۶ اردیبهشت ۱۳۹۰
هویت صنفی فیلمبردار و تدوینگر مستند کجا به رسمیت شناخته می شود؟ انجمن فیلمبرداران و تدوینگران سینمای ایران تنها با عضویت افرادی که در فیلمهای داستانی – سینمایی فعالیت می کنند موافقت می نماید. آیا فیلمبرداران و تدوینگران مستند نباید بیمه شوند و نباید از حقوق صنفی برخوردار باشند؟
۱۹ بهمن ۱۳۸۹
آدمهایی که حتی همدیگر را نمیشناسند، پیرامون موضوعات و دلبستگی های مشترک و بسیار سادۀشان دور هم جمع میشوند و از هم انرِِژی میگیرند و اطلاعاتشان را بالا می برند. یک نیروی تازه آدمها را کنار هم جمع میکند و آن، هویت شخصی فرد است با توجه به سبک زندگی و یا علاقهمندی خود او.
۲۱ دی ۱۳۸۹
مانی پتگر مستندسازی ست که بیشتر فیلم هایش به سینمای تجربی و Home Video نزدیک است. تقریبا در همه کارهایش تنها کار کرده و تاثیر دوربین ویدئو بر فیلمهایش به راحتی قابل درک است، چه آنهایی را که در زمان اقامتش در استرالیا ساخته چه فیلمهای ایرانیاش، مخصوصن فیلم نگاه که آخرین کار اوست.
۱۶ دی ۱۳۸۹
تا حالا هر چه کردم نتوانستم تکهفیلم مستند قتل در میدان کاج را کامل ببینم اما با خواندن خبر اعدام یعقوب ترغیب میشوم که در اینترنت فیلم را ببینم. فیلمی 9 دقیقهای که یکی از چندین فیلمیست که با موبایل گرفته شده و روزهای گذشته آنقدر در رسانهها سر و صدا کرد که صدای رئیس پلیس را درآورد.
۲۹ آذر ۱۳۸۹
تاکنون بیشتر درباره قدرت فیلمسازی تکنفره در نفوذ به فضاهای شخصی و خلوت آدمها صحبت کردیم ولی فیلمسازی تکنفره علاوه بر این، روشی است برای خودشناسی، حداقل “خود- فیلم شناسی”. برای اینکه با این موضوع بیشتر آشنا شوید گفتگوی من با رخساره قائممقامی را بخوانید که درباره تجربه یک کارگاه فیلمسازی تکنفره است با رویکردی تجربهگرا و خودشناسانه.
۱۵ مهر ۱۳۸۹
تصور کنید تصمیم گرفتهاید که بمیرید. دلیلش هم اصلا اهمیتی ندارد. تصمیم گرفتهاید به گوشهای از یک جنگل دور افتاده بروید. یک چادر نایلونی به پاکنید و زیر آن به دلخواه خودتان آنقدر غذا نخورید تا چشمانتان بسته شود . به صدای حشرات و وزش باد گوش کنید تا نفستان بالا نیاید و بمیرید.
۱۳ مهر ۱۳۸۹
شانزدهم دیماه هزار و سیصد و هفتاد و نه بود. اواخر دوران دانشجوئیم. اختتامیه دومین دوره جشنواره کیش بود و آشنایی با آدمهای بزرگ سینمای مستند ایران که برای من تازهکار پر از حس بزرگی بود و اعتماد به نفس.
۱۰ مهر ۱۳۸۹
راس مکالوی کسی است که مبانی سینما حقیقت را در قالب شیوه شخصی خود ریخت و شکلی منحصر به فردی از مستندسازی را آفرید. او به همین خاطر مورد تحسین بسیار قرار گرفت و جوایز فراوانی را از آن خود کرد. آثار او غالبا “خود زندگی نگارانه” اند با این که او معمولا خود را در خصوصیترین و معذب کنندهترین لحظات زندگی اش به تصویر میکشد…
۱۴ شهریور ۱۳۸۹
گفتوگو با فیلمسازانی که به شیوه تکنفره مستند میسازند راهی است برای آشنایی با تجربیات آنها. این مطلب، حرفهای فیما امامی و رضا دریانوش، زوج فیلمسازی است که در تجربهشان با فیلم “جای خالی آقا یا خانم ب” با ما سهیم شدهاند.
۲۳ مرداد ۱۳۸۹
نمیدانم ویژه نامه “داستان” از مجموعهی خردنامه همشهری مردادماه را خواندهاید یا نه. توصیه نمیکنم! پیشنهاد دوستانه می دهم. بپذیرید و هزارتومان خرجش کنید. اگر قرص خوابتان کتاب است و چشمتان باید روی کلمهها تاب بخورد تا گرم خواب شود معطلش نکنید. به نظرم بهترین خاصیت این کتاب (شاید هم مجله؟) عوامانه بودنش است. روزمره [...]
۱۸ مرداد ۱۳۸۹
تهران – چهار بعداز ظهر – پشت میز مونتاژ در یک بعدازظهر گرم تیرماه زیر باد کولر که رمق ندارد، پشت میز نشسته ام و مشغول تدوین هستم. تلفن زنگ میزند. خالق طاهری یارغار سفرهای کوه و دشتم خبر میدهد که راه بیافتم. به جایی بین آباده و اقلید در استان فارس. فردا صبح باید [...]
۳۰ تیر ۱۳۸۹
مدتی قبل درباره موضوعی راجع به سینمای مستند تحقیق می کردم. به خیلیها زنگ زدم و از آنها اطلاعات گرفتم ولی به نتیجه ای که می خواستم نرسیدم. تا این که با یکی از برو بچههای مستندساز ایرانی مقیم اروپا تمامس گرفتم. گفت: درباره موضوع مورد نظرت خودم چیزی نمی دانم ولی آن را بین [...]
۱۸ خرداد ۱۳۸۹
حالا چرا فیلمسازی تک نفره می تواند به آدم های بومی مناطق کمک کند تا بتوانند راحت تر و کامل تر به لایه های اجتماعی همان جامعه ای که در آن زندگی می کنند رسوخ کنند؟ با فیلمسازی تک نفره هزینه ها پایین می آید و این اصلی ترین درد همه بچه های شهرستان است. با این روش هزینه های حمل و نقل و خورد و خوراک تا حد زیادی کاهش پیدا می کند. دیگر این که خودت هستی و خودت پس بهتر می توانی مشکلات اطرافت را تحمل کنی و دیگر لازم نیست نگران رضایت گروهت باشی .
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
دانستن و نوشتن درباره فیلم سازی تکنفره برای من در حکم پرسه زدن و جستجو درباره چیزی است که دلبسته آن هستم، بی آن که قصد داشته باشم حکمی قطعی درباره آن صادر کنم. شاید بشود به آن گفت تحقیق. یک تحقیق تجربهگرا. من قصد دارم کند و کاوی جدی را در اینباره شروع کنم. [...]