استناد در معماری،‌ از عهد باستان تا دوران پست مدرن (بخش اول)

استناد در معماری،‌ از عهد باستان تا دوران پست مدرن  (بخش اول)

قرارمان ، اگر به یاد داشته باشید، این بود که اولاً رویکرد به واقعیت های زنده را در دیگر هنرها دنبال کنیم تا دریابیم این تنها فیلم مستند نیست که به استناد اهمیت می دهد و دیگر آن که داشتن روحیه ای آوانگارد در کار مستند چقدر مهم است.

واقعاً به نظر می رسد توجه به آن که رویکرد به واقعیت های زنده، عینی، مستندات بیرونی و به زندگی،  ویژه ی سینمای مستند نیست، مهم است و ذهن ما را باز می کند.

و از سوی دیگر دانستن اینکه نوعی مستندسازی انتزاعی و فرم دهی دوران آنالوگ و مستند مبتنی بر فضاهای نمایشی، تنها گونه ی مقبول به حساب نمی آید و باید با زمان، ذائقه ها را جدید و سلیقه هامان را تازه کنیم (یا اصلاً تازه می شوند و نباید مانع آن شویم) نیز به همان اندازه اهمیت دارد. حالا این دو را که جمع کنیم در می یابیم در سراسر دهه های اخیر، گرایش اصلی در عرصه ی فرهنگ و هنر، گونه ای عطف توجه به زندگی روزمره بوده است. این موضوع با تحولات تکنولوژیک پسامدرن ـ مثلاً انقلاب دیجیتالی، طراحی کامپیوتری و تریدی مکس و … ـ درآمیخته و در همه جا مایه ی هنرآفرینی پسامدرنیستی مستندگرا شده است. کانسپچوال آرت، نقاشی پست مدرن، اینستالیشن، پروفورمنس، شعر پسامدرن (وعده بدهم که دور بعد به وجه استنادگرائی در شعر پست مدرن جهان و ایران متمرکز می شویم)، تئاتر، سینما (حتی طرز صحبت رها و آزاد و برگرفته از زندگی روزمره، به وسیله ی هنرپیشه های نسل بعد از آل پاچینو و نسل حاضر) انواع موسیقی پاپیولار مدرن همه و همه گواه این توجه هنر پیشرو به ذخیره ی عظیم استناد و استفاده ی بلاواسطه از عناصر زندگی به طور مستقیم در کار هنری است. فتورئالیسم و هایپررئالیسم هم در کنار انواع تجربه های پسامدرن، گونه های مستقیم تر مستندگرائی فیگوراتیو در نقاشی پست مدرن جهان و نقاشی معاصر ایران است. با این مقدمه ها بود که رسیدیم به معماری.

خوب، حالا که به معماری می پردازیم، باید اشاره کنیم که جستجوی بلاواسطه و مستند زندگی روزمره و عناصر آن در معماری کار دشواری است. اساساً قراردادهای معمارانه، بر پایه ی بنا کردن و هندسه ی اسکان شکل می گیرد و چه معماری باستان و سنتی، چه معماری مدرن یا پسامدرن و هر ساختمان ساده و پیچیده ای بر زمینه های هندسی از یک سو و نیازهای عملکردی از طرف دیگر، فرا می روید. هرقدر هم جنبش مدرن و معماران امروزی دریافته باشند اختصاص معماری به فضای عملکردی صرف کاری خطرناک و هلاکت بار برای معماری پیشرو است، باز دنبال کردن تأثیر اشیاء و عناصر واقعیت بیرونی در معماری در وهله ی اول ناممکن به نظر می رسد. ولی به ویژه در تجربه ی پست مدرن معماری، می بینیم این گفت و گوی زنده با زندگی روزمره و استنادگرائی در معماری آوانگارد واقعاً وجود دارد. به دنبال مطالب پیشین می خواهم کمی بیشتر به این موضوع در تجربه ی معماری اشاره کنم.

*        *        *

راستش انگیزه ی نوشتن این یکی مقاله، مستقیماً بر اثر پرسش پیروز زاده شد. او فکر می کرد برای مخاطبان سایت “ومستند” لازم است استنادگرائی در معماری با وضوح بیشتری مورد بحث قرار گیرد و عقیده داشت مقاله های مربوط ـ زها حدید – بیشتر متکی بر معرفی آوانگاردیسم پسامدرنیستی این معمار چشمگیر و بی قرار بوده است. دیدم واقعیت آن است که رویکرد به امر واقعی در معماری سابقه ی کهن دارد و خوب اگر برای خواننده مطلب من چنین است که نیاز به نمونه ی بیشتری دارد چرا تلاش نکنم کم و کاست نمونه های مستند دو مطالب قبلی را جبران کنم؟ این مقاله را همان تلاش به حساب آورید. باز به “زها” رجوع می کنم اما از کسان دیگر هم برای ترسیم روشن تر نفوذ استنادگرائی در معماری سود می جویم و مهم تر از همه به نمونه های کهن و جدید سری می زنم.

فقط به یادمان باشد، می خواهیم بگوئیم عناصر زندگی ما از جمله پدیده های روزمره، خود زمین، طبیعت، آسمان، اشیاء واقعی و استناد به رخدادهای معمولی و عینیات صرفاً در فیلم مستند دیجیتالی نیست که اهمیت یافته و در همه ی هنرهای دوره ی ما و گذشته، زندگی واقعی و بلاواسطه چون منبعی لایزال کشف شده است. این موضوع ربطی به چنین نکته ای ندارد که هنرها به طور کلی همیشه از زندگی الهام گرفته اند و با تسعید زیبائی شناسانه و ساختن با قدرت خیال و فرم، آن را در هنر ارتقاء داده اند. اتفاقی که در هنر معاصر افتاده شالوده شکنی ارجاع عریان و مستقیم به پدیده های معمولی و روزمره است. حالا داریم می گوئیم ببینید، در معماری هم عناصر عینیت تا چه اندازه محل الهام هنرمند معمار آوانگارد امروزی است! و بیاموزیم دوربینی که توان آن می یابد تا لحظه های صمیمانه ای از رفتار، روابط، کنش ها، تراژدی ها و کمدی های بی واسطه ی آدم ها و مناسبات شان را شکار کند، حرمت دارد و اصلاً این طور نیست که کاری نکرده، و فقط فیلم مستند نیست که با درک کهنه فرم دهی و صاحب استیل بودن پر مدعا، که چه بسا حس و حال مرده ای در مقایسه با آثار مستند دیجیتالی دارد، مهم است!! البته من با هر مستند خوبی، میانه ام خوب است، اما تجربه ی مستند دیجیتالی سرزنده و امکانات یکه ی آن در لمس زندگی را بی نظیر می دانم و آن را نه یک اشتباه مستندسازی ما یا نابلدی، بلکه یک جریان زیبائی شناسانه و سبک و نوعی تفکر و آگاهی پیشرو ارزیابی می کنم که عده ای با برداشت های کهنه و عادت های فرسوده و نگاه یکوری و کجکی هر فرصتی بیابند علیه آن آگاهی کاذب می پراکنند و مستندسازان مان را، با افکار یک جانبه و کهنه شان و سلیقه ی بی حس و حال قدیمی شان، ترسو، ضد آوانگارد، معتاد به عادات میانمایه و کم دانش بار می آورند، پس رد همین گرایش را در معماری پیشرو جهان دنبال کنیم.

*        *        *

اگر بخواهیم به تجربه ای رویکردگرایانه به زندگی و طبیعت در معماری عهد باستان اشاره کنیم به چه باید مراجعه نمائیم؟

و اگر بخواهیم نقشی از امور جهان بیرونی در معماری سنتی مان پیدا کنیم، به چه می رسیم؟ به عنوان مثال به سرستون های یونانی و معبد دلفی؟ و یا به عنوان یک ضرورت کارکردی به «فیلپا» که از واقعیت ساختار پای فیل برای ستون های نگاه دارنده سود جسته است؟ از خیال و فرم شکل آسمان، برای ساختن گنبدهائی در معماری که در سنت جهان نگرانه و هستی شناسی انسان کهن و نیز معطوف به آسمان و عالم غیب، بسیار نقش داشته؟ از منارهای دو طرف گنبد که دو دست رو به بالا و رو به آسمانِ انسان را در دو سوی سر انسان، و کلاً قامت پرستشگرانه ی آدم متدین در حال عبادت را تداعی می کند (معماری مساجد)؟ یا کاشی کاری های هفت رنگ که باغ بهشت را به یادمان می آورد (مثلاً مسجد شیخ لطف الله)؟ یا باغ ایرانی که با باغ عدن یا جنت همانندسازی شده و عناصر آب و گیاه در آن یادآور رودها و نهرها و چشمه های بهشتی است : «طوسی و سدلاه المنتهی و سلسبیل و تسنیم و …».

اینها، نمونه هائی از فضای معماری سنتی معطوف بر امور بیرون از خود و زندگی رومره ی انسان ماقبل مدرن و علایق عمومی و روزمره ی اوست.

با همه ی این ها، هرگز نمی توان گفت از منظر «سبک»، و «استایل» (Stile) ما با سبکی که رویکرد به سبک زندگی روزمره و ساختار ظاهراً بی استایل رخدادهای واقعی را اساس کار خود قرار داده روبروئیم  که مثلاً فرم یک قایق را به فرم یک بنا بدل کرده و آن را بر اساس یک آگاهی و ایده ی سبکی در رابطه ی مستقیم با زندگی به انجام رسانده است. باید بگویم این داد و ستد معماری با استناد و زندگی روزمره، فرق دارد با مفهوم تقلید ارسطوئی، هرچند که الهام از اشیاء واقعی به عنوان تقلید، خودگونه ای از رابطه ی معماری با زندگی واقعی است اما با درکی که به عنوان یک سبک امروز در تجربه ی پسامدرن از آن داریم، متمایز است.

ارتباط ارسطوئی با زندگی ـ تقلید ـ در معماری البته سابقه دارد. از سوی آنتونی سی آنتونیادس یادآوری شده که : بر اساس افسانه ای سرستون کرنتین را مجسمه سازی با الهام از منظره ی سبدی با سرپوشی سنگی که در میان خارها روی مقبره ی دختری در شهر کودنت قرار داشت، خلق کرده است. طبق گفته ی ویتروویوس، پرستار دختر جوانی که چشم از جهان فرو بسته بود، سبدی پر از هدایا را بر آرامگاه او گذاشته و برای محافظت از محتویاتش آن را با سنگی مربع شکل پوشانده بود. ساقه های آکانتاس، دور سبد و تا گوشه های سرپوش سنگی روئیدند و به صورت مارپیچ در هم تابیدند. روزی کالیماخوس این منظره را دید و سرستونی ساخت که بعدها با نام سرستون کرنتین شناخته شد.

می بینیم همان طوری که در همه ی هنرها، همیشه زندگی مایه ی الهام بوده، در معماری هم چنین رابطه ی نزدیکی بین این هنر و رخدادهای روزمره از روزگار باستان تا امروز وجود داشته است. خصوصاً که تئوری هنر به مثابه ی تقلید از زندگی که ارسطو نظریه پرداز آن است، حتی امروز هر طرفدارانی دارد. هنر آدم هائی مثل مارسل مارسو که «با حالات چهره، حرکات و ایما و اشاره به تقلید زندگی، موقعیت ها، احساسات شادی، غم و افسردگی مستندوار می پردازد» گواه قدرت هنر پیرو تجربه ی زیسته شده ی انسان هاست. «یگانگی تماشاگران با نمایش فریبنده ی یک مقلد استثنائی، خود گواهی بر نیروی تقلید است».

اما آنچه در هنر پسامدرن و از جمله در معماری، مرتبط با استنادگرائی رخ می دهد، برخلاف درک کلاسیک ارسطوئی، تقلید زندگی یا بازآفرینی صرف آن نیست، گفتگوی زنده با زندگی روزمره برای پرسش و مکاشفه ی‌ آفاقی نو و خلاق است و نه صرفاً یادآوری و گرته برداری و تقلید از زندگی. کسانی نظیر “زها حدید” این فرق را با هنرمند کلاسیک مقلد واقعیت بیرونی دارند و مستندسازان ما باید به این تفاوت برداشت توجه کنند.

*        *        *

واقعیت آن است که در معماری، نظری خلاف نظر ویتروویوس هم از همان دوران باستان وجود داشته و باوری مقبول برای معماران محسوب می شده و  آن اینکه تقلید به خلاقیت منجر نخواهد شد (پاناگیوتیس میشلیس گفتگوئی مستدل درباره ی سوء تفاهم ویتروویوس دارد و داستان نحوه ی ابداع سرستون کرنتین در معماری یونانی را مردود می شمرد و در هر حال این پرداشت در حد مفاهیمی دیگر نظیر وام گیری و اقتباس می تواند مطرح باشد).

کسانی در سینمای مستند قادر به درک تفاوت پدیده ی هنر رویکردگرا و اهمیت تبدیل زندگی روزمره به ساختار و تجربه های آوانگارد در این عرصه در دوران ما نیستند و اصرار دارند که با مفاهیمی کهنه و ارسطوئی نظیر کپی و تقلید از واقعیت و دستبرد گزارشگونه به زندگی واقعی و …، رویکردگرائی و استناد به امر روزمره را بی ارج کنند. آنها نمی دانند که ساختار ظاهراً فاقد استایل ـ استایل آنالوگ ـ و سبک و ساختار زندگی روزمره در هنر پست مدرن ما ـ چه سینمای مستند و چه مستندگرائی شعر، نقاشی، معماری، موسیقی و … ـ تجسم اندیشه و احساس و «تجسم تئوری پیشرو و آوانگارد است و نه تقلید بی روح ارسطوئی!»

آنان متوجه نیستند که سینمای مستند مبتنی بر سبک زندگی روزمره ـ و نیز همه ی هنرهای دیگر ـ هرگز بر اساس تقلید صوری و بی روح و نمایش ویژگی های بیرونی عمل نمی کند. این عمل غیر خلاق تفسیر کهنه ی خود آنهاست از مستند دیجیتالی. هنر استنادی نیست به زندگی واقعی، بلکه دست به عمل خلاقه می زند تا روح زندگی را شکار و ثبت کند، و روح زن و مرد و پیر و جوان، در لحظه ای از کنش و واکنش ناب حقیقی و بازی وجودی روزمره شان را در هستی، در جامعه، در خانه و خیابان. مبنای هنر معماری نیز، مثل هر هنر دیگری،  ساختن و آفرینش هنری است که بر درک حقیقی نیازهای درونی، ساختار و هندسه ی بنا و قوانین درونی زندگی و طبیعت استوار است که به ایجاد خلاقانه فرمی متشخص، متفاوت با فرم های آنالوگ، دارای مشخصه های مهم ـ که رهائی جزئی از آن و زنده بودن مؤلفه سبکی آن است ـ می پردازد و به نسبتی که موفق به تحقق این سرزندگی و نفوذ در روح روابط و رفتارها می شود، اثرش دارای برتری و ارجمندی می گردد. این نوعی از هنر و تجربه ی پیشرو و متعلق به دوران ماست و معماری هم تابع آن است.

نکته ای که باید توجه کنیم، آن است که استنادگرائی هنرهائی نظیر شعر، داستان، تئاتر، فیلم، عکس، حتی ترانه ها، ممکن تر است و استناد و مستندگرائی و ارجاع به زندگی روزمره در معماری، ایده ای دشوار است. اتفاقاً در ارتباط با مفهوم باستانی و قدیمی تقلید هم ارسطو مثلاً تئاتر را در مرتبه ای فرادست قرار می داد به خاطر آن که تقلید از زندگی در تراژدی و کمدی، یعنی در نمایش، راستین و روشن با نقشی محوری است، اما در معماری امر تقلید واقعاً به دشواری قابل ردیابی و تأثیر است.

FacebookTwitterGoogle+EmailShare

ارسال نظر

Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.

PHVsPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9idXR0b248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9waG90bzwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Fib3V0X3RleHQ8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF8zMDBfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkXzMwMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbS9hZHMvMzAweDI1MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfMzAwX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb20vYWRzLzcyOHg5MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfY29udGVudF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl9jb2RlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfaGVhZGVyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF90b3A8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF9hZHNlbnNlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfdG9wX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hbHRfc3R5bGVzaGVldDwvc3Ryb25nPiAtIGRlZmF1bHQuY3NzPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYXV0b19pbWc8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfY2F0PC9zdHJvbmc+IC0gNzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfbmF2aWdhdGlvbjwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYmxvZ19wZXJtYWxpbms8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19ibG9nX3N1Ym5hdmlnYXRpb248L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2J1dHRvbl9saW5rPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTA8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTE8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMV9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTI8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTY8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xNl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzgtMy5KUEc8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzE3PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTdfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIxPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIyPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjJfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIzPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjNfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI0PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI1PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjVfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI2PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjZfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI4PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI5PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjlfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMwX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMxX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMjwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2PC9zdHJvbmc+IC0gZmFsc2U8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zNzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfNDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzU8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF81X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF83PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfODwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jdXN0b21fY3NzPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY3VzdG9tX2Zhdmljb248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWF0dXJlZF9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIFNlbGVjdCBhIG51bWJlcjo8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWVkYnVybmVyX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2dvb2dsZV9hbmFseXRpY3M8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19sb2dvPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fbWFudWFsPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL3N1cHBvcnQvdGhlbWUtZG9jdW1lbnRhdGlvbi9hcGVydHVyZS88L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19uYXZfZXhjbHVkZTwvc3Ryb25nPiAtIDI3NywxNDcsMTU3LDM0MiwzMzcsMzc5LDEzMDYsMTcwMCwxODg2LDE5OTYsMjk5NywzNTE3LDM3OTQsNDQ1NDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3Jlc2l6ZTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zY3JvbGxlcl9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIDY8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zaG9ydG5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSB3b288L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb190aGVtZW5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSBBcGVydHVyZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3VwbG9hZHM8L3N0cm9uZz4gLSBhOjY6e2k6MDtzOjUyOiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy84LTMuSlBHIjtpOjE7czo2MToiaHR0cDovL3ZhbW9zdGFuYWQuY29tL3dwLWNvbnRlbnQvd29vX3VwbG9hZHMvNy0xMjcxMTkyNDc2LmpwZyI7aToyO3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzYtc291bmR0cmFjay5wbmciO2k6MztzOjU2OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy81LW11c2ljLmdpZiI7aTo0O3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzQtMTI3MTE5MjQ3Ni5qcGciO2k6NTtzOjU5OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy8zLURTQ185NDI0LmpwZyI7fTwvbGk+PC91bD4=