سیانوزه فیلمی است روانشناسانه و در عین حال جامعهشناسانه. شروع فیلم دلچسب و گیراست، موضوعی انسانی که آدمی را تحت تاثیر قرار میدهد. شروع فیلم با انیمیشن است. انیمیشنی که گویای حال و هوای فیلم است. رخساره قائم مقامی درکی درست و واضح از شخصیت نقاش (جمشید امینی فر) دارد. فیلمی مستند که واکاوی زندگی یک انسان است. انسانی وانهاده و رها شده با انبوهی از گرفتاری ها و مشکلات و سابقه ای نه چندان روشن، پیشینه ای تاریک در سایه زیستن در خانواده ای که تنبیه را راه حل تربیت میدانند، کودکی که بنا به دلایل علمی دچاره ضایعه شده و ناخواسته از زندگی شکست خورده است. اما این شخص در پی زندگی است و تلاش میکند زنده بماند. حرف های حکیمانه میزند. اما برخوردی غیر معقول میبیند. او مانند هر انسان دیگری نیاز به زندگی دارد. عواطف و احساسات خود را جدی می گیرد، زندگی مشترک دارد. نابسامانیهای اجتماعش را می شناسد. پنهان کاری میکند. اما خودش را سانسور نمی کند. ازدواج میکند. تمام تلاشش را می کند که دید همسرش را عوض کند. اما به ناچار ناگریز است که تن بدهد به آنچه خواست همسرش است.
انیمیشن بیشترین کمک را می کند تا مفاهیم رساتر و کاملتر باشند نقاش از وضعیت روحی خود میگوید. از سلطه و قدرت میگوید و نگرانیهایش را ابراز میکند. میگوید هر وقت از آدمها عصبانی میشود آنها را به شکل گاو می بیند. اما در یکی دو نما بی دلیل آدمها تبدیل به گاو می شوند و دلیلش پیدا نیست. اما آنجایی که مردم درباره کارهایش بحث میکنند و نظر میدهند عصبانی می شود و حق هم دارد چرا که با جامعهای مواجه است که ناآگاهانه کارشناسی میکنند و دچار توهم خود برتربینی هستند.
فیلمساز بخوبی غم و شادیهای نقاش را نمایش میدهد. چگونگی عاشق شدنش که دلیل اصلی آن احساس درک شدن است و فهمیده شدن. نیازی که او را به این سمت کشانده است. در مواجه با معشوقش کاملا احساسی است و فیلمساز برخوردی منطقی با او میکند. روبروی معشوق، انگاری بر صفحه شطرنج است اما هر لحظه راهش سد میشود و ناکام می ماند و هیچ خانه ای را تسخیر نمی کند. در نمایشگاه غلیان احساس او را با وضوح بیشتر می بینیم. هنگامی که آلیس با پسری حرف میزند نقاش نگران میشود. این سکانس از فیلم جزو قسمتهای خوب و گویاست و تاثیرش بر مخاطب کم نیست.
اگر بخواهیم ایرادی بر این فیلم بگیریم باید به تصویر بگیریم. تصویربردار مطلقا درک شخصیت نداشته است و هرگز نتوانسته موقعیت نقاش را به تصویر بکشد. تصویرهایی که فاقد زیبایی هستند و هیچ بیانی ندارند. در حالی که با چنین موضوع جذاب و جالبی حتما میشد تصاویر تاثیر گذارتری گرفت. اما تدوین تا حدی این نقیصه را جبران کرده است. پایان بندی فیلم جزو جذابیتهای بصری و معنایی فیلم است چراغ سبزی که اندک اندک به آغاز میرسد و در واقع به پایان.
