کتابچۀ “تهیه و تولید کارگاهی فیلم مستند گزارشی” که شامل مطالبی است از افراد درگیر در تجربۀ دو سال تولید کارگاهی فیلم مستند گزارشی برای تلویزیون، در این جا در دسترس شما قرار می گیرد. در این کتابچه احمد میراحسان هم مطلبی ذر بارۀ مستند گزارشی و پدیدۀ جوان ورک شاپ های فیلم مستند نوشته که بخش مربوط به تولید کارگاهی فیلم مستند و نتیجه گیری او از مباحث نوشته اش را هم در این جا می خوانید . عنوان مطلب انتخاب ماست.
pdf کتابچه “تهیه و تولید کارگاهی فیلم مستند گزارشی”
word کتابچۀ ” تهیه و تولید کارگاهی فیلم مستند گزارشی ”
تولید کارگاهی و مستند رسانه ای
دوران گشایشهای سیاسی و توجه رسانههای جهان به جامعه ایران در نیمه دوم دهه هفتاد، منجر به بازشدن پای مستند ایرانی در رسانههای جهانی شد. در واقع این یک مقطع تازه تحول مستند رسانهای برای ما بود که در توسعه خود بالاخره به جنبش ورکشاپها برای پاسخ به نیاز مستندهای رسانهای در سطح ایران منجر شد. با این همه مهمترین رویدادها برای آموزش مستند رسانهای بنا به نیاز تولید آثاری که در صدا و سیما- و گاه خارج از ایران – به نمایش درآمد، در همین جنبش ورکشاپها شکل گرفت. آغازگر آن هر چند عباس کیارستمی در پیوند با سبک شخصی فیلمسازی رویکردگرا و آسان خود بود اما در ارتباط با مستند رسانهای نمیتوان از آغازگری تلاش بهاری و سپس کار اصلی و وسیع و بنیانگذارانه کلانتری چشم پوشید و در این میان بررسی جنبش مستندسازی در کارگاههای آموزشی بحثی مفصل است و کاری جداگانه میطلبد، اما تا جایی که به مستند رسانهای مربوط است تجربه “دفتر رشتیان” اهمیتی به سزا دارد. کاربرد اصطلاح ” دفتر رشتیان” با مدیریت مستندسازی پیروز کلانتری و حضور کسانی چون اسکویی و مشیری مقصودی دارد و هر کلمه اضافی نظیر دفتر آقای رشتیان یا دفتر فیلمسازی و…. مفهوم آن را تباه میکند. این دفتر در مسیری از پاسخ به ضرورتهای عام تولید مستند رسانهای / ورکشاپی از یک سو و بهرهگیری از ارتباطات محفلی شکل گرفت و هر چند به تحقق تجربه تازهای از تهیه کنندگی و همراه شدن پیروز کلانتری با فیلم و نقش عنصری مسلط چون او در نظارت و انضباط، و پاسخ به ضرورتهای تهیهکنندگی مستند ختم شد، اما نباید اندیشید چنین رویدادی یک رخداد نهادینه شده در ایران است. نقش تهیه کنندگی که با کارهای ارد عطارپور در تلویزیون آغاز شد، با تجربه ورکشاپ کلانتری مرحله تازهای از توجهات علمی به کار تهیه کنندگی را رقم زد. اما در هر دو مورد فعلا مسئله کاملا فردی بود. یعنی اگر این یا آن فرد نبود، اگر حضور کلانتری حذف میشد، میتوان تصور کرد که چنین نتایجی به دست نمیآمد. گرد آمدن کسانی چون اسکویی و مشیری هر چند بیانگر دوره تازهای از مدیریت تولید رسانهای است اما هنوز نقش خود آنان مهمتر از نهادینه شدن شیوه علمی تهیهکنندگی مستند است. هرچند این پدیده خود به معنای ناگریزی طی مسیر پر افت و خیز مدیریت و تهیه کنندگی موفق و تازه بشمار میآید.
***
میخواستم از تجربه خودم در چند فیلم رسانهای که دو سه تای آن را در دفتر رشتیان ساختهام حرف بزنم. فیلم “داستان دو شهر” که جلسات شیرینی داشت و پروژهای بود با حضور رخشان بنیاعتماد و اصلانی و موتمن و عبدالوهاب و امیر یوسفی و بهرامی نژاد و شیخالاسلامی و خود کلانتری و من و در واقع تنها مستندی بود که در جلسات گروهیاش همه ما شرکت داشتیم. دیگر مستندها اگر چه در قالب پروژههای تولید گروهی در پیوند با انقلاب و جنگ و آیینه فرهنگ ساخته شد اما من خود در جلسات دوستان جوانم حاضر نبودم و بهتر است خود آنها در این مورد بنویسند.
جدا از تجربه بسیار جذاب پروسه تولید کارگاهی، تجربه موانع مدیریت دولتی بر سر راه اتمام کار هم گفتنی است. یعنی شما تعهدات خود را انجام میدهید اما ماهها و ماهها تعهدات بخش دولتی معوق میماند و به اتمام رسیدن سر وقت پروژههای تلویزیونی تا حدی مربوط به نقش کلانتری از یک سو و رحیم زاده از سوی دیگر و سلامت عمل سعید رشتیان بود. لیکن ساختن یک تصویر ایدهآل و آرمانی از این مرحله مهم رشد مستند رسانهای که در پاسخ به ضرورتهای عینی و خوراک نهادهای رسانهای و نیز مدیریت افرادی معتبر و آگاه به کار و کاردان شکل گرفت، درست نیست. مشکلات تولید دولتی، مشکلات رسانههای دولتی، مشکلات سانسور و نیز جانیفتادن زبان مستند رسانهای برای مستندسازان جوان، نکاتی است که باید برای توسعه مستند رسانهای رفع شود و از دور باطل جلوگیری به عمل آید.
جمعبندی تجربیات گرانبهای این دوره، و توصیف ویژگیهای مستند گزارشگری که بیشتر از تکه فیلمها در ارائه تصویر خبری نقش دارد، مهم است. اینکه چگونه در مستند گزارشگر برای مخاطبان رسانه، آثاری با قدرت اطلاع دهی آمیخته به قوه ابتکار میسازیم، بدون آن که دچار پیچیده سازی آثار هنری شویم. ساختارهای خلاقانه، راه حلهایی برای جذابیت مستند و ترکیبهای ژانری در خدمت مستند اطلاع رسان از زندگی روزمره، رخدادهای مهم اجتماعی، زندگی شهرها و تحولات دوران گذار، و انواع امور فرهنگی فراهم میآوریم.
***
تجربهام در مورد تولید اخیر مستند رسانهای در دفتر رشتیان با ویژگی تولید کارگاهی، نیمه کارگاهی و گروهی دارای عناصری اصلی است که باید به آن توجه کرد و از آن درس آموخت:
۱- پس از غریب هشت دهه از تولد مستندگزارشگر در ایران، مستند رسانهای به ژانری رو به توسعه، کم و بیش ضروری، دارای پیوند جدی با تلویزیون ایران و دارای ظرفیت های نوین تهیه کنندگی بدل شده است هرچند توسعه مستند رسانهای به رسانههای رقابتی وابستگی تام دارد اما رسانه دولتی هم خوراک میخواهد.
۲- وزن و جایگاه مستند رسانهای، نه بر اساس هوا و هوس تصمیمات فردی یا الطاف مزید این مسوول و آن تهیه کننده، بلکه بنا به ضرورتهای تحولات اجتماعی/ اقتصادی/ سیاسی، پس از انقلاب اسلامی ارتقا یافته است و با همه کم توانی، در حال پیشرفت است.
۳- در نیمه دوم دهه هفتاد، به سبب شرایط اجتماعی و نیاز رسانه های رسمی به خوراک مستند، گشایشها و پیشرفتهای تازهای در مورد توسعه مستند رسانهای پدیدار شد. هر چند که تحت تاثیر التهابات سیاسی و ویژگی مدیریتها، توسعه مستند رسانهای و تحمل آن فراز و نشیبهایی را از سر میگذراند اما نیاز به آن بازگشت ناپذیر به نظر میرسد.
۴- ظهور تهیه کنندگی جدید و راههای پیشرفتهتر تهیه مستند رسانهای هرچند در وحله اول اتفاقی و قائم به تلاش و روشن بینی و آگاهی و مهارت و مدیریت افراد خاص (شخصا منظورم پیروز کلانتری است) و مشارکت مستند سازان نامدار ایران (اسکویی، مشیری و…) و انبوه مستند سازان جوان علاقمند به فیلمسازی دیجیتالی و مستند رسانهای و حتی حضور فیلمسازان نامدار نظیر بنی اعتماد، اصلانی، موتمن، کلانتری، عبدالوهاب، شیروانی، شیخالاسلامی، امیر یوسفی، بهرامی و تلاشهای تهیه کنندهای نظیر سعید رشتیان و… به نظر میرسد، اما با نگاهی عمیقتر همه اینها در پاسخ به ضرورتی است که بنا به سطح توسعه ایران کم و بیش باید پاسخ گفته شود، و دیر یا زود مسیر تولید مستند رسانهای برای پخش رسانهای رشد خواهد یافت. تنها مدیریت درست یا غلط آن مثل همه کارهای ما منجر به پیدایش موجودی ناقصالخلق یا سر راست میتواند بشود.
۵- آمیزش نیازهای تازه به تولید مستندهای رسانهای، با تحولات تولید دیجیتالی و نیز جنبش کارگاهی دست به دست هم داده و تجربهای از تولید گروهی مجموعههای مستندرسانهای را بویژه در دفتر رشتیان رقمزده که برای ما تجربهای تازهای بوده و به سرعت از سوی نهادهای دولتی مورد پیروی قرار گرفته است.
۶- تجربه تهیهکنندگی مدرن، همراه فیلمساز و همپای او بودن، تخصص و توانایی و صلاحیت هدایت مضبوط و منضبط را داشتن و کار را در مراحل گوناگون پیش بردن و کمک کردن به فیلمساز، تجربه مدرنی است که در این دوره محقق شده است. و باید گسترش یابد نه آنکه به عقب برگردیم.
۷- برجسته شدن نقش مدیر هنری در تهیهکنندگی مستند رسانهای از دو لحاظ برجستگیاش را طی آزمون اخیر به اثبات رسانده است؛ از نظر کمک به درک درست مستند رسانهای از منظر ساختار و ویژگیهای آن، و از نظر انضباط کاری و مدیریت پروژه و ممانعت از شیفتگی و اتلاف زمان که میان ما رایج است.
۸- عوامل فرعی نظیر شور ونشاط کار گروهی، ویژگی جوان سری و رشد نیروها و تربیت آنها محلی برای باز تولید نسل جوان مستند ساز حرفهای، ارزش آموزش تولید گروهی مستند رسانهای و ایجاد ارتباط بین نسل پیشین و نسل حاضر، مبادله و انتقال تجارب و جلوگیری از آسیبهای دیر سال گسستها و بیسازمانگریها در کار مستند، همه و همه نتایج ارزندهای است که نباید در تجربه اخیر به آن بیتوجه ماند.
۹- همینطور، نباید به طور خودبخودی به رفع آسیبها و ضعفها دلبست. باید دید که هنوز هم کار تولید مستند رسانهای تحت ضوابط در نیامده، نهادینه نشده و بسیار به افرادی توانمند و علاقمند که به قیمت عمر و صرف جان کار را پیش می برند بستگی دارد. این یک نقطه ضعف است که باید رفع شود.
۱۰- باز میگویم تنها وجود رسانههای رقابتی در جامعهای صنعتی و توسعه یافته، مستند رسانهای را تا حد ممکن رشد خواهد داد. مسلما رسانههای خصوصی جهان هم دارای جهتگیری و منعهای و ویژه خود هستند، اما رقابت آنها مهمترین زمینه رشد مستند رسانهای در درون یک جامعه است. موانع مدیریت دولتی تک صدا بر رسانهها مسلما یکی از عوامل کندی توسعه نهادینه شدن تولید وسیع مستند جذاب رسانهای با مخاطبان وسیع مردمی است.
۱۱- یکی از مهمترین بلایای جان مستند رسانهای، سوء استفاده از نیازمندی مستندساز حرفهای به کار و سوء استفاده از نیروهای جوان برای پرداخت رقم بسیار ناچیز در قبال کار است. انواع ممانعتها و عدم صدور مجوزها و مزاحمتها در خیابان و امکنه و گرانی قیمتها و… به اندازه کافی شیره جان مستندساز را میمکد. باید فکری برای این خرید ارزان دولتی کرد.
۱۲- رویهم رفته در حال حاضر اگر از آسیبهای مقطعی حاصل از نگرش سیاسی جلوگیری شود، میتوان در انتظار آغاز دوران طلایی مستند رسانهای بود. جمعبندی تهیه کنندگی علمی در این مقطع بسیار ضروری است.
