۱۵ فروردین ۱۳۹۱
دو دیدار فشرده از دیدارهای تماشای مستندهای سال 1390توسط جمع حدودا” 25 نفره مان باقی مانده تا در اردیبهشت ماه انتخاب مستند برتر سال 1390 در میان جمعی و فضایی غیردولتی/غیر رسمی به انجام برسد و اعلان شود ( گزارش این فعالیت در سایت mostanadebartar.com در دسترس است).
۵ اسفند ۱۳۹۰
این روزها گزیده ای از فیلم های مستند و کوتاه مربوط به تهران در دل جشن تصویر سال، در خانه هنرمندان، در حال نمایش است که مسئولیت انتخاب آن ها با من بوده است. عمدۀ این فیلم ها از میان فیلم های 33 سال بعد از انقلاب دستچین شده اند و گزیدۀ فیلم های ارسالی امسال به جشن هم در میان شان جا گرفته اند.
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
گویی تولید این فیلم مینا را از پیلۀ امن و آشنای کشاکش درونش جدا کرده و پرتش کرده به معرکۀ ارتباط با مخاطب و دوربین و همۀ طالبان همه چیزدانی و همه چیز فهمی.
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
همزمان با روزهای شلوغ بازار جشنواره فیلم فجر و نمایش مستندهای بلند در آن، پنج مستند میان مدت حدودا 50 دقیقه ای در پنج DVD و بسته بندی جداگانه از سوی ناصر صفاریان راهی بازار فروش شده است.
۲۵ آذر ۱۳۹۰
با روبرت (صافاریان) و امیرحسین (ثنایی) سرگرم رای مثبت و منفی دادن به فیلم هایی بودیم که باید برای تماشای داوران جایزۀ مستند برتر سال انتخاب شوند. در این جا ابتدا 9 نفر فیلم هایی بیش تر را می بینند و فیلم هایی را برای تماشای جمعی حدودا” 30 نفری بر می گزینند.
۲۴ مهر ۱۳۹۰
ما مستندسازیم؛ یعنی فیلم می سازیم که بر عناصر روایت و طراحی و ساختار و هنر کارگردانی و تصویربرداری و تدوین سوار است و این همه قرار است به این بینجامد که واقعیات را، به نگاه و زبان خودمان، تعریف کنیم و نه گزارش مستقیم یا از سوی دیگر، تحریف.
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
احمد در هر دو نوشته اش تفاوتی میان دو عرصۀ انتخاب و داوری فیلم ها قائل نیست و می گوید: “هیأت داوری یا انتخاب با اتکا به ذهن خود قضاوت می کند”. حرف من درست در خلاف جهت این باور است و در این باره با احمد اختلاف نظر دارم.
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
در شب مراسم جشن مستند خانۀ سینما وقتی هوشنگ گلمکانی رفت روی صحنه که یکی از جایزه ها را بدهد، در حالی که حدودا” برانگیخته – و شاید هم کفری – به نظر می آمد، از نمایش داده نشدن فیلم های مستند گفت، و گفت که خود فیلمسازها باید فعال شوند و فکری برای این مسئله بکنند.
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
آیا محوریت پیدا کردن گفتار در جهت بیان نظرگاه شخصی فیلمساز، فیلم را فیلم/مقاله می کند؟ احتمالا”. این تعریف و شاخصه اما همیشه اصل و جاری نیست؛ مثلا” برای من سه فیلم قضیه، شکل اول شکل دوم، همشهری و مشق شب کیارستمی هم یک جوری فیلم/مقاله اند، چون در هرسه دغدغه های رفتارشناسانه/آموزشی/فرهنگی – و در عین حال شخصی – فیلمساز نقطۀ حرکت فیلم اند و فیلم در مسیر و متمرکز بر گفتار دائم آدم ها حول یک محور و موضوع روشن و مشخص شکل می گیرد.
۲ شهریور ۱۳۹۰
من جایگاه انتخاب را جدا از جایگاه داوری می دانم و معتقدم مستندسازان معتبر و جاافتاده در مرحلۀ انتخاب فیلم ها کم و بیش حق ویژه دارند و به راحتی نمی توان فیلمشان را کنار گذاشت، به خصوص اگر تجربه و کار تازه و ویژه ای انجام داده باشند.
۲۲ مرداد ۱۳۹۰
یک مشکل مهم انتخاب فیلم های مستند جشن سینما نحوۀ جمع شدن هیأت انتخاب است: دو نفر از انجمن مستندسازان، دو نفر از انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند و سه نفر از سوی هیأت مدیرۀ خانۀ سینما. نگاه ها و توجهات این سه طرف ماجرا اغلب متفاوت و جدا از هم یا لااقل بی ارتباط با هم است و به همین جهت اعضای هیأت انتخاب سطوح کیفی و سلیقه های بسیار متفاوت پیدا می کنند.
۳ مرداد ۱۳۹۰
روزی هوشنگ گلمکانی پرسید آیا مخاطب صفحۀ “خشت خام” مجلۀ فیلم را در سایت داری و فکر نمی کنی آن صفحه برد و تأثیر بیشتری داشت؟ گفتم اگر محور و مسئلۀ اصلی مخاطب باشد، احساس و حرفت درست است، ولی “ومستند” محمل کنار هم قرار گرفتن و شکل گیری یک فضای جمعی برای پیگیری سلایق [...]
۴ تیر ۱۳۹۰
روز جمعه 3 تیرماه دیدار معارفه و گپ و گفت اولیۀ داوران “جایزۀ مستند برتر سال” برگزار شد. فیلم ها در حال رصدشدن است، مسائل پیش رو و توجهات، یک به یک خودش را نشان می دهد و اولین نوبت تماشای فیلم ها توسط جمع داوران آخر همین ماه اتفاق می افتد.
۲ تیر ۱۳۹۰
در نیمۀ دوم دهۀ 40 ناصر تقوایی در فیلم های ساده، کوتاه و گزارشگرانه اش از زندگی شهری (آرایشگاه آفتاب، نانخورهای بیسوادی و تاکسی متر) به فضایی گذر می کند که بسیار مهم است و پیشنهاد یکّه ای دربر دارد؛ اما متاسفانه فضای نخبه گرای آن دوره – و امروز ما نیز – این حرکت را درنیافت و خود او هم این مسیر را رها کرد.
۳۱ فروردین ۱۳۹۰
رابطۀ فیلم های مستند ما و مخاطبان شان اغلب این جور دیده می شود: همه جا محصول به دنبال خریدار می گردد و در فضای سینمای مستند ما، مدام با این سؤال روبه رو می شویم: “این فیلم ها رو کجا میشه دید؟”.
چرا فیلم های مستند ما این قدر نادر و دیر به نگاه مخاطبان خود راه می یابند؟
۲۱ اسفند ۱۳۸۹
در ادبیات سینمای مستند امروزمان، که به نحوی محسوس فعال تر و زنده تر از گذشته های نزدیک جریان دارد، حرف مان را می زنیم و از کنار هم می گذریم. تفسیر و نقد (و در بیان تازه تر آن، گفتگو با) نگاه و نظر یکدیگر هنوز راه نیفتاده و جدی گرفته نمی شود. حوصله نداریم و گرفتاریم یا این رویکرد، نشانۀ احوالی دیگر در زمانه ای دیگرشده است؟
۲۰ اسفند ۱۳۸۹
می خواهم “تجربۀ تهران” حرفه هنرمند را معرفی کنم. مجله را که ورق می زدم، پیش و بیش از هر چیز، تصویر و تصور کتاب “تجربۀ مدرنیته” ی مارشال برمن (ترجمۀ مراد فرهادپور، نشر “طرح نو”) در من زنده می شد که در واشکافی انرژیک و هنرمندانۀ تجربۀ مدرن شدن خاص و متفاوت چند شهر بزرگ دنیا، …..
۲۴ بهمن ۱۳۸۹
می خواهیم در پروندۀ پیش رو سینمای مستند دهۀ ۱۳۴۰ را بازخوانی کنیم. عمدتا” مستندهای نیمۀ اول این دهه را، و بیش تر هم وجهی از آن را که هنوز در فیلم های مستند امروزمان عمل می کند و مؤثر است. این وجه، دو چهرۀ متمایز و در عین حال متصّل دارد: فیلم مستند را [...]
۱۵ بهمن ۱۳۸۹
پروندۀ پیش رو یک پروندۀ آرشیوی است در بارۀ تهران و قرار است در آن، مطالب، تحقیق ها، اسناد تصویری و هر آنچه که حول این موضوع به درد مستندسازان و علاقه مندان به سینمای مستند می خورد و در دسترس یا در ید امکان پیگیری و دریافت ماست، از زمان و تاریخ ثبت و ضبط شان بیرون کشیده شده به این پرونده منتقل شوند.
۱۵ بهمن ۱۳۸۹
درآمد: می شنویم که فیلم عیاری یکی از دو فیلمی است که به رغم برپا شدن نمایش “گشاده رویی و گشاده دستی” مدیران سینمایی و فرستادن بسیاری از فیلم های ناهمساز به بخش “نوعی نگاه” جشنواره فیلم فجر، از این همه غربال رد نشده اند و به نمایش در نمی آیند. عیاری سیاسی ساز و [...]
۸ بهمن ۱۳۸۹
دو واقعۀ انقلاب و جنگ، دوربین سینمای مستند ما را از وضعیت فاصله گیر و ایستای قبل از انقلاب آن جدا کرد و حضور درگیر و در عین حال سیّال و رهای دوربین و انسان پشت دوربین در این دو واقعۀ مهم تاریخ معاصر ما، شد یکی از ویژگی های سینمای مستند کنونی ما. در [...]
۲۸ دی ۱۳۸۹
جشنوارۀ فیلم های صنعتی “جهش” هفتۀ پیش برگزار شد. در هیئت انتخاب این جشنواره بودم و حدود ۳۰۰ فیلم را تماشا کردیم. آقای رشیدی، از مسئولان جشنواره، چند بار گریبان مان را گرفت که از این مستند صنعتی چه تعریف یکی دو خطی می شود ارائه داد. برای خودم فیلم مستند صنعتی، مثل هر فیلم [...]
۷ دی ۱۳۸۹
“به آن لحظۀ دشوار که می رسد، بعضی هایشان گریه می کنند، بعضی هایشان نه. لی لی گلستان گریه کرد. اشک خاموش و با وقاری بود. معلوم بود صاحبش همۀ سعی اش را برای نریختنش کرده و به همین دلیل یک جور شکوه در آن بود؛ مادرش فخری گلستان هیچ وقت گریه نکرد”.
۵ دی ۱۳۸۹
مطلب آخر پروندۀ “کارگاه فیلم مستند” را باز هم در گفتگویی با مهرداد اسکویی برگزار می کنم. این بار در بارۀ فضاهای تازه و مغفول و روابط و نگاه های تازه ای که از طریق کارگاه گذاشتن می توان به آن ها رسید،صحبت کرده ایم.
۲۳ آذر ۱۳۸۹
منوچهر مشیری مستندساز و برگزارکنندۀ نشست ها و کارگاه های آموزشی در سال های اخیر، می گوید از همان جوانی و در سال های اول دهۀ ۱۳۵۰، بعد از تمام کردن دورۀ مدرسۀ عالی تلویزیون و سینما در کرمان و دو سه سال بعد در ساری، حین کار در تلویزیون برای جوان های این دو [...]
۲۱ آذر ۱۳۸۹
در ادامۀ بحث بحران کار ( یا بیکاری) برای مستندسازان حرفه ای و مقید به مستندسازی (و نه برنامه سازی) مان، به این واقعیت گذر می کنیم که بخش مهمی از مشکل در خود ما و در وابسته بودن منفعلانه به سفارش های منابع و ادارات دولتی و رسمی یا نهادهای صنعتی و خدماتی است [...]
۱۱ آذر ۱۳۸۹
با مهرداد اسکویی، که در جشنواره ها و ورک شاپ ها و نشست های آموزشی خارجی زیادی شرکت کرده، نشستیم برای ارائۀ تصویری از ورک شاپ ها یا نشست های آموزشی بیرون از ایران با موضوع سینمای مستند. در پایان گفت و گو گفت که در سینمای مستند خودمان در دهۀ ۱۳۸۰ و بخصوص در [...]
۶ آذر ۱۳۸۹
بحران کار برای مستندسازان مستقل و حرفه ای با شدت و دامنۀ هر چه وسیع تر از گذشته در راه است. تک و توک مستندسازان دورۀ اول هنوز به یمن سن و نام و جنس کارشان کم و بیش سرگرم کار اند و مستندسازان حرفه ای نسل دوم (دهۀ پنجاه و شصت) سال هاست به [...]
۳۰ آبان ۱۳۸۹
در ماه های اخیر درگیر مشاوره دادن به کار تهیه و تولید چهار فیلم مستند بوده ام که توسط تهیه کننده ای خصوصی و با حضور چهار فیلمساز جوان و با تعریف تولیدهایی کارگاهی ساخته می شوند. این تجربه با تجارب تولیدهای کارگاهی پیشین ما (من، مهرداد اسکویی و سعید رشتیان) تفاوت هایی دربر دارد. [...]
۲۸ آبان ۱۳۸۹
محمدعلی هاشم زهی از جمله مستندسازانی است که هنوز فیلم هایش را در فضا و جغرافیای زادگاهش بلوچستان می سازد و به خاطر دید عکاسانۀ قوی، شناخت خوبش از جاذبه های آن خطه و حس درگیرش با جغرافیا و اقلیم منطقه، تصاویر و فضای فیلم هایش به شدت بیننده را درگیر می کند. آن چه [...]