در باره‌ی یک مقاومت (تحلیل فیلم “تصویر زنی در کنار من” ساختۀ پوریا جهانشاد، ۷۰ دقیقه، ۱۳۹۳)

خلاصه‌ی فیلم: مستندی درباره‌ی آخرین ماه‌های بارداری یک زن معمار (نیلوفر) که از نگاه همسرش (پوریا) دیده و ثبت شده است.

نوشتن از هر فیلم یا اثر روایی برای من با یک قانون نانوشته‌ی “خلاصه‌ی اثر” شروع می‌شود. یک ترکیب شاید الزام‌آور برای مخاطبی که با کار مواجه نشده است، پیش نیازی اولیه برای ورود به متن که در مورد سینمای مستند اغلب باید رعایت شود. چرا که فیلم‌های تولید شده در این گونه‌ی تصویری هنوز به معنی واقعی کلمه اکران نمی‌شوند و جز نمایش‌های خصوصی و نیمه خصوصی، گاهی در ساعتی مقرر به یمن برگزاری جشنواره‌ای اعلام حضور می‌کنند.
به هر صورت کم‌تر اثری را می‌توان نام ‌برد و مثال زد که‌ در یک جمله‌ی خبری قابل خلاصه شدن باشد و از همین جهت است که بعد از نوشتن هر خلاصه‌ای باید حاشیه‌ای نسبتاً بلند برای توضیح آن به این قسمت از متن اضافه کرد. حاشیه‌ای که در خدمت انتقاد به نوعی تقلیل‌گرایی که با “خلاصه‌ی اثر” در تناقضی اساسی قرار می‌گیرد. نقطه‌ی شروعِ خلاصه،‌ می‌تواند الزاماً با آغاز اثر منطبق نباشد و با حذف ریتم، زمان، مکان و بسیاری جزئیات به ظاهر قابل حذف شدن – در خدمت تولید خلاصه‌ای هرچه خلاصه‌تر- ماهیت اثر را مخدوش کند.
با این توضیح، این مستند درباره‌ی چه چیزی است؟ با منطقی ساده و در ارجاع به عنوان فیلم می‌توان خلاصه‌ی ابتدای متن را تکرار کرد اما درست از دقیقه‌ی ۶ و ۵۰ ثانیه‌ی فیلم حاضر، همین خلاصه‌ی مناسب به ورطه‌ی نارسایی می‌افتد و نیازمند توضیح می‌شود. بسته به نوع نگاه و پرسشی که از دریچه‌‌ی آن با اثر مواجه می‌شویم این کار می‌تواند روایتی از بارداری یک زن فعال و شاغل در تهران، روزمره‌ی یک زوج تهرانی در شرف بچه‌دار شدن، نگاه به تکه‌پاره‌هایی از روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری در دوره‌ی یازدهم و حتی مستندی با توضیحاتی نه چندان مستتر از روند تولید و چگونگی شکل‌گرفتن یک فیلم مستند و نیز برشی از وضعیت کنونی سینمای مستند ایران باشد.
ایده‌ها و صحبت‌هایی که در این نقطه از کار میان پوریا و نیلوفر رد و بدل می‌شوند به خوبی مخاطب کمی گیج شده در جریان زمان سیال فیلم را با نخ اتصالِ چند ایده‌ی مرکزی در طول فیلم راهنمایی می‌کنند و به نقش کارگردان در کنار عرف و قوانین حاکم بر جامعه در تولید شدن یک اثر اعتراف می‌کنند. سویه‌هایی که هریک بخشی از بستر تولید اثر محسوب می‌شوند و با نمایش بی‌واسطه‌ی مؤلف، ایده‌ی ماهیت استعلایی یک تولید هنری را زیر سئوال می‌برند.

“پوریا: من فکر می‌کنم انقدر الان مسئله وجود داره…حتی پیش از به دنیا آمدن بچه به خاطر مسئله‌ی شغل تو، مسئله‌ی بارداریت که حالا هم‌زمان شده با یک سری اتفاقاتی که توی کشور داره می‌افته: انتخاباته، (نیلوفر: تحریمات)، آره تحریم‌ها و اینا. مام که نمی‌خواییم خیلی پرگویی کنیم…
نیلوفر: آره خب. باید اول مشخص بشه که تو چی رو می‌خوای فیلم بگیری دیگه. چه چیزی رو می‌خوای تو مستندت Highlight کنی. این‌که می‌خوای مثلا یه سری مسائل اجتماعی که راجع بهش توی این جامعه هست و مطرح بکنی یا این‌که نه، می‌خوای یه خرده درونی‌تر و شخصی‌تر اینو نگاه بکنی؟…
پوریا: نه ما تا جایی می‌خواییم بهش بپردازیم که به تو مربوطه…” (دقیقه‌ی ۷ و ۱۰ ثانیه تا دقیقه‌ی ۸ و ۸ ثانیه)

اما پیش از این، فیلم با شب قبل از زایمان نیلوفر شروع شده است. زنی که تصویرش را در خانه و در گفتگو با همسرش دیده‌ایم و سپس در جریان کار کردن و روحیات او قرار گرفته‌ایم. بارداری برای او دوران ناخوشایندی نیست که در نقطه‌ی به دنیا آمدن نوزاد به شادی و راحتی بدل شود و به همین دلیل، این تغییر او را از جریان عادی کار کردن روزهای پیشین دور نکرده است.
دقیقه‌ی ۱۲‌ام ، لحظه‌ی اشاره‌ی کوچکی است که این روایت شخصی و خانگی را به بستر اجتماعی خودش پیوند می‌دهد. نیلوفر از میان زنان مشغول ورزش در پارک رد می‌شود تا به دکه‌ی روزنامه فروشی برسد. تاریخ احتمالی به دنیا آمدن فرزندش را تخمین می‌زند و به روز برگزاری انتخابات اشاره می‌کند، به روزنامه‌ها نگاه می‌کند و اخبار مربوط به انتخابات را مرور می‌کند.
تصاویر بعدی صحنه‌های مربوط به فرآیند نام‌گذاری برای کودکِ در راه است و تکاپوی دوباره‌ی نیلوفر برای انجام دادن وظایف شغلی‌اش که در مسیری کوتاه با حرف‌ زدن از دنیای مادری‌اش مخاطب را به کار نزدیک‌تر می‌کند.

“من خیلی زود ازدواج کردم. همیشه هم بعد از این‌که ازدواج می‌کنی همه دنبال بچه‌ان. بعد از ۳۰ سالگی هم که میشه بیش‌تر فشارا زیاد میشه. هر جا میری هی همه می‌پرسن ازت که کی می‌خوای بچه‌دار شی؟ چرا بچه‌دار نمی‌شی؟ بنابراین این دیگه یه دغدغه اصن می‌شه واقعا. مدام مسئله مطرح می‌شه. احساس می‌کردم اصن آمادگیشو ندارم. اصن ذهناً هیچ آماده‌ی این قضیه نیستم. بعدم این‌که یه بچه به هر صورت نیاز مادی داره باید تأمین بشه، نیاز معنوی داره باید تأمین بشه و من چه¬جوری می‌تونم این کارا رو برای اون بکنم؟ ولی بعد فک کردم که خب این یه تجربه‌ایه تو زندگی مثل خیلی چیزای دیگه، تا هم آدم انجامش نده نمی‌دونه تجربه‌ی خوبی بوده؟ باید این کارو می‌کرده؟ نباید می‌کرده؟” (دقیقه‌ی ۱۵ و ۴ ثانیه تا دقیقه‌ی ۱۶ و ۲ ثانیه)

در واقع مسئله‌ای که در این دقایق از فیلم به چشم می‌خورد، رابطه‌ی به خصوصی است که تجربه‌ی مادری یک زن با اطرافیان دور و نزدیک او پیدا می‌کند. فارغ از چیستی نظریات نحله‌های گوناگون فمینیستی که در تجربه‌ی مادری نوعی هژمونی جامعه‌ی مردسالار را بیان می‌کنند و یا برای مادر، حقوق و جایگاهی برابر با دیگر شهروندان در جامعه را طلب می‌کنند در ایران و هم زمان با شکل‌گیری و بسط فرهنگ‌های برخاسته از خانواده‌های هسته‌ای جدید (خانواده‌هایی متشکل از زنان و مردان شاغل و تحصیل کرده که در آن‌ها برای زنان حق و حقوق به خصوصی برای تصمیم‌گیری در مورد فرزندآوری وجود دارد)؛ مشکلات مشابهی دیده می‌شود که نیلوفر هم به آن‌ها اشاره می‌کند.
این مسئله می‌تواند به شکل دقیق “دخالت اطرافیان در تصمیم‌گیری زوجین برای فرزندآوری” نامیده ‌شود که در اغلب موارد بیش‌تر متوجه‌ی زنان در خانواده است. زنان به عنوان مادران بالقوه که طبق اظهارات علم پزشکی تا حدود سن ۳۵ سالگی توانایی و صلاحیت فرزندآوری را دارند در این خانواده‌ها علی‌رغم توافق همسران اغلب درگیر پاسخ‌گویی به دیگرانی هستند که آن‌ها را تا زمان رخ ندادن تجربه‌ی بارداری به عنوان موجوداتی “ناکامل”، “محروم” یا “در اشتباه” سئوال و جواب می‌کنند.
هرچند روایت نیلوفر از این مسئله، در حاشیه و به عنوان یکی از فرعیات مرتبط به موقعیت زن بودگی مطرح شده است اما صورت بحرانی‌تر این تصویر را می‌توان در موقعیت شیرین در مستند خودبیانگر “۲۱ روز و من، شیرین برق‌نورد،۱۳۸۹” مشاهده و تشریح کرد که به واسطه‌ی قرار گرفتن در آخرین سال‌های سنین باروری (۳۵ سالگی) از جانب اطرافیان دور و نزدیک مورد پرسش‌های مستقیم و غیر مستقیم در این زمینه قرار گرفته است.
به بیان دیگر، اگرچه هر دوی این زنان (نیلوفر و شیرین) زنانی شاغل و اهل مطالعه‌اند و در این موقعیت‌ها به رسمیت شناخته می‌شوند اما در مرزی باریک و کم‌تر دیده‌شدنی که شاید بتوان آن را مرز “تصمیم‌گیری نهایی” نامید هر دوی آن‌ها در گیر و دار دخالت‌ها و قضاوت‌های اطرافیان دچار شکنندگی شده‌اند. روشن‌تر این‌که شاید بتوان‌ گفت که مسئله‌ی زنان ایرانی در ارتباط با تجربه‌ی مادری جدای از مسائل کلانی که فمینیست‌های رادیکال و یا محافظه‌کار مطرح کرده و می‌کنند در تجربه‌ی خاصِ “دخالت اطرافیان”، نیازمند توجهی ویژه است.
اما همان طور که بیان شد، این موضوع برای نیلوفر کم‌تر به مسئله تبدیل شده است و اتفاقاً چیزی که فیلم را برای مخاطب دیدنی‌تر می‌کند؛ احتمالاً همین توانایی تصویر شده‌ی نیلوفر در به نتیجه رساندن این تصمیم و مهم‌تر، حضور او در بیرون از خانه است؛ آن هم در وضعیتی که کلیشه‌های ذهنی‌ ما تصویر یک زن باردار را بیش‌تر در وضعیتی در حال استراحت و نیازمند مراقبت، پشتیبانی می‌کنند و نه کنش‌گری در حال زندگی و تکاپو.
به این ترتیب “بیرون از خانه بودن” و تن ندادن به زیست “اندرونی”ها مبارزه‌ای قدیمی است که نیلوفر در این موقعیت ویژه با آن درگیر شده است. دوربین برای دیدن این نوع از زندگی مجبور است روی کاغذهای کاری نیلوفر سرک بکشد، با او از خانه بیرون برود و از جهان شغلی این زن تصویر بگیرد. شکل دادن تجربه‌ی بارداری در هیئت تجربه‌ای فارغ از مراقبت‌ها و استراحت‌های اغراق شده که بیش‌تر، این موقعیت را به وضعیت یک نوع “بیماری” شبیه می‌کنند، معنا بخش‌ترین نقاط این روایت‌اند که در کنار بیان تجربه‌های شخصی نیلوفر از تغییر رابطه‌ای که با بدنش دارد به درونی‌تر شدن این کار کمک کرده‌اند.

“حاملگی یه تجربه‌ی بدنی خیلی خاص و غریبیه…اولش یه خورده ناراحت کننده بود چون اصلا نمی‌دونستم باید چی کارش بکنم ولی بعدش باعث شد که من با بدنم راحت بشم…این حاملگیه داره بهت می‌گه که ببین این بدنه اصن هست و وجود داره…یه اعتماد به نفس خیلی خوبی بهت می‌ده و اصلا دوست داشتم شکمم‌ رو.” (دقیقه‌ی۱۶ و ۲۰ ثانیه تا ۱۷ و ۱۳ ثانیه)

گویا رسالت نیلوفر تمام نشدنی است. مبارزه‌ای که او برای شکستن کلیشه‌ها راه انداخته است به نوعی مبارزه با جریان زیست روزمره است. روزمره‌ای که هویت خود را در تکرار و تن دادن به نشانه‌های آشنا شکل می‌دهد در جریان روزمره‌ی کم‌تر آشنای نیلوفر به گونه‌ای دیگر کدگذاری و دریافت می‌شود و به این ترتیب بر علیه خودش اتفاق می‌افتد. ‌به بیان دیگر در پرسش‌ها و جهان‌بینی خاص زنی که روایت را پیش می‌برد، یکی یکی کلیشه‌ها شکسته می‌شوند و اگرچه ریتم آشنای زمان خوردن صبحانه در حین گوش کردن به اخبار انتخابات و یا شادی مردم در خیابان‌های شهر، پس از یک بازی فوتبال برای مخاطب آشنا و خوشایند است اما چیزی که در اصل در مقابل زمان روزمره قد علم کرده است به نوعی همان وضعیت اغراق شده‌ای است که حاصل تلاش نیلوفر برای در خانه نماندن در آخرین روزهای بارداری خویش است.

(گفت و گوی تلفنی نیلوفر و پوریا با یکی از اطرافیانشان) “نیلوفر: خواهش می‌کنم شما بهش بگید! الان پوریا نمی‌دونه داره با من چی کار می‌کنه. می‌گم بابا من دارم زندگی عادیم‌ و می‌کنم، اینا نرماله، اتفاق می‌افته…
پوریا: نه، خانم دکترم بهش گفت خواستی بری، ظهر بیا استراحت کن، استرسم نداشته باش…
نیلوفر: خانم دکتر و ولش کن! چه می‌دونه که آدم کی خسته میشه‌ که.
پوریا: تو خونه هم می‌تونه، چرا اتفاقا…
نیلوفر: نه، نه! من اصلا نمی‌تونم برای منم برنامه ریزی نکن.” (دقیقه‌ی ۳۱ و ۴۲ ثانیه تا ۳۲ و ۲۶ ثانیه)

پیش از به دنیا آمدن نوزاد (دارا)، روایت از سکانس‌های مختلفی عبور می‌کند. نیلوفر از چگونگی ثابت کردن خودش در رشته‌ی معماری (به عنوان رشته‌ای که زنان در آن از سوی جامعه هنوز با توانایی‌های برابر با مردان فرض نمی‌شوند) برای ما می‌گوید، از شباهت‌های دور و نزدیکی که با شخصیت مادربزرگش دارد و در این میان چیزی که با آن مبارزه‌اش را پیش‌ می‌برد (مبارزه‌ای نه با فریادهای مستقیم و شعاری) همان”تن ندادن به هژمونی روایت‌های غالب” است؛ روایت غالبِ “خانه نشینی در دوران بارداری”، “زایمان به شکل سزارین” و بعد از به دنیا آمدن نوزاد، خلاصه کردن تمام ابعاد یک زن در “وظایف مادری”.
بعد از به دنیا آمدن دارا، دغدغه‌ی فیلم‌ساز برای پیوند زدن جهان خصوصی نیلوفر و پوریا به زیست جهان اجتماعیِ در حال اتفاق، ماجرای انتخابات ریاست جمهوری را تا نقطه‌ی جشن مردمی بعد از اعلام نتایج آن، پیش می‌برد و نیز دوباره و در دقایق پایانی فیلم، به نقش ساخت دهنده‌ی کارگردان در تولیدِ روایتِ به ثمر رسیده اعتراف می‌کند. درست در همین گیر و دار است که تصویر نیلوفر در روزهای استیصالِ پس از به دنیا آمدن دارا به واقعیت پیوند می‌خورد: بازاندیشی در جریان نوعی مقاومت؛ مقاومت در برابر جریانی که تا این لحظه با قدرت تمام سعی در به کرسی نشاندن گفتمان “اندرونی” کرده است.

“راستش این‌که رواله برام جور نمیشه خیلی ناراحتم داره می‌کنه. زندگی رو روال نمی‌افته… هیچ برنامه‌ریزی‌ای نمی‌تونم بکنم واسه هیچ لحظه‌م…یه ساعت شیر بدیم. یه ساعتم رو شونه‌مون باشه. یه ساعت بخوابه دوباره یه ساعت همین…تازه وقتی از سینه شیر می‌خوره یه پروسه‌ ۴ ساعته طول می‌کشه… نمی‌دونم اگه همینه که مردم چطوری زندگی کردن. چون من نمی‌کشم… فک می‌کنم کار به این آسونی رو هم نمی‌تونم انجام بدم…” (دقیقه‌ی ۵۶ و ۴۸ ثانیه تا ۵۷ و ۵۲ ثانیه)

در واقع اگر بپذیریم که قد علم کردن در مقابل نشانه‌های کلیشه شده‌ی روزمره‌ی زن بودگی برای نیلوفر یک نوع “مقاومت” است، شاید دلایل استیصال و بازاندیشی او در تجربه‌ی زیسته‌اش برایمان ملموس‌تر بشود. چرا که معمولاً زندگی در شرایط مقاومت به نوعی در درون یک پرانتز قرار می‌گیرد: پرانتزی جدا شده از جریان کلی زندگی و در معنای موقعیتی موقت که قرار نیست برای همیشه ادامه پیدا کند. (بن سایق- اوبنا:۱۳۸۴،۸۳) این درست همان چیزی است که زیست “عادی” روزهای بارداری و مادری نیلوفر را به مثابه‌ی نوعی “مبارزه” و “مقاومت” قابل درک می‌کند. اگر نیلوفر در طول روزهای تلاش برای “جور دیگربودن” و ایستادن در مقابل کلیشه‌های جنسیتی در یک زندگی “عادی” به سر می‌برد و مبارزه نمی‌کرد، چطور در جریان به دنیا آمدن دارا و در لحظات پایانی فیلم، خواهان روی دیگر سکه‌- برگشتن شرایط به روزهای روی روال- است؟ مبارزه در مقابل نوع به خصوصی از روزمرگی، مقاومتی که “روال عادی” را به هم زده است…

منابع:
مستند تصویر زنی در کنار من، پوریا جهانشاد (۱۳۹۳)، ۷۰دقیقه.
بن‌سایق، میشل- اوبنا، فلورانس (۱۳۸۴)، مقاومت آفرینش است، ترجمه‌ی حمید نوحی، تهران: نشر چشمه.

Share

۳ نظر برای “در باره‌ی یک مقاومت (تحلیل فیلم “تصویر زنی در کنار من” ساختۀ پوریا جهانشاد، ۷۰ دقیقه، ۱۳۹۳)”

  1. پوریا جهانشاد می‌گه:

    ممنون از زهرا ملوکی عزیز. بنظر من سینمای مستند امروزه بیش از همیشه محتاج پیوند با حوزه های دیگر و به خصوص علوم اجتماعی است. به امید تداوم این پیوند

  2. زهرا ملوکی می‌گه:

    ممنون از لطف شما آقای جهانشاد.
    و سپاس ویژه از آقای کلانتری عزیز…

  3. یک دانش آموز می‌گه:

    سلام
    ازتون تقاضا می کنم که به لینک های پایین برین و مستند ها و فیلم ها رو ببینین و رای بدید
    این کار کاملا دانش آموزیه(در حد کلاس هشتمی!!) و کارهای ما توی جشنواره فیلم کوتاه مدرسه شرکت داده می شه
    اگر خوشتان آمد رای بدید
    مرسی از لطفتون
    http://www.aparat.com/v/1EbqQ
    http://www.aparat.com/v/JXNC7
    http://www.aparat.com/v/MveA7
    http://www.aparat.com/v/QVkmU
    http://www.aparat.com/v/ONK2a


ارسال نظر

Copyright © 2017 vamostanad.com. S. Zebardast made it.

<ul><li><strong>woo_about_button</strong> - </li><li><strong>woo_about_header</strong> - </li><li><strong>woo_about_photo</strong> - </li><li><strong>woo_about_text</strong> - </li><li><strong>woo_ad_300_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_300_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/300x250a.jpg</li><li><strong>woo_ad_300_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_content</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_content_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_content_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/728x90a.jpg</li><li><strong>woo_ad_content_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_header</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_header_code</strong> - </li><li><strong>woo_ad_header_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/468x60a.jpg</li><li><strong>woo_ad_header_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_top</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_top_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_top_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/468x60a.jpg</li><li><strong>woo_ad_top_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_alt_stylesheet</strong> - default.css</li><li><strong>woo_auto_img</strong> - false</li><li><strong>woo_blog_cat</strong> - 7</li><li><strong>woo_blog_navigation</strong> - false</li><li><strong>woo_blog_permalink</strong> - </li><li><strong>woo_blog_subnavigation</strong> - false</li><li><strong>woo_button_link</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_1</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_10</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_10_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_11</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_11_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_12</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_12_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_16</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_16_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/8-3.JPG</li><li><strong>woo_cat_box_17</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_17_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_1_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_21</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_21_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_22</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_22_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_23</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_23_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_24</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_24_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_25</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_25_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_26</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_26_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_28</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_28_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_29</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_29_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_3</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_30</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_30_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_31</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_31_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_32</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_32_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_33</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_33_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_34</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_34_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_36</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_36_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_37</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_37_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_38</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_38_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_39</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_39_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_3_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_4</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_40</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_40_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_41</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_41_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/10-losttribes-bushcu.jpg</li><li><strong>woo_cat_box_42</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_42_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/11-11.jpg</li><li><strong>woo_cat_box_43</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_43_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_4_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_5</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_5_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_7</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_7_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_8</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_8_image</strong> - </li><li><strong>woo_custom_css</strong> - </li><li><strong>woo_custom_favicon</strong> - </li><li><strong>woo_featured_posts</strong> - Select a number:</li><li><strong>woo_feedburner_url</strong> - </li><li><strong>woo_google_analytics</strong> - </li><li><strong>woo_logo</strong> - </li><li><strong>woo_manual</strong> - http://www.woothemes.com/support/theme-documentation/aperture/</li><li><strong>woo_nav_exclude</strong> - 6392,4508,277,147,157,342,337,379,1306,1700,1886,1996,2997,3517,3794,4454,4963,6217</li><li><strong>woo_resize</strong> - true</li><li><strong>woo_scroller_posts</strong> - 6</li><li><strong>woo_shortname</strong> - woo</li><li><strong>woo_themename</strong> - Aperture</li><li><strong>woo_uploads</strong> - a:9:{i:0;s:54:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/11-11.jpg";i:1;s:69:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/10-losttribes-bushcu.jpg";i:2;s:60:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/9-_curvypic.png";i:3;s:52:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/8-3.JPG";i:4;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/7-1271192476.jpg";i:5;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/6-soundtrack.png";i:6;s:56:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/5-music.gif";i:7;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/4-1271192476.jpg";i:8;s:59:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/3-DSC_9424.jpg";}</li></ul>