نقد قرار گیرد.</p><p dir="RTL">همین مورد مثال را در بارۀ فیلم <strong>خانۀ من</strong> محسن امیریوسفی هم می­ توانم پیش بگیرم و این سؤال را وسط بگذارم که چگونه هیئت انتخاب رویکرد ساده و درعین حال شدیدا&#8221; حرفه­ ای، روان و روایتگر او را در گزارش سرزنده و جذابش از خانه­ گردی­ هایش ندیده و اهمیت این برخورد رها و تلخ و طناز را درنیافته است؟</p><p>حرف آخری هم دارم. فکر می­ کنم این دو فیلم و نیز دو فیلم <strong>ناخوانده در تهران</strong> مینا کشاورز و <strong>۲۱ روز و من</strong> شیرین برق­ نورد، که همگی در فضای کمتر تجربه شدۀ مستندهای خودبیانگر در سینمای ما فیلم ­هایی مهم و دیدنی­ اند، چوب همین رویکردهای رها و کمتر تجربه شده و نامتناسب با متر و پسند های اعلام شده توسط رامین حیدری فاروقی، هماهنگ کنندۀ هیئت انتخاب، یعنی &#8220;رعایت معیارهای کیفی بیان بصری، ریتم متناسب، بیان موجز، ثبت خلاق و متناسب سند در لحظه قطعی، معرفی نادیده ها و باز تولید داشته ها، نقد و آسیب شناسی مبتنی بر پژوهش و واقعیت&#8221; را خورده اند؛  متر و معیار هایی  آکادمیک و عصاقورت­ داده که با نفس زنده و گرمای حضور سینمای مستند امروز دنیا و ما خوانا نیست.</p><p>(این نوشته بار اول در روزنامۀ &#8220;روزگار&#8221; دوم شهربور ۱۳۹۰ منتشر شده است.)</p><p>&nbsp;</p><p>مطالب مربوط به این موضوع:</p><p><a href="http://vamostanad.com/1390/05/22/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%81%DB%8C/"><strong>حکایت همچنان باقی است (در باب انتخاب فیلم های مستند جشن سینما)</strong></a></p><p><a href="http://vamostanad.com/1390/05/29/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%A8/"><strong>به نام داور نهائی (نامه محسن امیریوسفی به کیومرث پوراحمد)</strong></a></p><h2></h2><p dir="RTL"> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/06/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>1</slash:comments> </item> <item><title>حکایت همچنان باقی است (در باب انتخاب فیلم های مستند جشن سینما)</title><link>http://vamostanad.com/1390/05/22/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%85%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%81%db%8c/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/05/22/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%85%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%81%db%8c/#comments</comments> <pubDate>Sat, 13 Aug 2011 09:09:09 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3398</guid> <description><![CDATA[یک مشکل مهم انتخاب فیلم های مستند جشن سینما نحوۀ جمع شدن هیأت انتخاب است: دو نفر از انجمن مستندسازان، دو نفر از انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند و سه نفر از سوی هیأت مدیرۀ خانۀ سینما. نگاه ها و توجهات این سه طرف ماجرا اغلب متفاوت و جدا از هم یا لااقل بی ارتباط با هم است و به همین جهت اعضای هیأت انتخاب سطوح کیفی و سلیقه های بسیار متفاوت پیدا می کنند.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">اعلام نام فیلم های مسابقۀ بخش مستند جشن سینما داد خیلی از فیلمسازهای فیلم دار انتخاب نشده را درآورده و آن ها را به اعتراض و دادخواهی واداشته است. فیلم من انتخاب شده، اما انتخاب نشدن پنج فیلم خانۀ من (محسن امبریوسفی)، ناخوانده در تهران (مینا کشاورز)، ۲۱ روز و من (شیرین برق نورد)، کمی بالاتر (لقمان خالدی) و گفتگو با انقلاب (روبرت صافاریان) که در تهیه یا مشاوره دادن به آن ها نقش داشته ام و فیلم های خوبی می دانم شان، متعجبم کرده است؛ ممکن هم بود انتخاب آن ها فیلم مرا از مسابقه بیرون می برد! فیلم های دیگری را هم سراغ دارم که مثل این پنج فیلم حق انتخاب شدن داشته اند و انتخاب نشده اند.</p><p dir="RTL">پارسال ۵۰ فیلم برای مسابقه انتخاب شدند و وجود فیلم های ضعیف در میان آن ها داد خیلی ها را درآورد. به نظر می رسد امسال برای جبران مافات تعداد فیلم های مسابقه را، که در آیین نامۀ جشن می تواند تا سقف ۴۰ فیلم بالا بیاید، در حد ۲۸ فیلم پایین گرفته اند؛ آن هم در شرایطی که فیلم های خوب امسال بیش از فیلم های خوب پارسال بوده است. فیلم های ارجاع شده به جشن باید از تاریخ خرداد ۸۹ تا خرداد ۹۰ تولید یا نمایش داده شده باشند؛ ۴ و به روایتی ۵ فیلم از آن ۲۸ فیلم تولید سال های پیش ترند! به واقع اینجوری هم تخلف صورت گرفته و هم حق ۴ یا ۵ فیلم جامانده ضایع شده است.</p><p dir="RTL">یک مشکل مهم انتخاب فیلم های مستند جشن سینما نحوۀ جمع شدن هیأت انتخاب است: دو نفر از انجمن مستندسازان، دو نفر از انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند و سه نفر از سوی هیأت مدیرۀ خانۀ سینما. نگاه ها و توجهات این سه طرف ماجرا اغلب متفاوت و جدا از هم یا لااقل بی ارتباط با هم است و به همین جهت اعضای هیأت انتخاب سطوح کیفی و سلیقه های بسیار متفاوت پیدا می کنند. حاصل این تفاوت ها یا پراکنده شدن آرا است یا اتوریته پیدا کردن نظرات اعضای با سطح کیفی و نظری بالاتر. تا سیاست چینش جمع هیأت انتخاب فیلم های مستند جشن سینما اینچنین است، این وضعیت هم مدام اتفاق خواهد افتاد. با این حال، احتمالا&#8221; در جواب اعتراض دوستان فیلمساز، مدیریت جشن، هیئت انتخاب را دارای استقلال رأی و عمل می خواند و خواسته/ناخواسته نقش خود را تا حد مدیریت اجرای جشن پایین می آورد و بن مشکلات و مسائل درست همین جاست.</p><p dir="RTL">هر جشنواره ای – موضوعی یا تخصصی – یا از همان ابتدا سیاست ها و رویکردهای محوری و ویژه اش را اعلام می کند یا بعد از دو سه سال و در کم و کیف برگزاری جشنواره این سیاست ها و رویکردها آشکار می شوند. دبیران جشنواره ها سال ها دبیر می مانند و در مسیر ابراز شخصیت و ویژگی های جشنواره شان، مسئولیت انتخاب فیلم ها و حتی خود عمل انتخاب با آن هاست، نه مثل جشنواره های ما که هرسال دبیر و هیئت انتخاب عوض می کنند و از این طریق، پشت ظاهر بی طرفی، خواسته/ناخواسته اعلام می کنند که سیاست و رویکرد ندارند. در جشنوارۀ فیلم مستند کیش، شیردل به عنوان دبیر جشنواره یک تیم انتخاب نسبتا&#8221; ثابت چیده بود و خودش هم در این تیم حضور مؤثر داشت و بعد از یکی دو سال مشخص شد که گرایش این جشنواره به فیلم های مستند مستقیم و درگیر و  اجتماعی است. با آنکه در آن سال ها تعدد جشنواره های حالا را نداشتیم و همه دوست داشتند فیلم شان در تنها جشنوارۀ مهم آن دوره حاضر باشد، رویکرد شیردل، چون حرفه ای بود و حقانیت حرفه ای داشت، کمتر طرف اعتراض واقع شد. همین الگوی جاافتادۀ جهانی کم و بیش در جشن تصویر سال که به سیف الله صمدیان متکی است و جشن حافظ نشریۀ دنیای تصویر که همه کاره اش علی معلم است، جاری است و عمل هم می کند.</p><p dir="RTL">روشن است که انتظار چنین رویکردی را از جشنوارۀ کاملا دولتی، سیاستمدار و پرملاحظۀ سینماحقیقت نمی توان داشت و مشکل جشن سینما هم حرکت در مسیری کم و بیش نزدبک به یک جشنوارۀ دولتی و وابسته، و نه حرفه ای یا خصوصی، است. سیاست و رویکرد مشخص، قاطع و متکی به عمل مؤثر و تعیین کنندۀ دبیر جشنواره، در این دو جشنواره اغلب با اعتراض و سؤال مدیران دولتی یا دست اندرکاران سینما روبرو می شود، چون آن ها این جشنواره ها را متعلق به خود می دانند و جوابگو به خود می طلبند. خانۀ سینما حتی اگر کاملا&#8221; مستقل از دولت عمل کند و از ملاحظۀ گرفت و گیرهای آن خلاص باشد، باز هم به سبب مورد سؤال بودن از سوی جمع بزرگ و نامتجانس دست اندرکاران سینما سخت می تواند جشنوارۀ مستقل برگزار کند، رویکرد و سیاست ویژه پیشه کند و برای جشنواره اش هیأت انتخاب و داوری مقبول بچیند.</p><p dir="RTL">به نظر می رسد برای رها شدن از این وضعیت بغرنج تنها یک راه وجود دارد: وارد کردن هرچه پرتعدادتر دست اندرکاران سینما در انتخاب و داوری فیلم های بخش های مختلف جشن سینما و سپردن مسؤلیت محتوایی کار به خود آن ها، یعنی تشکیل یک آکادمی دائمی برای مسابقۀ هر بخش که خودش، و نه هیأت مدیرۀ مدام جابجا شوندۀ خانۀ سینما، رویکرد و سیاست برگزاری آن بخش را تعیین کند و خانۀ سینما تنها مجری جشن باقی بماند.</p><p dir="RTL">روشن است که از این راه تنها مشکل نحوۀ انتخاب و داوری جشن سینما تا حدودی تعدیل پیدا می کند و جدا از اینکه حرف و حدیث ها کماکان باقی می ماند، این جشن نمی تواند به سمتگیری خاص و خصوصیت های جذاب یک جشنوارۀ مستقل یا متکی به سازوکاری کوچک و عمل کننده دست یابد.</p><p dir="RTL">(این یادداشت بار اول در روزنامه &#8220;روزگار &#8221; ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ منتشر شده است.)</p><p dir="RTL">مطالب مربوط به این موضوع:</p><p dir="RTL"><a href="http://vamostanad.com/1390/06/02/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F/"><strong>چگونه دیده نشده اند؟</strong></a></p><p dir="RTL"><strong><a href="http://vamostanad.com/1390/05/29/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%A8/">به نام داور نهائی</a></strong></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/05/22/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%85%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>3</slash:comments> </item> <item><title>گزارش حال</title><link>http://vamostanad.com/1390/05/03/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/05/03/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments> <pubDate>Mon, 25 Jul 2011 04:35:07 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3274</guid> <description><![CDATA[روزی هوشنگ گلمکانی پرسید آیا مخاطب صفحۀ &#8220;خشت خام&#8221; مجلۀ فیلم را در سایت داری و فکر نمی کنی آن صفحه برد و تأثیر بیشتری داشت؟ گفتم اگر محور و مسئلۀ اصلی مخاطب باشد، احساس و حرفت درست است، ولی &#8220;ومستند&#8221; محمل کنار هم قرار گرفتن و شکل گیری یک فضای جمعی برای پیگیری سلایق [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>روزی هوشنگ گلمکانی پرسید آیا مخاطب صفحۀ &#8220;خشت خام&#8221; مجلۀ فیلم را در سایت داری و فکر نمی کنی آن صفحه برد و تأثیر بیشتری داشت؟ گفتم اگر محور و مسئلۀ اصلی مخاطب باشد، احساس و حرفت درست است، ولی &#8220;ومستند&#8221; محمل کنار هم قرار گرفتن و شکل گیری یک فضای جمعی برای پیگیری سلایق و علایق جداگانۀ آدم هایی متفاوت است. به نظر می رسد پیگیری و پایداری مان هم منوط به همین توجه و رویکرد است، وگرنه جز در این حالت که حالمان را در این فضا خوش کنیم و موجب حال خوش دیگرانی هم بشویم، نگهداری یک سایت و پیشبرد زندگی جاری و روزمرۀ آن کار سختی از کار در می آید؛ بخصوص سایتی که گردانندگانش حرفه و کار دیگری دارند و سایت هم تعریف حرفه ای و اقتصادی نشده و باید برایش وقت و کار مشفقانه هزینه کرد، در احوالی که عمدۀ وقت مان درگیر کار و حرفۀ اصلی یا گذران زندگی مان است.<br /> در &#8220;در بارۀ ما&#8221; گفته ایم و به تکرار می گوییم که سایت ما سایت فراگیر یا پاسخگو به مخاطبی تعریف شده &#8211; یا نشده – یا موظف به برآوردن نیازهای سینمای مستندمان نیست؛ چند نفر جمع شده ایم و فعالیت های نوشتاری مان در مسیر علایق و سلایق مان را  وسط گذاشته ایم و در کنار هم قرار داده ایم و متناسب با این رویکرد و حضور، بخش هایی را در سایت گشوده ایم و کار خودمان را دنبال می کنیم، با امید به پیوند خوردن این علایق و سلایق به دیگرانی که این فضا برایشان جذاب است و سرکردنی. همین. طلبکار کسی و بدهکار به کسی هم نیستیم. تصور می کردیم &#8211; و هنوز هم بر این تصوریم &#8211; که در مسیر، دیگرانی هم به ما می پیوندند و جمع مان بیشتر می شود. تا اینجای کار چنین نشد و از جمع مان کم هم شد! از هفت نفرمان در دورۀ یک ماهۀ آزمایشی زمستان ۸۸ به چهار نفر در شروع فعالیت پیگیر سایت در تابستان ۸۹ رسیدیم و از همان اوایل این دوره رضا بهرامی نژاد گفت که از عالم مستند و نوشتن خیلی فاصله گرفته و نمی تواند همراه باشد و دیگر نبود و بعد از سه چهار ماه مهدی گنجی هم گرفتار و با سایت کم رابطه شد و حالا او هم دیگر نیست و سایت را مدت هاست من و مینا کشاورز می گردانیم، و البته به دلگرمی حضور سه یار عزیز سایت: محمد تهامی نژاد، احمد میراحسان و محمدسعید محصصی.<br /> در سایت کارهایی را دوست داریم و باید بکنیم که نیاز به تمرکز و وقت گذاری خیلی بیش از وضعیت کنونی دارد. مهمترین آن پیوند دادن بیشتر فضای سایت به زندگی اجتماعی و دیگر رشته های غیر سینمایی، ولی مفید و مرتبط با سینمای مستند و مستعد بده &#8211; بستان فعال با این سینما است: انسان شناسی، فضای مطالعات فرهنگی، متفکران و داستان نویسان و نیز افراد، محافل و جمع آدم های معمول و حساس و طالب و پیگیر مستند دیدن و پبوند جدی و مؤثر با سینمای مستند. به واقع، چشم انداز و آیندۀ دور سایت – اگر بپاییم و بمانیم – میان رشته ای شدن بیشتر فضای سایت یا لااقل ترکیب مؤثری از وجوه تخصصی و میان رشته ای در میان نویسندگان و همکاران و نیز در مطالب سایت است. این قصد و رویکرد هنوز در سایت آشکار و برجسته نیست و شکل نیافته است. در پی جا انداختنش هستیم.<br /> فضای دیگر – و تخصصی تر – مورد نظر و علاقۀ ما در سایت، بخش فیلم بینی است. هنوز هم مستندهای ساخته شده محدود و اندک به فضای نمایش جمعی راه می یابند و همان ها هم بسیار کمتر به نقد و نظر کشیده می شوند. گاه فکر می کنم کاش سایت جداگانه ای راه بیفتد و کارش فقط همین باشد، یعنی معرفی، یادداشت نویسی و نقد فیلم های مستند. بعد، از خودم می پرسم چه کسانی آن را راه بیندازند؟ نویسندگانی که  در بارۀ سینمای مستند می نویسند جمع کوچکی اند و پر پرش را در جمع داوران &#8220;جایزۀ مستند برتر سال&#8221; می یابیم. چرا در میان همین پیگیران و مستندنویس های فعلی نوشتن نقد و نظر در بارۀ فیلم های مستند این قدر مغفول باقی مانده است؟ شاید مسیر فیلم دیدن بیشتر این جمع و ارتباط شان با هم گشایشی در این فضای بسته به وجود بیاورد. فعلا قرار است در سایت ما امید بلاغتی تمرکز بیشتری در این باب داشته باشد.<br /> در آتیۀ نزدیک پروندۀ مورد نظر محمد تهامی نژاد – عکس سینمای مستند ایران – را که نه عکس های فیلم های مستند، بلکه عکس هایی برای زنده کردن و تماشای زندگی و تاریخ حضور و فعالیت این سینما است، برقرار خواهیم کرد.<br /> راه اندازی پروندۀ &#8220;گفتار فیلم مستند&#8221; را هم در برنامه داریم.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/05/03/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>خصوصیت و لطف این نوع داوری فیلم مستند</title><link>http://vamostanad.com/1390/04/04/%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d9%84%d8%b7%d9%81-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/04/04/%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d9%84%d8%b7%d9%81-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/#comments</comments> <pubDate>Sat, 25 Jun 2011 18:46:37 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[وبلاگ]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3083</guid> <description><![CDATA[روز جمعه 3 تیرماه دیدار معارفه و گپ و گفت اولیۀ داوران "جایزۀ مستند برتر سال" برگزار شد. فیلم ها در حال رصدشدن است، مسائل پیش رو و توجهات، یک به یک خودش را نشان می دهد و اولین نوبت تماشای فیلم ها توسط جمع داوران آخر همین ماه اتفاق می افتد.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>روز جمعه ۳ تیرماه دیدار معارفه و گپ و گفت اولیۀ داوران &#8220;جایزۀ مستند برتر سال&#8221; برگزار شد. فیلم ها در حال رصدشدن است، مسائل پیش رو و توجهات، یک به یک خودش را نشان می دهد و اولین نوبت تماشای فیلم ها توسط جمع داوران آخر همین ماه اتفاق می افتد.</p><p>لطف و خصوصیت این برنامه و این نوع داوری اتفاقاتی است که در طول سال و در مسیر تماشای فیلم ها و مراودۀ داوران حول مسائل نقد و بررسی فیلم های مستند رخ می دهد. اهالی نقد و نظر سینمای مستند فیلم های بیشتری در طول سال می بینند، با هم فیلم می بینند، فضا به وجود می آید و ترغیب می شوند که بیشتر در بارۀ فیلم های مستند بنویسند و این جوری فیلم های مستند به نمایش درآمده در طول سال، لااقل در میان منتقدان و نویسندگان سینمای مستند، تماشا و دنبال می شود. این اتفاق دستامد بلافصل و حداقلی این فعالیت است.</p><p>قرار است سایت ویژۀ پوشش دهندۀ این فعالیت هم راه بیفتد و در مسیر اطلاع رسانی و ارائۀ نوشته ها و نظرات داوران، در طول سال فعال باشد و هدف پیش رو گذاشتن و شفاف سازی این فعالیت در کل مسیر زندگی یک ساله اش را بهتر و گسترده تر تأمین کند.</p><p>چند سال پیش در &#8220;گروه مطالعات سینمای مستند&#8221; و در میان هفت هشت نفر از دوستان این تجربه را در فضایی دیگر داشتیم و در همان فعالیت جمع و جورتر هم تفاوت فعالیت و تأثیر این نوع داوری خودش را نشان داد که برآمد آشکارش اعلام نظرات تک تک ما در بارۀ فیلم ها و نوشته های جداگانۀ ما بود در صفحات ویژۀ آن داوری در ماهنامۀ &#8220;فیلم&#8221; همان سال.</p><p>به نظر من در این نوع داوری، در قیاس با داوری های معمول در جشنواره ها، آن چه بیشتر پیش چشم می آید و برجسته می شود نه فقط آن فیلم نهایی، و نه حتی ده فیلم برتر سال، که انتخاب های تک تک داوران و نوشته های تک تک آن ها در بارۀ فیلم ها و شأن نزول توجهات و رویکردهایشان در تماشا و انتخاب فیلم های برترشان است. نزدیکی و تفاوت این رویکردها، ملاط و محتوای آن ها و میانگین و برآمد این نگاه های متفاوت در انتخاب نهایی فیلم ها، حرف ها و جذابیت های نظری و تحلیلی بسیار بیشتری در خود دارند تا صرف یک جایزه بازی و اعلام نظر نهایی که تمامی مسیرش از دید و نگاه پیگیران ماجرا پنهان باقی می ماند.</p><p>لطف و حاصل دیگر این داوری بحث هایی است که خواه ناخواه میان داوران درمی گیرد و سایت &#8220;جایزه مستند برتر سال&#8221; می تواند به آن سروشکل بدهد و فعال ترش کند. در همین دیدار اخیر این بحث مطرح شد که فیلم ها به تفکیک طول و زمان دقیقه ای آن ها داوری شوند یا در کنار هم و بی توجه به این ویژگی. جدا از نظرات و مباحث مربوط به اصل این دو رویکرد، آن چه در طرح این مبحث برای خود من مهم بود و جا و اهمیت دقیق شدن و انکشاف بحث برایم پیدا کرد، زندگی جداگانۀ فیلم های رسانه ای و هنری یا فرمال در میان مخاطبان متفاوت آن ها و نیز در رسانه ها و جشنواره هاست و این که این دو نوع فیلم چگونه و تا کجا می توانند در کنار هم تماشا و داوری شوند؟ به نظر می رسد بحث تفاوت طول زمانی فیلم ها هم در جایی به همین بحث محتوایی رسانه ای یا هنری بودن فیلم ها متصل می شود و در یک فضا و جایگاه قرار می گیرند؛ از جمله این واقعیت که فیلم های رسانه ای اغلب میان مدت و بلند مدت اند و فیلم های هنری و فرمال اغلب کوتاه اند. البته تفاوت سه نوع فیلم  مستند کوتاه، میان مدت و بلندمدت تنها به جایگاه رسانه ای یا هنری آن ها مربوط نیست و اهمیت یا اولویت روایت، ایده، شخصیت،نقطۀ دید، ریتم، و &#8230; در فیلم هایی با طول زمانی متفاوت جای بحث و بررسی های جداگانه دارد.</p><p>بروز و مطرح شدن مباحثی از این دست در میان داوران و گسترش این بحث و جدل ها در میان علاقه مندان سینمای مستند بسیار جذاب و کارآمد خواهد بود.</p><p><a href="http://vamostanad.com/1390/03/07/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A8/"><strong>فراخوان برگزاری اولین جایزه‌ی مستند بر‌تر سال</strong></a><strong></strong></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/04/04/%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d9%84%d8%b7%d9%81-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>مدرنیت مرتبط با زندگی روزمرّه و جاری (گزارش های شهری تقوایی)</title><link>http://vamostanad.com/1390/04/02/%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%91%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c/</link> <comments>http://vamostanad.com/1390/04/02/%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%91%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c/#comments</comments> <pubDate>Thu, 23 Jun 2011 15:08:35 +0000</pubDate> <dc:creator>پیروز کلانتری</dc:creator> <category><![CDATA[نگاه]]></category><guid isPermaLink="false">http://vamostanad.com/?p=3047</guid> <description><![CDATA[در نیمۀ دوم  دهۀ 40 ناصر تقوایی در فیلم­ های ساده، کوتاه و گزارشگرانه­ اش از زندگی شهری (آرایشگاه آفتاب، نانخورهای بیسوادی و تاکسی­ متر) به فضایی گذر می­ کند که بسیار مهم است و پیشنهاد یکّه­ ای دربر دارد؛ اما متاسفانه فضای نخبه­ گرای آن دوره – و امروز ما نیز -  این حرکت را درنیافت و خود او هم این مسیر را رها کرد.]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>وجه تجربی و فرمگرای سینمای مستند نیمۀ اول دهۀ چهل ما بر وجه مستند این سینما می­ چربید، این سینما بیشتر از ذهن به عین حرکت داشت و واقعیات ملموس و جاری زندگی آدم  ایرانی آن روزگار جای روشنی در این سینما نداشت.</p><p>در نیمۀ دوم این دهه ناصر تقوایی در فیلم­ های ساده، کوتاه و گزارشگرانه­ اش از زندگی شهری (<strong>آرایشگاه آفتاب</strong>، <strong>نانخورهای بیسوادی</strong> و <strong>تاکسی­ متر</strong>) به فضایی گذر می­ کند که بسیار مهم است و پیشنهاد یکّه­ ای دربر دارد؛ اما متاسفانه فضای نخبه­ گرای آن دوره – و امروز ما نیز &#8211;  این حرکت را درنیافت و خود او هم این مسیر را رها کرد. این فیلم ها گزارش­ های کوتاه حدودا&#8221; ده دقیقه­ ای از آرایشگرهای خیابانی، عریضه­ نویس ­های جنب دادگستری و راه ­افتادن تاکسی­ متر در تاکسی­ های تهران است. فیلم­ ها طناز است، طراوت پرداخت دارد و ضرباهنگش سریع و اطلاع ­رسانی تصویری­ اش پروپیمان است. مهم­ تر این­ که در سینمای مستند ما برای اولین بار به­ سراغ زندگی روزمره و جاری و ناسوتی مردم تهران می­ رود و بر جهان فاخر و لاهوتی سینمای مستند آن دوره خراش می­ اندازد. فیلم­ هایی است که به­ طرز غریب، ساده و برانگیزنده ­ای ما را به تماشای چهرۀ جذاب و در عین­ حال سوررئالیستی تهران رو به مدرن شدن آن روزگار دعوت می­ کند و درعین­ حال متذکر غفلتی است که سینمای مستند آن دوره، به ­رغم اهمیت و داشته ­های اصیل خود، دچارش بوده است؛ یعنی مدرن­ گرایی در ساخت و پرداخت فرمال سینمایش، اما دورماندن از زندگی درطلب مدرن شدن انسان ایرانی آن دوره.</p><p>در همین فضای فیلم­ های تقوایی، چندسال قبل­ تر فیلم­ <strong>تهران پایتخت ایران است</strong> شیردل را هم داریم، اما وجه سیاسی و تلخ­ اندیشی روشنفکرانۀ این فیلم بر طنز و طراوت نگاه فیلم­ساز سایه می­ انداخت و رویکرد شهری و به­ روز سینمایش را از نظر دور می­ داشت؛ در حالی­ که شیطنت و شوخ ­اندیشی این چند فیلم تقوایی نسبت بسیار نزدیک­تری با روال و روحیۀ زندگی آدم ایرانی آن دوران ما دارد و حامل پیشنهاد تماشای مستقیم­ تر و رهاتر این زندگی است؛ رویکردی که به­ رغم ظاهر شوخ­ و­ شنگ خود و گزارشگری سادۀ فیلم­ ها از واقعیت، نشان مدرنیتی برخاسته از درون و دل زندگی آن دوران ما دارد.</p><p>زیروبالای پیشنهاد یکّۀ تقوایی در این فیلم­ ها را درست از همین جا باید پی گرفت.</p><p>این را هم بدانیم که  این فیلم ­های شهری و مدرن و سرزنده متعلق به فیلم­سازی است که در سینمای ما به بومی­ گرایی و تعلق به اقلیم و جغرافیای زادگاهش شهره است، واقعیتی که نشانگر چند وجهی بودن شخصیت هنری و حرفه ­ای تقوایی آن روزگار است.</p><p><em>(این مطلب بار  اول در &#8220;روزگار&#8221; دوم تیرماه ۱۳۹۰ منتشر شده است.)</em></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://vamostanad.com/1390/04/02/%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%91%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> </channel> </rss>
<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Minified using disk
Page Caching using disk (enhanced) (User agent is rejected)
Database Caching using disk
Object Caching 2325/2424 objects using disk

Served from: vamostanad.com @ 2012-02-04 23:06:32 -->
