اعلام نام فیلم های مسابقۀ بخش مستند جشن سینما داد خیلی از فیلمسازهای فیلم دار انتخاب نشده را درآورده و آن ها را به اعتراض و دادخواهی واداشته است. فیلم من انتخاب شده، اما انتخاب نشدن پنج فیلم خانۀ من (محسن امبریوسفی)، ناخوانده در تهران (مینا کشاورز)، ۲۱ روز و من (شیرین برق نورد)، کمی بالاتر (لقمان خالدی) و گفتگو با انقلاب (روبرت صافاریان) که در تهیه یا مشاوره دادن به آن ها نقش داشته ام و فیلم های خوبی می دانم شان، متعجبم کرده است؛ ممکن هم بود انتخاب آن ها فیلم مرا از مسابقه بیرون می برد! فیلم های دیگری را هم سراغ دارم که مثل این پنج فیلم حق انتخاب شدن داشته اند و انتخاب نشده اند.
پارسال ۵۰ فیلم برای مسابقه انتخاب شدند و وجود فیلم های ضعیف در میان آن ها داد خیلی ها را درآورد. به نظر می رسد امسال برای جبران مافات تعداد فیلم های مسابقه را، که در آیین نامۀ جشن می تواند تا سقف ۴۰ فیلم بالا بیاید، در حد ۲۸ فیلم پایین گرفته اند؛ آن هم در شرایطی که فیلم های خوب امسال بیش از فیلم های خوب پارسال بوده است. فیلم های ارجاع شده به جشن باید از تاریخ خرداد ۸۹ تا خرداد ۹۰ تولید یا نمایش داده شده باشند؛ ۴ و به روایتی ۵ فیلم از آن ۲۸ فیلم تولید سال های پیش ترند! به واقع اینجوری هم تخلف صورت گرفته و هم حق ۴ یا ۵ فیلم جامانده ضایع شده است.
یک مشکل مهم انتخاب فیلم های مستند جشن سینما نحوۀ جمع شدن هیأت انتخاب است: دو نفر از انجمن مستندسازان، دو نفر از انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند و سه نفر از سوی هیأت مدیرۀ خانۀ سینما. نگاه ها و توجهات این سه طرف ماجرا اغلب متفاوت و جدا از هم یا لااقل بی ارتباط با هم است و به همین جهت اعضای هیأت انتخاب سطوح کیفی و سلیقه های بسیار متفاوت پیدا می کنند. حاصل این تفاوت ها یا پراکنده شدن آرا است یا اتوریته پیدا کردن نظرات اعضای با سطح کیفی و نظری بالاتر. تا سیاست چینش جمع هیأت انتخاب فیلم های مستند جشن سینما اینچنین است، این وضعیت هم مدام اتفاق خواهد افتاد. با این حال، احتمالا” در جواب اعتراض دوستان فیلمساز، مدیریت جشن، هیئت انتخاب را دارای استقلال رأی و عمل می خواند و خواسته/ناخواسته نقش خود را تا حد مدیریت اجرای جشن پایین می آورد و بن مشکلات و مسائل درست همین جاست.
هر جشنواره ای – موضوعی یا تخصصی – یا از همان ابتدا سیاست ها و رویکردهای محوری و ویژه اش را اعلام می کند یا بعد از دو سه سال و در کم و کیف برگزاری جشنواره این سیاست ها و رویکردها آشکار می شوند. دبیران جشنواره ها سال ها دبیر می مانند و در مسیر ابراز شخصیت و ویژگی های جشنواره شان، مسئولیت انتخاب فیلم ها و حتی خود عمل انتخاب با آن هاست، نه مثل جشنواره های ما که هرسال دبیر و هیئت انتخاب عوض می کنند و از این طریق، پشت ظاهر بی طرفی، خواسته/ناخواسته اعلام می کنند که سیاست و رویکرد ندارند. در جشنوارۀ فیلم مستند کیش، شیردل به عنوان دبیر جشنواره یک تیم انتخاب نسبتا” ثابت چیده بود و خودش هم در این تیم حضور مؤثر داشت و بعد از یکی دو سال مشخص شد که گرایش این جشنواره به فیلم های مستند مستقیم و درگیر و اجتماعی است. با آنکه در آن سال ها تعدد جشنواره های حالا را نداشتیم و همه دوست داشتند فیلم شان در تنها جشنوارۀ مهم آن دوره حاضر باشد، رویکرد شیردل، چون حرفه ای بود و حقانیت حرفه ای داشت، کمتر طرف اعتراض واقع شد. همین الگوی جاافتادۀ جهانی کم و بیش در جشن تصویر سال که به سیف الله صمدیان متکی است و جشن حافظ نشریۀ دنیای تصویر که همه کاره اش علی معلم است، جاری است و عمل هم می کند.
روشن است که انتظار چنین رویکردی را از جشنوارۀ کاملا دولتی، سیاستمدار و پرملاحظۀ سینماحقیقت نمی توان داشت و مشکل جشن سینما هم حرکت در مسیری کم و بیش نزدبک به یک جشنوارۀ دولتی و وابسته، و نه حرفه ای یا خصوصی، است. سیاست و رویکرد مشخص، قاطع و متکی به عمل مؤثر و تعیین کنندۀ دبیر جشنواره، در این دو جشنواره اغلب با اعتراض و سؤال مدیران دولتی یا دست اندرکاران سینما روبرو می شود، چون آن ها این جشنواره ها را متعلق به خود می دانند و جوابگو به خود می طلبند. خانۀ سینما حتی اگر کاملا” مستقل از دولت عمل کند و از ملاحظۀ گرفت و گیرهای آن خلاص باشد، باز هم به سبب مورد سؤال بودن از سوی جمع بزرگ و نامتجانس دست اندرکاران سینما سخت می تواند جشنوارۀ مستقل برگزار کند، رویکرد و سیاست ویژه پیشه کند و برای جشنواره اش هیأت انتخاب و داوری مقبول بچیند.
به نظر می رسد برای رها شدن از این وضعیت بغرنج تنها یک راه وجود دارد: وارد کردن هرچه پرتعدادتر دست اندرکاران سینما در انتخاب و داوری فیلم های بخش های مختلف جشن سینما و سپردن مسؤلیت محتوایی کار به خود آن ها، یعنی تشکیل یک آکادمی دائمی برای مسابقۀ هر بخش که خودش، و نه هیأت مدیرۀ مدام جابجا شوندۀ خانۀ سینما، رویکرد و سیاست برگزاری آن بخش را تعیین کند و خانۀ سینما تنها مجری جشن باقی بماند.
روشن است که از این راه تنها مشکل نحوۀ انتخاب و داوری جشن سینما تا حدودی تعدیل پیدا می کند و جدا از اینکه حرف و حدیث ها کماکان باقی می ماند، این جشن نمی تواند به سمتگیری خاص و خصوصیت های جذاب یک جشنوارۀ مستقل یا متکی به سازوکاری کوچک و عمل کننده دست یابد.
(این یادداشت بار اول در روزنامه “روزگار ” ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ منتشر شده است.)
مطالب مربوط به این موضوع:

کاملا درست وبجا نوشتید و فکر می کنم این موارد را پیگیری کنیم تا به نتیجه برسیم و حد اقل برای جشن خانه سینما در سالهای بعد ، دیگر شاهد چنین مواردی نباشیم ، البته موضوع دیگری هم مطرح است که هیآ ت انتخابها فکر می کنند که انتخاب فیلم به سلیقه آنها بستگی دارد درصورتی که انتخاب باید بر اساس کیفیت فنی و ساختاری در مرحله اول و در مرحله بعد براساس موضوع ناب و غیر تکراری صورت بگیرد فارغ از سلیقه شخصی افراد در چگونگی پرداخت موضوع و ژانر مستند .
ممنون از توجه شما آقای کلانتری،
با همه ی احترامی که برای گروه انتخاب قایلم، مقایسه برخی از فیلم های بخش تشویقی با فیلم های بخش مسابقه من را کاملا گیج کرده است.
فکر می کنم که حمایت از جشن مستند خانه سینما وظیفه تک تک ما مستند سازان است،اما این دلیل نمی شود که ارزیابی گروه انتخاب مورد آسیب شناسی قرار نگیرد.
امیدوارم ادامه منطقی این بحث به دور از قیل و قال های رسانه ای ،با نظر کارشناسان و اهل فن ، علاقه مندان را راهنما باشد.
متشکرم
همیشه به این معتقد بوده ام هنگامیکه تصمیم گرفتم تا در جشنواره ای شرکت کنم باید هم به آرا و تصمیم گیری هیئت انتخاب و داوری هم احترام بگذارم، چرا که با قبول شرکت کردنم به نوعی این حق را به هیئت انتحاب و داوری داده ام تا در مورد فیلمم داوری کنند، اما اغلب دوستان فیلمسازم خود تجربه کار سالیان طولانی و تحصیلات عالیه و داوری در چشنواره های مختلف فیلم را داشته اند، و خوب میدانیم که داوری و اظهار نظر کارشناسی در مورد فیلمها معیار و ارزش گذاریهای تا حد زیادی تعریف شده ای را داراست، و حقیقتا من وقتی از این زاویه دید در مورد انتخاب فیلمهای امسال جشن خانه سینما مینگرم، هر چقدر فکر میکنم تا به خود بقبولانم که باید به انتخابها احترام گذاشت واقعا سخت است چرا که با این کار باید به تمام دانسته ها و تجربه و دانش چندین و چند ساله خود شک کرد، نمیدانم واقعا شاید دوستان هیئت انتخاب، سینمای مستند و فیلم مستند را به گونه ای متفاوت از ما تعریف میکنند یا واقعا دارند تنها دوست داشتنهای خود را برای نوع سینمای مستندی که خود میپسندند را بر ما تحمیل میکنند، امیدوارم اینگونه نباشد و ما در اشتباه باشیم، چرا که خطای دوستانمان را خطای خودمان میدانیم،