چند سالی است که به یمن گوشی های پیشرفته تلفن همراه و MP3 player های متنوع در هر نقطه از کره زمین هم که باشی هر موسیقی که اراده کنی را می توانی بشنوی. در شهر شلوغی مثل تهران که پیاده روی در خیابان با آلودگی ( آلودگی؟ ) صوتی زیادی همراه است، آدم های زیادی را می بینیم که در گوش هایشان هدفون های جورواجوری فرو کرده اند برای اینکه صدایی که دوست دارند را بشنوند. شاید خیلی از این آدم ها فکر می کنند کاش می شد تکنولوژی به وجود بیاید که هر تصویری هم که دوست داشتیم موقع پیاده روی در خیابان می دیدیم.
من که خودم یکی از همین آدم های هدفون در گوش فرورفته ام ترجیح می دهم در خیابان یا مترو یا اتوبوس که هر کدام فضای شهری خالصی هستند همان صداهای محیط را بشنوم. و بارها شده به این فکر کرده ام که همین صداهای در هم برهم شهر شلوغی مثل تهران در خیابان آشفته ای مثل انقلاب خودش موسیقی است. درست مثل یک قطعه پراگرسیو راک یا متال که وقتی برای اولین بار می شنوی شاید اذیتت کند ولی کم کم که گوش عادت کرد برایت جذاب می شود . دوستش خواهی داشت.
بارها فکر کردم با همین صداهای شلوغ دور و برم و ترکیبش با تصویرهای مستند دیگری فیلم کوچک جمع و جوری بسازم. اصلا ایده جدیدی نیست ولی برایم جذاب است. حتی بارها فکر کردم که اگر آهنگساز بودم حتما با ترکیب این صداهای شهری کاری می کردم.
چند ماه پیش نشر هرمس که در عرصه موسیقی از اعتبار خاصی برخوردار است، اثری را منتشر کرد با عنوان ” تهرانسرانیه ” . عکس جلد این CD برایم جذاب بود و فورا آن را خریدم. تهرانسرانیه تقریبا همان چیزی بود که من فکر می کردم می شود با این صداهای شلوغ و درهم شهری ساخت. و البته با خلاقیت بیشتر و ایده جذاب تری.
مارتین شمعون پور که خالق این اثر است به عنوان پردازشگر صدا معرفی شده و علاوه بر این نوازنده فلوت هم _تنها ساز استفاده شده در این آلبوم _ است.
روی جلد و در معرفی آلبوم ” تهرانسرانیه ” نوشته شده :
” شهر، ما را چونان به اصوات ناهنجار آلوده کرده که گاه بریدن از آن ها دشوار می نماید. اما انسان شهرزده هم به مجالی نیاز دارد تا به خلوت خود فرو برود. خلوتی که شاید آداب زندگی چوپانان با نیشان، تجلیلگر آن باشد.
مارتین شمعون پور با شیطنتی کودکانه، صداهای روزمره زندگی مان را آهنگین کرده و در مقاطعی آگاهانه از آن فاصله می گیرد و با نوای فلوت ( به جای نی ) شنونده را به فضایی پاستورال می برد. ”
این آلبوم شامل ۱۲ قطعه است که عناوین جالبی مثل شهرزدگی، مشترک مورد نظر، ای کاش بردارد ( تقدیم به تمام کسانی که گوشی را بر نداشتند ) و… است.
اما اسم این اثر چیست؟موسیقی؟ یا موسیقی مستند یا …؟نمی دانم. اما برای من جذابیتش در مستند بودنش و نگاه ریزبین به چیزهای کوچکی که شهر و زندگی شهری ما را در آن فرو برده است. که لزوما بد نیست و اتفاقا جذاب هم هست.
مارتین شمعون پور خودش در تعریف این اثر به خاطره ای رجوع می کند که به نظرم منشا تهرانسرانیه است.
” از تهرانسر به سمت میدان آزادی می رفتم تا سوار ماشین های انقلاب بشوم. از راننده راجع به مسیر بعدی اش پرسیدم، گفت که تا میدان انقلاب هم می رود. با خوشحالی گفتم : پس اگر اشکالی نداره تا میدان انقلاب مزاحمتان هستم. گفت : نه، می خواهم تنها باشم. ”
درباره مارتین شمعون پور و آلبوم ” تهرانسرانیه “
