بار دیگر جشنوارۀ فیلم مستند “سینما حقیقت” برپا می شود. نیاز سینمای مستند و مستندسازان ما به جشنواره ای جداگانه برای سینمای مستند، این جشنواره را به یک فضا و محلی برای دیدن و دیده شدن فیلم ها و اهالی سینمای مستند تبدیل کرده است. همین فضا را در نمایش سالانۀ جمع و جور و کم خرج فیلم های مستند منتخب جشن سینما از سوی انجمن مستندسازان سینمای ایران هم شاهدیم. همین روزها می شنویم که قرار است بخش فیلم مستند از برنامه های جشنوارۀ فیلم فجر حذف شود. نظرها و دیدگاه ها موافق و مخالف است. من جزو موافقان ام و معتقدم اگر همۀ توجه مسئولان و ما اهالی سینمای مستند بر جشنوارۀ فیلم “سینما حقیقت” و بخش مستند جشن سینما متمرکز شود و آن ها را بپیراییم و ببالانیم، به فضای مطلوب برای نمایش سالانۀ سینمای مستندمان نزدیک تر می شویم؛ و نیز معتقدم این هر دو فضای “سینما حقیقت” و جشن سینما برای نمایش گرایش ها و رویکردهای متفاوت دو بخش رسمی و دولتی از سویی و حرفه ای و مستقل از سوی دیگر لازم اند و می توانند مکمل، نظاره گر و منتقد یکدیگر باشند، ضمن این که جشنوارۀ “سینما حقیقت” پول دارد و می تواند هزینه کند و فیلم های مستند روز دنیا را نمایش دهد و جشن سینما در انتخاب و داوری فیلم های ایرانی قطعا” وجهۀ حرفه ای تر و تخصصی تری از “سینما حقیقت” خواهد داشت و نزدیک تر به گرایش بخش مستقل سینمای مستند ما عمل می کند.
و اما جشن “سینما حقیقت” امسال. راستش بعد از یک سال و اندی من هنوز نتوانسته ام فلسفۀ حضور شخص مدیر تازۀ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را در این جایگاه هضم کنم و نسبت او را با سینمای مستند بفهمم. وقتی هم می شنوم که هم او دبیر جشنواره است، احساسم به این جشنواره منفی و بریده می شود. این حرف شخصی و غیر کارشناسانه است؟ اصلا” نمی پذیرم که غیر کارشناسانه است و می پذیرم که شخصی است و می گویم مگر قرار است که وقتی از سینمای مستند حرف می زنیم، حرف عمومی و کلی بزنیم و اگر این فضای مجازی مال خودمان جای بیان حرف دلمان نباشد، به چه درد می حورد؟ باور کنید این مسئله مهم است. در سینمای مستندی که زندگی متداوم نیم قرنی دارد و حیاتش پر از چهره های ماندگار و مؤثر بوده است، چرا باید برسیم به این جا که فردی این قدر ناآشنا و این قدر دور از جنس و زبان و لحن سینمای مستند متولی امور این سینما باشد؟ صدایی از درون می شنوم که : “زیاد جدی نگیر و او زیاد هم متولی و مؤثر در سازوکار سینمای مستند نیست و اصلا” قرار نیست که سینمای مستند خیلی جدی باشد ( و به واقع قرار است که اصلا” جدی نباشد) و برای همین هم او در این جایگاه است. کوتاه بیا “. کوتاه می آیم، اما آن حس منفی و بریده از جشنواره کماکان با من است؛ بخصوص که در هفته های اخیر، خبر به خبر و دائما” شاهد بوده ام که کمیته های انتخاب و داوری بخش های جوراجور جشنواره هم متناسب با موقعیت و جنس و نگاه مدیر مرکز چیده شده و پر شده از افراد دست چندم، نا آشنا و دور از جنس و زبان سینمای مستند امروزمان و این، یعنی دهن کجی جشنواره به تخصص و اشراف و وجهه و آبرو در سینمای مستندی که مدیر مرکز گسترش و دبیر جشنواره قرار است متولی رسمی آن و مشرف بر آدم های این سینما باشد و حرمت این سینما را نگه دارد.
جشنواره را پر از بخش ها و موضوعات مختلف کرده اند؛ یعنی یک جشنوارۀ تخصصی و متمرکز بر فیلم و سینمای مستند تبدیل به جشنواره ای موضوعی شده است، و این یعنی برگشت به عقب. معمولا” عکس این مسیر جواب می دهد، یعنی جشنوارۀ فیلم مستند حول موضوع خاصی می گذارند تا سینمای مستند خود را در آن موضوع پیدا کند و جشنواره به جشنواره و به تدریج فیلم های حرفه ای تر و متخصصانه تری حول آن موضوع ساخته شود و فضای آن موضوع به فضای فیلم مستند گره بخورد. یعنی جشنوارۀ موضوعی به تدریج به جشنواره ای تخصصی و سینمای مستندی تبدیل می شود و نه عکس آن و آن چه در جشنوارۀ “سینما حقیقت” امسال شاهدش هستیم.
جشنوارۀ فیلم مستند بخشی از چرخۀ زندگی جاری سینمای مستند است و نمی تواند جدا از فضای عمومی این سینما، تنها به وجه نمایش و خوش باشی دورۀ خاص یرگزاری اش دل خوش کند. مرکز گسترش هم بخشی از بدنۀ معاونت سینمایی و مرکزیت رسمی سینمای امروز ماست و در کوران مرافعۀ معاونت سینمایی و خانۀ سینما، نمی تواند زمان زیادی پشت دعوای بزرگتر ها خود را پنهان نگه دارد. صراحت و روشن بینی از وجوه تشخص سینمای مستند در همه جای دنیاست و این دو خصیصۀ سینمای مستندی، ذهن من یکی را از این روزهای برگزاری جشن برای نمی دانم کدام “سینما” و کدام “حقیقت” ی دور نگه می دارد و به آمادگی برای روزهایی سخت و پرکشاکش در زندگی سینمای مستندی ام فرا می خواند.

از یک طرف اعضاء سایتتان داور جشنواره می شوند!!!! و از طرف دیگر می گوئید جشنواره بد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قرار نیست ما گردانندگان سایت نظر واحد و مشترک در بارۀ امور داشته باشیم یا اگر نقدی به نهادی داریم، با آن نهاد قطع رابطه کنیم. این نوشته نظر من (پیروز کلانتری) بود و نه لزوما” نظر دیگر دوستان همکار در سایت.
من دو شب نخست حضور داشتم
واقعا آشفته بود
فیلمهای خود مرکز را فرت و فرت گنجانده اند در همین بخشهای کذایی و وقت امثال من را تلف میکنند
مثلا این تکیه کن چی هست که باید در جشنواره نمایش داده بشود؟
یا این فیلم نا امید کننده اقای قنبری؟
الان که این نظر را می نویسم ساعت ۴ صبح اولین روز بعد از آخرین روز از جشنواره سینماحقیقت است،جشنواره ای که در مقایسه باسه دوره پیش از خود در اوج بی برنامگی ،شلختگی وکیفیت پایین آثار ایرانی برگزیده،به اتمام رسیدومرا که تقریبا هر روز به جشنواره رفتم و با بدبختی تمام توانستم از لابلای برنامه درهم جشنواره چند فیلم خارجی خوب ببینم(ایرانی ها را اکثرادر هفته نمایش منتخبین خانه سینما دیده بودم) به این نتیجه رساندکه بله هیچ نگاه جدی ،عمیق و دلسوزانه ای وجود ندارد و برای مدیر محترم مرکز همین بس که در بازار فیلمی که پشه در آن پر نمی زند بچرخد،یا در جلسات در کنار مهمانان خارجی بنشیند بدون اینکه دلیل موجهی برای حضورش باشد،عکسش را بگیرند ،در مجلات و سایتها چاپ کنند و فقط ظواهر امر ؟آنهم در سطحی نازل حفظ شود.در آخر اندوه و افسوس بماند که برای اینکه طرحی تصویب کنی و فیلمی بسازی چقدر باید دقت به خرج بدهی و سعی کنی همه چیز عالی باشد اما خودشان براحتی چندین برابر خرج میکنندو حتی برای بدست آوردن کیفیتی متوسط ،نه تلاش می کنند و نه دقت!
با نظر آقای کلانتری موافقم . من برای اولین بار بود که قصد کردم سینما حقیقت را کامل حضور داشته باشم ولی هیچ نگاه حرفه ای و پیشبرنده ای در برگذاری این جشنواره ندیدم . بیشتر به یک خود ارضایی گروهکی میمانست تا جشنواره ای برای فیلم مستند . به غیر از رونمایی کتاب آقای تهامی نژاد که به یمن طنازی آقای اکبر عالمی دلپذیر شد و یک فیلم غافلگیر کننده با نام بادبادک(جریان آموزش مستندسازی به هنرجویان افغانی توسط یک مستند ساز ) هیچ هیجان ، تازگی و نشاطی ندیدم صراحت و روشنبینی که دیگر پیشکش . نگاهی به کاتالوگ جشنواره و مطالعه پیامهای چند صفحه اول آن برای آیندگان یک سند موثق تاریخی از سینما حقیقت چهار در سال ۸۹ خواهد بود .