فکر کردن در باره ی یک فیلم شخصی (در باره ی “زمان پرنده”، فیلم شخصی نیلوفر عظیمیان)

زمان می‌پرد… زمان پرنده، زمان چرخنده. این روزهای تلخ متعلق به واژهٔ گذشته می‌شوند اما دلیل نمی‌شود بار‌ها و بار‌ها به حال احضار نشوند. احتمالا نیلوفر به این فکر کرده که این زمان پرنده را در چند روزی که حالش خوب نیست یک جوری مهار کند، ثبت کند؛ شاید یک روز، که درد این روز‌ها برای چند هزارمین بار به زمان حالش احضار شدند بتواند با این فیلم مقایسه‌ای انجام دهد بین حال و گذشته. موفق شود درد را در گذشته جا بگذارد و فقط گاهی در زمان حال به جای زخمش نگاه کند. اما در هر حال، حالا او که فیلم‌ساز نبوده و می‌گوید نمی‌خواسته باشد، فیلم یا تصویری دارد از آن چند روز؛ شاید هم روایتی.
صحبت از یک فیلم شخصی است که یکی از روزهای تیرماه برای دیدن آن دعوت شدیم. فیلم را نیلوفرعظیمیان ساخته بود و البته می‌گفت نمی‌خواسته «فیلم‌سازی» کند. ایدهٔ او برای فیلم ساختن از مسأله‌ای شخصی، با تشویق پیروز کلانتری و به این هدف انجام شده است که افرادی که قصد ندارند مستندساز باشند و فقط می‌خواهند موضوعی از زندگی شخصی خود را با بقیه در میان بگذارند، بتوانند با مدیوم فیلم کار کنند، و نیازی نباشد تصویربرداری و کارگردانی حرفه‌ای بدانند و انجام دهند. نوعی سلف پرتره.
فیلم را می‌بینیم. حرف زدن و گریه کردن نیلوفر شروع می‌شود. حال و روزش به هم ریخته است و برای ما تعریف می‌کند که شب امتحانِ زبان ایتالیایی‌اش است. یک سال است خودش را برای آن آماده می‌کند و حالا نمی‌تواند برای امتحان تمرکز کند، چون امروز فهمیده دوست پسرش با دوست دختر قبلی خود به سفر رفته. و همین طور گریه می‌کند؛ چرا باید همین امشب این اتفاق بیافتد؟
فیلم نیلوفر یک فیلم شخصی‌ست، اما چه چیزهایی آن را شخصی می‌کند؟ بعد از فیلم نظر بعضی تماشاگران این بود که فیلم، آماتوری و به قول تدوینگر آن محمد شیروانی، بکر نیست، چون سازنده در نماهای ثابتی که از خانه‌اش گرفته ایده‌هایی دارد که از هنر مدرن برآمده است؛ مثلا دوربین را پشت برگ‌های گلدان گذاشته. موافق نبودم. نیلوفر «مکرمه قنبری» نیست که بدون اینکه در عمرش یک نقاشی دیده باشد بر دیوارهای خانه روستایی خود نقاشی می‌کرد. او یک جوان شهری امروزی است و فیلم و تصویر از سر و روی دورانی که در آن زندگی می‌کند می‌بارد. اما در عین حال، فیلمش همچنان یک فیلم شخصی باقی می‌ماند.
بعد از نمایش فیلم صحبت از این شد که این در هر حال یک فیلم است و نیازی به توضیحات اولیه درباره شخصی بودن آن وجود نداشت، چون چیزی آن را از مستندهای دیگر جدا نمی‌کند مگر سبکی که توسط تدوینگر به آن الحاق شده، یعنی استفادهٔ چندباره از نماهایی که دوربین کج می‌شود، یا نشان دادن چندبارهٔ گوشه‌ای از ماشین او که چیز خاصی نشان نمی‌دهد، و این‌ها همه توسط تدوینگر در جهت القاء سبکی‌ انجام شده به اسم فیلم آماتوری. موافقم اگر تدوینگر می‌خواسته این تصوّر را ایجاد کند که این‌ها مشخصات آماتور بودن سازنده و شخصی بودن کارش هستند؛ چون نیستند. از تمام فیلم فقط نحوهٔ کار با دوربین آماتوری‌ست، که آن هم می‌توانست با یک آموزش کوچک چند ساعته رفع شود. بقیهٔ مشخصات فیلم مربوط به شخصی بودن آن هستند؛ انتخاب‌های نیلوفر در چند روز اندوهگین، با دلی شکسته در خانه. موافقم که تدوینگر اگر نماهای تکراری نام‌برده را استفاده نمی‌کرد وادار می‌شد به سایر نما‌ها نگاه روانکاوانه‌تر بیاندازد و مشخصات شخصی بودن فیلم را پیدا و در تدوین بروز دهد.
فکر کردن به این فیلم کار سختی بود. بعد از چند روز به این نتیجه رسیدم که احتمالا آن را در فضای کلان هنر قرار می‌دهم و این باعث می‌شود نسبت به آن دچار حس «سهل بودن» شوم. اما در واقع این ممتنع بودن آن بود که باعث می‌شد نتوانم درباره‌اش بنویسم، چون معیارهای خود را داشت و من آن‌ها را نمی‌شناختم. فیلم در حوزهٔ اشخاص زندگی‌اش را می‌کرد.
شخصی بودن «زمان پرنده» را باید جاهای دیگری گشت و پیدا کرد. فیلم به خاطر نشان دادن حوزه شخصی یک زن، و سیخ زدن به فضای عمومی ما اهمیت دارد. فضاهای عمومی ما با حوزه شخصیمان خیلی تفاوت دارد، ما هم در آن خیلی متفاوت از فضای شخصیمان بازی می‌کنیم، یک جور نگاه قضاوتگر از بالا و گاهی از درون – و مردسالاری‌ای که البته فقط مختص مرد‌ها نیست- شدیدا مشغول کار است. کلی چیز‌ها ممنوع است و ما برای دادن یا ندادن بعضی اطلاعات زندگی خود ناچاریم آدم‌ها را به دسته‌های خودی و غیرخودی تقسیم کنیم. این، معنای شخصی بودن را بومی هم می‌کند، چون در چنین شرایطی فیلم شخصی‌ای که ما می‌سازیم با فیلم شخصی‌ای که دختری در یک کشور اروپایی می‌سازد فرق زیادی خواهد داشت. این‌جا صِرف دیده شدنِ داخلِ خانهٔ این دختر جوان و صحبت از دوست پسر، یک ابراز وجود به ابرروایت ویترینیِ بیرونی‌ست. البته این مشخصه‌ای نیست که مستقیما به این فیلم مربوط باشد، و می‌توان آن را درباره فیلم‌هایی از این دست گفت. اما در هر حال یکی از منشاءهای وجودی و از وجوه مهم آن است.
فیلم «زمان پرنده» در دسته مستندهای خودنگار قرار می‌گیرد. مشخصهٔ مثبت فیلم‌هایی که دربارهٔ «خود» هستند برای من این است که توسط موضوع اصلیشان، از «من» به فضایی عام‌تر سفر کنند تا گفت‌وگو ایجاد شود و در محدودهٔ آن موضوع، دنیایی البته با مرزهای غیر قطعی شکل بگیرد. در «زمان پرنده»، دوست‌پسر نیلوفر دل او را شکسته. شکل عام آن می‌شود: مردی دل زنی را شکسته. فیلم نیلوفر چندان به آن سفر نمی‌کند و با این «عام» ارتباطی برقرار نمی‌کند، گرچه خودی نشان می‌دهد. تنها جایی از فیلم که به عنوان یک کلوزآپ شخصی، با یک مفهوم عام ارتباط ایجاد می‌کند صحنهٔ گپ زدن نیلوفر و دوستش است؛ تنها کسی که در این فیلم به جز خود او می‌بینیم. این‌جا موقع شنیدن حرف‌های آن‌ها دشواری همیشگی و بشری ارتباط مرد و زن به طور عام خود را نشان می‌دهد و نیلوفر وارد ارتباط با بیرون خود می‌شود، در حالی که نه از خانه بیرون رفته و نه ماجرای دیگری غیر از ماجرای خود را وسط کشیده. صحنهٔ مشابه دیگری هم داشته که نشانمان نمی‌دهد، و آن، دیدار با دوست‌پسر قبلی خودش است. تصمیمی جالب، شاید برای ایجاد تعادلی در خود، به جبران سفر رفتن دوست پسر فعلی‌اش با دختری که قبلا پارتنرش بوده؛ و همین طور برای بیشتر مواجه شدن و فکر کردن درباره رابطهٔ قبلی‌اش، که چرا از آن بیرون آمده و با شخص فعلی وارد رابطه شده. ولی در هر حال، تصمیمی کاملا شخصی و در زمرهٔ نشانگان این نوع فیلم. این صحنه از طریق گفت‌وگوی نیلوفر و دوستش به اطلاع ما می‌رسد. این‌جا وصل شدن فضای شخصی نیلوفر به دو کلیت عام‌تر زنانگی و مردانگی به صورت تو در تو است. صحنه مرد و زن را نمی‌بینیم اما دو زن درباره گپ آن مرد و زن حرف می‌زنند. حالا زاویه نگاه را در می‌یابیم، زاویه‌ای تک بعدی؛ حذف مرد از صحنهٔ زنان. «می‌خواهم این چند روز را یکه و تنها جولان بدهم». اشکالی ندارد، این یک فیلم شخصی‌ست نه مدعی مستندسازی اجتماعی. حوصلهٔ مرد‌ها را نداشته. این تفاوت مهمِ فیلم شخصی با فیلم غیرشخصی حتی از نوع خودنگار است. چیزی را که درونش و در واقع روانش طلب می‌کند انجام می‌دهد، چون در واقع دارد زندگی‌اش را می‌کند. این طوری که پیش می‌روم شدیدا حس نزدیکی چنین تجربه‌هایی به ادبیات و فیلم غیر مستند را دارم. درونی بودن این فیلم به دلیل شخصی بودن آن، برایم در مقایسه با مستندهای پرتره‌ای قرار می‌گیرد که توسط یک فیلم‌ساز درباره «دیگری» ساخته می‌شود، و چه‌قدر دشوار است نزدیک شدن به درون آن شخصیت، و اغلب هم این اتفاق نمی‌افتد و فیلم‌های پرتره تقریبا گزارش‌وار چیزهایی از زندگی شخص نشان می‌دهند. چون کار سختی‌ست و یک بخش آن بر می‌گردد به نیاز ما برای تمرین برای فعال کردن «خود» در برابر «دیگری»، برای راه پیدا کردن به درونمان و فعال کردن درون دیگری. فیلمی مثل «زمان پرنده» از این نظر تجربه‌ای‌ست که من را به فکر کردن دربارهٔ این تشویق می‌کند که وقتی موضوعی برای مستند ساختن انتخاب می‌کنم خودم کجای آن هستم؛ آن خود غریزی و فعال شهودی. بخشی که اگر خاموش باشد دیگری جلوی دوربین هم سترون خواهد ماند. کار نیلوفر تجربه‌ای در جهت کار کردن منِ ِخود با دیگریِِ خود است.
برای جنبه‌های اختصاصی‌تر «زمان پرنده» به دنبال زبان آن می‌گشتم به عنوان شیوه‌ای که برای در میان گذاشتن حرفش با ما انتخاب می‌کند. معتقدم فیلم روایت موفقی ندارد، چون نیلوفر شب اول درباره امتحان فردایش می‌گوید اما فردا نمی‌رود امتحانی بدهد. بعد از چند روز امتحان می‌دهد و خرابش هم می‌کند، این گیج کننده بود، چون نمی‌دانستم آیا در حال دیدن روزهای قبل از امتحان او هستم، یا امتحان را داده و نتیجه را به ما نمی‌گوید. بعد از فیلم توضیح داد که دو تا امتحان به فاصله یک هفته وجود داشته، که این در فیلم مشخص نیست. اما گذشته از روایت، درباره زبان فیلم باید بگویم. نیلوفر ابتدا اصل ماجرا را «تعریف می‌کند» اما بعد با روایت تصویری ادامه می‌دهد. اگر بر زبان مستقیم گفتار بیشتر تکیه می‌کرد برای ما رسا‌تر می‌بود، چون تراکم اطلاعات در پلان‌های یک فیلم شخصی بسیار رقیق است، چون کادربندی‌ها به این منظور انجام نشده. کادر‌ها برای سازنده، تصویرهای زیبایی هستند که دوست داشته برای خودش بگیرد، و این مشخصهٔ شخصی بودن فیلم است. بعد از دیدن فیلم بعضی از حضار اعتقاد داشتند که سازنده آماتور نیست چون فیلم افه های تصویری دارد، مثل گذاشتن دوربین پشت یک لیوان، در نماهای ثابت، و از این جمله. نظر من این است که نیلوفر این کار را چون دوست داشته انجام داده. یعنی او به این بازی با تصویر، در آن روزهای اندوهگین دل بسته، و این هم جزء روش‌های گذران آن چند روز است. چیزی که در زندگی روزمره هم توصیه می‌شود. انجام دادن کارهایی با دست و از نوع خلاق، حتی اگر درست کردن یک کاردستی باشد. این کار، آن بخش روان را که به جان شخص افتاده و بر دور خودتخریبی قرار گرفته، از کار می‌اندازد و نیرویش را صرف چیز دیگری می‌کند که به‌‌ همان اندازه به تمرکز نیاز دارد. هرچه خلاقیت بیشتری بطلبد آن نیروی روان را بیشتر درگیر می‌کند. این‌ها نقش مثبت بازی های تصویری نیلوفر برای خودش است.
اما به هر حال نمی‌دانم چرا از حرف زدنِ بیشتر پرهیز کرده. حرف نزدن تک نفره جلوی دوربین را، چه ناآگاهانه انتخاب نکرده و چه آگاهانه، کار درستی بوده. اما نیاز به حرف زدن او با خودش، مثل صحنهٔ اول، و در قالب گفت‌وگو، مثل صحنهٔ حرف زدن با دوستش و یا حتی طولانی‌تر کردن‌‌ همان صحنه را خیلی حس می‌کنم.
به نظرم و در بازبینی چیزهایی که نوشتم نمی‌توان نقشی برای تصویربرداری خیلی ناشیانه، برای یک فیلم شخصی در نظر گرفت. یعنی تفاوتی نمی‌کرد اگر نیلوفر پیش از شروع فیلمش کمی درباره تصویر گرفتن می‌پرسید، فقط برای اینکه بداند در ماشین و در حالی که کس دیگری نیست کمکش کند دوربین را چه طور بگذارد تا صاف‌تر فیلم بگیرد. گاهی تصاویر توی ماشین که دوربین می‌افتاد و دوباره نیلوفر آن را می‌گذاشت روی داشبورد، من را به حس عصبیت نیلوفر می‌برد، چیزی که از حال نیلوفر آمده؛ و در این صورت شاید در زمرهٔ دیگر مشخصات شخصی بودن فیلمش قرار بگیرد. وگرنه تصویری که به بهتر دیده شدن نیلوفر در ماشین کمک کند و او را از نیمهٔ بدنش قطع نکرده باشد… چرا که نه.

Share

ارسال نظر

Copyright © 2017 vamostanad.com. S. Zebardast made it.

<ul><li><strong>woo_about_button</strong> - </li><li><strong>woo_about_header</strong> - </li><li><strong>woo_about_photo</strong> - </li><li><strong>woo_about_text</strong> - </li><li><strong>woo_ad_300_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_300_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/300x250a.jpg</li><li><strong>woo_ad_300_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_content</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_content_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_content_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/728x90a.jpg</li><li><strong>woo_ad_content_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_header</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_header_code</strong> - </li><li><strong>woo_ad_header_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/468x60a.jpg</li><li><strong>woo_ad_header_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_ad_top</strong> - false</li><li><strong>woo_ad_top_adsense</strong> - </li><li><strong>woo_ad_top_image</strong> - http://www.woothemes.com/ads/468x60a.jpg</li><li><strong>woo_ad_top_url</strong> - http://www.woothemes.com</li><li><strong>woo_alt_stylesheet</strong> - default.css</li><li><strong>woo_auto_img</strong> - false</li><li><strong>woo_blog_cat</strong> - 7</li><li><strong>woo_blog_navigation</strong> - false</li><li><strong>woo_blog_permalink</strong> - </li><li><strong>woo_blog_subnavigation</strong> - false</li><li><strong>woo_button_link</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_1</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_10</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_10_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_11</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_11_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_12</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_12_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_16</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_16_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/8-3.JPG</li><li><strong>woo_cat_box_17</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_17_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_1_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_21</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_21_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_22</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_22_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_23</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_23_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_24</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_24_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_25</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_25_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_26</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_26_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_28</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_28_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_29</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_29_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_3</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_30</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_30_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_31</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_31_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_32</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_32_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_33</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_33_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_34</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_34_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_36</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_36_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_37</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_37_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_38</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_38_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_39</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_39_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_3_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_4</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_40</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_40_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_41</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_41_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/10-losttribes-bushcu.jpg</li><li><strong>woo_cat_box_42</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_42_image</strong> - http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/11-11.jpg</li><li><strong>woo_cat_box_43</strong> - false</li><li><strong>woo_cat_box_43_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_4_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_5</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_5_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_7</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_7_image</strong> - </li><li><strong>woo_cat_box_8</strong> - true</li><li><strong>woo_cat_box_8_image</strong> - </li><li><strong>woo_custom_css</strong> - </li><li><strong>woo_custom_favicon</strong> - </li><li><strong>woo_featured_posts</strong> - Select a number:</li><li><strong>woo_feedburner_url</strong> - </li><li><strong>woo_google_analytics</strong> - </li><li><strong>woo_logo</strong> - </li><li><strong>woo_manual</strong> - http://www.woothemes.com/support/theme-documentation/aperture/</li><li><strong>woo_nav_exclude</strong> - 6392,4508,277,147,157,342,337,379,1306,1700,1886,1996,2997,3517,3794,4454,4963,6217</li><li><strong>woo_resize</strong> - true</li><li><strong>woo_scroller_posts</strong> - 6</li><li><strong>woo_shortname</strong> - woo</li><li><strong>woo_themename</strong> - Aperture</li><li><strong>woo_uploads</strong> - a:9:{i:0;s:54:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/11-11.jpg";i:1;s:69:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/10-losttribes-bushcu.jpg";i:2;s:60:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/9-_curvypic.png";i:3;s:52:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/8-3.JPG";i:4;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/7-1271192476.jpg";i:5;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/6-soundtrack.png";i:6;s:56:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/5-music.gif";i:7;s:61:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/4-1271192476.jpg";i:8;s:59:"http://vamostanad.com/wp-content/woo_uploads/3-DSC_9424.jpg";}</li></ul>