سینمایِ فاتح آکین را با دو شاخصهی موسیقی و غذاهای هوشربایش بهیاد میآوریم. جالب اینکه استانبول نیز به همین دو مؤلفهاش مشهور است. به دو معبر شناختهشدهی استانبول، استقلال در میدان تقسیم و آکبیییک (که یعنی سبیل سفید) در سلطاناحمد که قدم بگذاری، کافه و رستورانهای مدرن و سنتی متعدد و نمای خوراکیهای ترکی چشمنواز پشت ویترینشان از یکسو، نوای انواع موسیقیها، از راک اند رول گرفته تا انواع راک با کلام ترکی و موسیقی ترکی اصیل و کردی، چشم و گوشات را سرشار از خود میکنند، جوریکه یقین میکنی آنجا همان وعدهگاه الهیست، جاییکه هرموقع از شبانهروزش میشود زنده بود و زندگی کرد و در جنبوجوش ملتاش غرق شد. این مستندِ پررمزوراز و دلربا را کسی جز شخص آکین نمیتوانست بسازد.
گذر از پل: آوای استانبول با این گفته از کمفسیوس آغاز میشود: «اگر میخواهید تمدنی را بشناسید، باید آوا و موسیقیاش را گوش دهید». نمای حسرتبرانگیزی از پل بوسفور همزمان با صحبتهای یکی از خوانندگان ترکتبار خیابانی که «استانبول پلیست برای گذر ۷۲ ملت»، بهخوبی نمایان میکند که این اثر مستند درست زده به هدف؛ موقعیت استثنایی و رمزگونهی این شهر رؤیاگون، عروسِ خاورمیانه، استانبول که توأمان نقطهی عطف و الحاق یک ملت و تبار است. محلی که دو فرهنگ و تمدنِ اصیل، اسطورهای و البته متضاد آسیایی و اروپایی، جوری به یکدیگر پیوند میخورند. بلافاصله همین مفهوم را دوباره از زبان یک گروهِ موسیقی دیگر که دور میز کافهای ترکی در کوچهپسکوچههای اطراف استقلال نشستهاند میشنویم؛ «این شهرِ کنتراستهاست؛ زشت/ زیبا، گرم/ سرد، نو/ کهنه، ثروتمند/ فقیر همهچیز سرشار از تضاد و کنتراست است» و دقیقا همین خصیصهی استانبول آن را رمزآمیز نگه میدارد. (از دلایلی که آکین آشکارا به ساختن کمدی- رمانتیک عشق میورزد؛ در ژوئیه و همین آشپزخانهی سول).
الکساندر هاکهی آلمانیتبار که خود موزیسین و بیسیست است و برای شاخبهشاخ/ هِد- آنِ آکین موسیقی ساخته، راویِ آوای استانبول است. او توضیح میدهد که چهگونه از بعد از آمدناش به استانبول برای تهیهی موسیقیِ هد- آن، شیفته و مفتونِ رمز و راز این شهر شده و نواها او را دوباره بازگردانده است.
هاکه ابتدای روایتاش را با گروهی با عنوان بابازولا که در آثارش تهمایهای از راک و بهخصوص راک سایکدلیک شنیده میشود و یکجوری موسیقیاش تلفیقیست شروع میکند. او کمی بعد بهسراغ گروهی با عنوان دومان میرود که گونهی موسیقیشان آشکارا برگرفته از گرانژِ سیاتلیست، وکالیست گروه نیز اشارهای میکند که مدتها در سیاتل آمریکا بوده و موسیقیاش تحتتأثیر گرانژ است. هاکه بهسراغ نیمهی سنتی هم میرود؛ فصلِ کلارینتنوازِ کولی (و آن مونولوگ درخشان که کاش خدا تمام مردم را کولی میآفرید) همراه عودنوازِ بومیای که نوازندگی فلامنکوکارهای اسپانیش را بهیاد میآورد و اجرایِ آینور، زن کردتبار که از مهجورماندن موسیقی اصیل کردی (حتی تا به امروز) در ترکیه میگوید، در یک حمام سنتی ترکی از بخشهای دریغانگیز این مستند عزیز و دوستداشتنیست.
تمام اینها یکسو، آکین پایان این اثرش را (بهسان یک ترکِ لعنتی اصیل) با قطعهای جادویی (که شخص هاکه برای آن گیتار لید مینوازد) با صدای سِزِن اکسو- خوانندهی پاپِ ترک- با عنوان غریبِ استانبولِ قدیم (که جزو آهنگهای قدیمی اکسوست) تمام میکند. تمام مدت پخش این قطعهی لعنتی و مسحورکننده، حواسام به این بود که چهقدر روایت ما نیز از آواهای سرزمین مادریمان میتوانست شبیه به همین اثر باشد و چه میشد اگر ما نیز میتوانستیم آن روایت را با قطعهای با عنوان تهرانِ قدیم و همینقدر مسحورکننده تمام کنیم.
… در انتها الکساندر هاکه را میبینیم که توی اتاق هتلاش مشغول جمعآوری بار سفر است، او میگوید: «…بالاخره نتونستم راز این شهر رو کشف کنم فقط تونستم به سطحاش چنگ بزنم اما میدونم موسیقیشون رو دوست دارم.» اجرای نسخهای ترکی از قطعهی موزیک مدونا روی عنوانبندی پایانی آدرنالینزاست.
شناسنامه فیلم:
نویسنده و کارگردان : فاتح آکین
مدیر فیلمبرداری: هرو دیو
تدوینگر: اندرو برد
با حضور : الکساندر هاکه، بابا زولا و …
تهیه کننده : Corazon International
محصول ۲۰۰۵ آلمان و ترکیه
گفتگو با فاتح آکین، کارگردان « گذر از پل : آوای استانبول » را می توانید اینجا بخوانید :
آرزو میکنم کاش مستند میساختم!
سایت فیلم « گذر از پل: آوای استانبول » :
http://www.crossingthebridge.de
این مطلب اولین بار در سایت کافه گرد منتشر شده است.
