“راش آرت”، نمایش لحظۀ در حال عبور

“راش آرت”، نمایش لحظۀ در حال عبور

می­خواهم یک ایده، یک امکان بالقوه که به­راحتی می­تواند به رخدادی بالفعل و یک جریان مستقل نمایش در دنیا بدل شود و یک راه نو را به بحث بگذارم و بخواهم نه­تنها نظرا” بلکه در عمل با آن همراه شوید: نمایش – و حتی – تولید راش­آرت!

حقیقت آن است که بحث و نظر و بحث نظری و نظریه­پردازی نمایش راش­آرت خلق­الساعه پدیدار نشده و به این نقطه نرسیده که مدعی­ شوم راش­آرت می­تواند مسیری برای نجات تصاویر سرشار از جذابیت تماشا از زندان فقدان معنا باشد و برای آن معناپردازی کند. در لحظۀ تولد دوربین دیجیتال و گرفتن ۲۰ ، ۳۰ و ۵۰ ساعت تصویر برای فیلم  یک­ساعته، تصاویری به­وجود آمد که برخلاف دوران آنالوگ نه به­سبب خراب­شدن نمای اندیشیده شده و غیرقابل­استفاده بودن آن، بلکه به­سبب امکان ثبت بی­مهار رویدادهای درحواشی، که گاه به­واقع حاشیه نیستند و خود متن­اند، جذابیت دارند. من خود در میزگردی با حضور رخشان بنی­اعتماد، تهامی­نژاد، پیروز کلانتری و روبرت صافاریان نظراتم را در باب اهمیت راش­های فیلم­ها بیان کردم و هریک تجربه و آرایشان را گفتند. همه در آن زمان در مورد آرشیو کردن راش­ها و نجات­شان حرف­هایی داشتیم. اما زمانی لازم بود تا من به ایدۀ راش­­آرت دست یابم.

۱ – ایدۀ نمایش راش می­تواند از فکر کوچکی مثل رهاکردن راش­ها از زندان فراموشی و بیهودگی و نمایش همان تکه فیلم­های ارزشمند مستندی که تصویری تکرارناپذیر از زندگی و امرواقع، چیزی آگاهی­بخش و رخدادی دیدنی، بی هیچ چیز دیگر، را ثبت کرده­اند شروع شود و برسد تا افق گشودن یک ژانر نمایشی – و حتی تولیدی – تازه براساس همۀ ویژگی­های هنر معاصر که از ready made آغاز شده و تا اتفاق­های آزاد بصری و نمایشی پسامدرنیستی کنونی تداوم می­یابد.

۲ – درست به­همین دلیل، یعنی درک نویی از نمایش و تولید فیلم، باید قبل از هرچیز فضا و قراردادهای تازه­ای برای نمایش راش­ها به­وجود بیاوریم: نمایش راش به­عنوان راش (نمایش اندیشیدۀ راش­های فیلمهای تدوین­شده) و مهم­تر از آن نمایش راش به­عنوان آرت؛ درست مثل کار دوشان در انتخاب مواد و موقعیت­های حاضروآماده، با رهاکردن قراردادهای کهنۀ نمایش و در متن همۀ اتفاق­های امروزی در عرصۀ تنوع رشته­ها. از این پس همان­طور که می­گویید برویم گالری اینستالیشن، ویدئوآرت و پرفورمنس فلانی را ببینیم، یا برویم فلان فیلم مستند در خانۀ سینما، می­شود گفت امروز یک سانس راش­های کیارستمی، هانیگمان، سیف­الله صمدیان، شانتال اکرمن، آنا آگیون، رابین هسمن – و چرا نه؟ احمد میراحسان – را ببینیم. من همیشه فکر کرده­ام در راش­های آ.ب.ث آفریقا ی کیارستمی و تهران هزارداستان من چیزهایی بس جذاب­تر از تصاویر دیده شده وجود دارد که به دلیل عدم تناسب با نیازها و ساختار فیلم در فیلم­ها نیامده­اند، اما به­عنوان راش می­توان از آن­ها لذت برد. مطمئنم سیف­الله صمدیان یک راش­آرتیست و اساسا” تولیدکنندۀ راش کم­­نظیری است و با دیدن راش­هایش تازه او را کشف خواهیم کرد. آن تفکر کهنه و بسته و مستبد آنالوگ یکی از جاهایی که مطمئنم شدیدا” به چالش کشیده شده و ضرورت شکستن و امحاء و عبور از زندان آن و رسیدن به آزادی یه اثبات می­رسد، همین­جاست و آن سلیقۀ کهنۀ زیبایی­شناسی که مانع دست­یافتن به فضاهای همگانی نمایش خود و جهان از چشم انسان خلاق به شیوه­ای آزادتر و وسیع­تر است، در همین­جا ضربۀ مهلک­تری دریافت خواهد کرد.

۳ – می­دانم یک دغدغۀ بزرگ هنرمند حرفه­ای، مثل همان وقت که بحث انقلاب دیجیتالی در  سینمای مستند را پیش می­بردم، این خواهد بود که آیا مرز هنرمند و آدم خلاق با هر آدم نوپا و فاقد مهارت­های هنری از بین نخواهد رفت؟ باید بگویم اولا” مشکل این دغدغه این­جاست که هنوز از جنس دغدغه­های تفکر کهنۀ قبل است. اگر نیما مسیر تازه­ای را تأسیس می­کند یا فروغ و احمدرصا احمدی و عبدالرضایی و فلاح به عرصۀ نویی گام می­گذارند، این پدیدۀ تازه دیگر نمی­تواند با متر و اندازه و مقیاس و نگاه و قواعد پیشین ارزیابی گردد. شعر نیما نمی­تواند با صنایع و بدایع شعر عروضی و با میزان وزن شمس قیس رازی سنجیده شود. شعر احمدی نمی­تواند با قواعد سنجش حتی وزن نیمایی بررسی گردد و شعر دهۀ هفتاد را نباید حتی با قواعد زبان “سالم” شعر دهۀ شصت سنجید.

ثانیا” راش به­مثابه آرت در درون خود حتما” دارای تشخص و تمایز است؛ یعنی راش­هایی که خواهید دید، حاصل نگاه متفاوتی به نمایش تصویر سینمایی است و به­عنوان یک اثر، دارای نکات مستقل درخشان و بیانگر قدرت راشیست و کسی است که راش­گردان است. از این پس به­تدریج کسانی پیدا می­شوند که حرفۀ­شان راش­سازی است! در این­جا تنها گزیدۀ راش­های بازماندۀ یک فیلم نیست که تماشا می­شود؛ منطق کار یک راشیست اساسا” فرق می­کند و دوربین همیشه همراه اوست. او قصد ساختن “فیلم” ندارد؛ قصد ثبت تصویر زندگی فرّاری را دارد که در “همین لحظه” ی درحال عبور و فنا می­بیند و به نظر او ارزش ثبت­کردن دارد.

ثالثا” بیایید به آزادی آفرینش همگانی گردن بگذاریم و از استبداد ریشه­کرده در نگاه­مان دست برداریم. خود کارها تمایزشان و خلاق یا غیرخلاق بودن­شان را فریاد خواهند کرد.

رابعا” ایدۀ ماندگاری اساسا” در دوران پست­مدرن در همه­جا مورد تردید، هجو و یا حتی مقابله قرار گرفته است. هنرمندی که اثری گذرا در پیاده­رو، بر شن دریا یا بر دیوار ویران می­آفریند، معلوم است که دارد با هنر موزه­ای مقابله می­کند.اثری که شبی به اجرا آمده و از بین رفته، می­تواند در صورت استحقاق و ارزش­های بزرگ خلاقش، بیش­تر از اثر موزه­ای ماندگار بماند. مثل این­که هنوز روح دوران و بحث تکنولوژی و هنر تکنولوزیک و تأثیر تکنولوزی بر ساختار تماشا و گسست هنر و اثر از مکان را درک نکرده­ایم.

خامسا” (حساب این کلمات عربی را داشته باشبد!) دغدغۀ پدربزرگ­وار در بارۀ نکند نسل جوان از نوشته­های احمد میراحسان گمراه شود، واقعا” پوچ است. چه اتفاقی می­افتد؟ جوان نازنین به­جای مصرف قرص روان­گردان راه می­افتد راش می­گیرد؟ اتفاق بدی است؟ یا هنرمند بزرگ با کار پسامدرنیستی از معبد جاودانگی فرو می­افتد، فریب می­خورد و به­جای مستندهای جاودان راش می­گیرد؟ باور می­کنید؟ تازه راش­های یک آدم نابغه به اندازۀ فیلم­های همان آدم نابغه پراهمیت و دیدنی است.

سادسا” بحث آفرینش تحت نگاه دیگری درمیان است. یعنی این نگرانی که دیگران بیست سال پیش این کارها را کرده­اند و حالا این­ها دارند تقلید می­کنند و آدم­های بی­اطلاع هم فکر می­کنند این شارلاتان­ها تخم دوزرده گذاشته و هیاهو به راه می­اندازند. باید بپرسم عزیزم! مگر کاری که نیما و شاملو و هدایت در شعر و داستان کردند نیم­قرن پیش­تر و باز پیش­تر در اروپا به­عنوان شعر نو و داستان­نویسی مدرن دربرابر تجربۀ قدیم ظاهر نشده بود؟ این، چه ربطی به ارزش خود متن دارد؟ این­که به­عنوان یک گرایش سبکی، قبلا” در جایی از جهان اتفاقی نظیر این رویدادها روی داده باشد، هیچ اشکالی ندارد و نشان می­دهد که حضرات مخالف و نگران اصلا” مفهوم سرشت جهانی مدرنیته و تجربه­های آن و بدل­شدن به تجربۀ فردی انسان­های یک دنیای واحد، با تمایزهای بومی و فردی را درک نمی­کنند. دوستان عزیز! تردید نکنید که یونیورسالیته سرنوشت اقتصاد، سیاست، فرهنگ، هنر، تکنولوژی، سبک زندگی و همۀ عناصر حیات بشری دوران مدرن است. اما این گسترش تجربۀ زیست جهانی هرگز به معنی نابودی تفرّد و فردیت و منفرد بودن زندگی ، ذهن، شخصیت و حوزه­های گوناگون زیستی و نیز فرهنگ و هنر گروه­ها و افراد مختلف نیست. شما متن اصیل بیافرینید؛ پدیده­های بی ­اصل­ و ریشه و اجراهای ضعیف و شارلاتان­بازی­ها خودشان را افشا می­کنند.

همۀ این­ها دست به دست هم می­دهند تا نتیجه بگیرم که راش­آرت و نمایش راش، نه به­عنوان  زائده­های دورریختنی فیلمی که حالا آشغال و زباله­اش را نمایش می­دهیم، بلکه با بذل توجه به ارزش مستقل راش­ها و ورود به عرصۀ تولید و آفرینش راش می­تواند اتفاقی مهم و راهگشا باشد. حتی کسانی که راش­ها را زباله می­دانند، باید بدانند در زمان حاضر با نمایش زباله­ها و زوائد، هنر مهمی متولد شده و شهرۀ جهان هم شده است.

FacebookTwitterGoogle+EmailShare

۳ نظر برای ““راش آرت”، نمایش لحظۀ در حال عبور”

  1. سعید نوری می‌گه:

    آربی اُوانسیان به عنوان داور اولین جشنوارة تلویزیون ملی ایران به فیلمی جایزه داد که کارگردانش اشتباهاً راشهای اوتی را به عنوان فیلم نهایی به دفتر جشنواره داده بود. بعد از داوری شدن فیلمها، کارگردان سراسیمه فیلم اصلی را به دست هیات داوران رسانده بود. در اختتامیه هر دو فیلم نشان داده شدند ولی جایزه به راشهای اوتی تعلق گرفت نه فیلم اصلی. جشنواره در نیمة اول دهة پنجاه برگزار شده بود.

  2. غ می‌گه:

    آقای میر احسان آب ث آفریقا کیارستمی را با فیلم ضعیف و بی سر و ته تهران هزار داستان کنار نیارید و مقایسه نکنید

  3. حمید می‌گه:

    آقای میراحسان
    انرژی فراوان و شور و شوق بعضاً کودکانه ای که در نوشته های شما جاری و ساریست، برای من جالب وستودنی است. اما در عین حال این نوشته و البته غالب نوشته های شما مصداق کامل آشفتگی جامعه ی ما هم هست. مثلاً گاهی تمام فلاسفه ی عالم را به مدد می گیرید و شرق و غرب را به هم می دوزید تا یک جمله بگویید :”دیجیتال ( سینمای دیجیتال ) خوب است” و به هیچ وجه هم نمی خواهید کمترین ایرادی در این دنیای دیجیتال مقدستان ببینید که حداقل سهل انگاری شایع ترین آن است. یا همه ی شور درونتان را به جوش می آورید تا به رومانتیک ترین شکل ممکن، تصاویر فیلم های مرحوم مرتضی آوینی را ناب ترین تصاویرتاریخ سینمای مستند ایران بشمارید. حالا هم شاملو وفروغ و احمدی راصرف این کرده اید که : ” از نمایش راش آرت نترسید.” عجب! شما که دستی در شعر هم دارید بهتر می دانید که نیما فقط قالب شعر کهن را فرو نریخت بلکه ساختاری تازه هم بنا کرد. اما مثلاً احمد رضا احمدی این سالها، با همه ی احترامی که برای او قائلم چه کرده که به نظرتان کار نو و ارزشمندی باشد دقیقاً منظورم احمدی این سالهای اخیر است نه سالهای دورتر.از طرفی این همه دنبال” کار کس نکرد” بودن یعنی چه؟ بنده هم معتقدم که احتمالاً راش های تهران هزار داستان از خود فیلم جذاب تر است آن هم به دلیل بی توجهی شما به فرم دراین فیلم است. فیلمی که خودش به نوعی راش است.بله راش فیلم های مستند ارزشمند است و حتماً باید نگهداری و بایگانی شوند و در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار گیرند. اما اینقدر ذوقزده نشوید که انگار با نمایش به اصطلاح راش آرت یک عرصه ی هنری جدیدی را کشف ، خلق و یا اختراع کرده اید.
    به نظر بنده یکی از گرفتاری های جامعه ی ما و جسارتاً شخص جنابعالی این است که پیشرفت را یک امر خطی میدانید (می دانیم)و هرچه جلو تر می رویم فکر می کنید(می کنیم) پیشرفت کرده ایم


ارسال نظر

Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.

PHVsPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9idXR0b248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9waG90bzwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Fib3V0X3RleHQ8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF8zMDBfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkXzMwMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbS9hZHMvMzAweDI1MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfMzAwX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb20vYWRzLzcyOHg5MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfY29udGVudF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl9jb2RlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfaGVhZGVyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF90b3A8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF9hZHNlbnNlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfdG9wX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hbHRfc3R5bGVzaGVldDwvc3Ryb25nPiAtIGRlZmF1bHQuY3NzPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYXV0b19pbWc8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfY2F0PC9zdHJvbmc+IC0gNzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfbmF2aWdhdGlvbjwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYmxvZ19wZXJtYWxpbms8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19ibG9nX3N1Ym5hdmlnYXRpb248L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2J1dHRvbl9saW5rPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTA8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTE8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMV9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTI8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTY8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xNl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzgtMy5KUEc8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzE3PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTdfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIxPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIyPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjJfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIzPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjNfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI0PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI1PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjVfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI2PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjZfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI4PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI5PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjlfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMwX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMxX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMjwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2PC9zdHJvbmc+IC0gZmFsc2U8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zNzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfNDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzU8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF81X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF83PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfODwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jdXN0b21fY3NzPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY3VzdG9tX2Zhdmljb248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWF0dXJlZF9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIFNlbGVjdCBhIG51bWJlcjo8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWVkYnVybmVyX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2dvb2dsZV9hbmFseXRpY3M8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19sb2dvPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fbWFudWFsPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL3N1cHBvcnQvdGhlbWUtZG9jdW1lbnRhdGlvbi9hcGVydHVyZS88L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19uYXZfZXhjbHVkZTwvc3Ryb25nPiAtIDI3NywxNDcsMTU3LDM0MiwzMzcsMzc5LDEzMDYsMTcwMCwxODg2LDE5OTYsMjk5NywzNTE3LDM3OTQsNDQ1NDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3Jlc2l6ZTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zY3JvbGxlcl9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIDY8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zaG9ydG5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSB3b288L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb190aGVtZW5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSBBcGVydHVyZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3VwbG9hZHM8L3N0cm9uZz4gLSBhOjY6e2k6MDtzOjUyOiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy84LTMuSlBHIjtpOjE7czo2MToiaHR0cDovL3ZhbW9zdGFuYWQuY29tL3dwLWNvbnRlbnQvd29vX3VwbG9hZHMvNy0xMjcxMTkyNDc2LmpwZyI7aToyO3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzYtc291bmR0cmFjay5wbmciO2k6MztzOjU2OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy81LW11c2ljLmdpZiI7aTo0O3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzQtMTI3MTE5MjQ3Ni5qcGciO2k6NTtzOjU5OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy8zLURTQ185NDI0LmpwZyI7fTwvbGk+PC91bD4=