سالهاست مستندهایی با موضوع موسیقی در دنیا جزء پرمخاطبترین مستندها محسوب میشوند. به ویژه مستندهایی که درباره یک گروه موسیقی متال یا راک ساخته شده باشند به دلیل ویژگی خاص این نوع موسیقی و به ویژه نگاه جامعه و مردم به آن و از طرفی تاثیری که گروههای پرآوازه روی مخاطبانشان میگذرانند از اهمیت خاصی برخوردارند. در بسیاری از جشنوارههای فیلم مستند بخشی تحت عنوان مستند با موضوع موسیقی وجود دارد.
“آنویل! داستان آنویل” یکی از جدیدترین فیلم های مستند موسیقی است که علاوه بر جوایز زیادی که در سال گذشته از جشنوارههای مختلف فیلم مستند از جمله شیکاگو گرفته است امسال (۲۰۰۹ ) دو جایزه مهم IDA را هم گرفت،بهترین مستند بلند و بهترین مستند با موضوع موسیقی. مستندی زنده و جذاب درباره یک گروه هوی متال به نام “آنویل” که ساشا گرواسی، کارگردان فیلم زندگی ۳۰ ساله این گروه را به تصویر میکشد. این گروه که از گرفتن جایزه بهترین مستند موسیقی ایدا شگفت زده شده بودند وقتی برای دریافت جایزه به همراه کارگردان روی سن رفتند، راب راینر، درامر گروه گفت : ” ما زندگی می کنیم برای اینکه ثابت کنیم رویاها خیلی دور نیستند و به واقعیت میپیوندند.”
گفتگوی زیر را آندی تیمونر مستندساز، که از سالها پیش ساشا گرواسی را به عنوان طنزپرداز میشناخته با او انجام داده است و به گفته خودش وقتی دیده ساشا مستندی جذاب و سرشار از زندگی درباره یک گروه هوی متال ساخته تصمیم گرفته هرچه زودتر او را ببیند و این گفتگو را انجام دهد.
هیچ وقت فکر نمی کردم که دوست داشته باشم دستهایم را دور بچههای یک گروه دوستداشتنی هوی متال حلقه کنم.
دوست داشتن و در آغوش کشیدن آنها چیزی بود که دوست داشتم اتفاق بیفتد. آنها بچههایی هستند که ۱۴ ساله با همین عشق به هم چسبیدهاند و برای اینکه عاشق آنچه هستند که انجامش میدهند این صمیمیت را دارند. آنها بچههای صبوری هستند، چطور میتوانید آنها را دوست نداشته باشید؟
آنها این کار را به خاطر خودش انجام میدهند.
کاملا بدون اینکه از آن کار قصد تجارت داشته باشند.
چطور با آنها آشنا شدی؟
من یکی از علاقهمندهای بزرگ هوی متال بودم و آن ها هم در سال ۱۹۸۲ در لندن کار میکردند.اگرچه اولین باری که متوجه آنها شدم وقتی بود که من و دوستانم روی جلد مجله “صدا” را دیدیم که خواننده گروه، لیپس، در حال نشان دادن یک اره برقی بود و بریدن دندانهایش بود. فهمیدم که از آنها خوشم خواهد آمد. و مادرم از آنها متنفر بود. من طرفدار آنها بودم و البته هرچه مادرم بیشتر از آنها متنفر میشد من بیشتر از آنها خوشم میآمد.
وقتی آنها به لندن آمدند به اجرایی که داشتند رفتم و بعد از اجرا رفتم پشت صحنه و گفتم من بزرگترین طرفدار شما هستم و آنها هم از من خواستند که لندن را بهشان نشان بدهم. بهترین قسمت این شهرگردی وقتی بود که آنها را پیش مادرم بردم. وقتی رسیدیم، او لبخند سختی زد و در تمام مدتی که آنجا بودند به همین حالت بود طوری که بعد از ۱۰ دقیقه متوجه اوضاع شدند و رفتند. قبل از رفتنشان پوسترهایی که در اتاقم بود را امضا کردند.
تابستان همان سال توری برگزار کردند و از من هم خواستند که با آنها در این سفر همراه شوم و البته من هم پذیرفتم. من رفتم و تابستان ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ را با آنها گذراندم. یکی از بهترین قسمتها اجرای کنسرت ” متال برای آفریقا” در آلبانی و نیویورک بود، مخصوصا وقتی یکی از اعضای گروه Scorpions در نیویورک پرسید ” آفریقا کی هست؟ ”
در تمام این سفر نقش تو چی بود؟
نقش رسمی من چیدن و جمعکردن درام بود، همچنین قرار بود به جای راب راینر هم درام بزنم چون به او پیشنهاد شده بود که با Ozzy کار کند ولی او نتوانست آنویل را ترک کند و برگشت. جز این تیشرت هم میفروختم.
چطور توانستی به این تور بروی وقتی مدرسه میرفتی؟
من در تعطیلات بودم.
آنجا معمولا مواد و دراگ هم بود؟
کمی علف میکشیدیم ولی نه در حد دیوانهوار.
به نظرت چرا گروه آنویل بزرگتر نشد؟
اوایل، مدیر برنامههای Bon Jovi پیشنهاد داد که گروه را معرفی کند ولی آنها خودشان این کار را به Johnny Z سپرده بودند که در آن زمان شناخته شده نبود. آنها با نام بزرگتری رفتند جلو که سعی میکرد آنها را مثل Bon Jovi نشان دهد. Johnny Z آنقدر ادامه داد تا متالیکا را پیدا کرد. این خودش یک دلیل می تواند باشد ولی زندگی با دریچههایش مشخص میشود. گرفتن تصمیمات درست در لحظههای مشخص میتواند سرنوشتساز یاشد و آنها تصمیم اشتباهی را در یک زمان اشتباه گرفتند.
چه مدت با آنها بودی و فیلم ازشان میگرفتی؟
۲سال
در تمام این مدت فقط هدفت فیلم گرفتن از آنها بود؟
نه. این کار یک جورهایی با انگیزه شخصیام شروع شد و بیشتر از اینکه به فکر فیلم ساختن باشم به تصویر گرفتن و بودن با آنها فکر میکردم. ما بعد از ۲۰ سال دوباره همدیگر را پیدا کرده بودیم و در عرض ۵ دقیقه به همان فضا و بحثهای قدیمی برگشتیم. آنها هنوز معتقد بودند که در اول راه هستند و این من را واقعا حیرتزده کرده بود.
بعد از آن دیدار چه اتفاقی افتاد؟
تصمیم گرفتیم که این فیلم را همه جا نمایش بدهیم. بعد MTV استقبال کرد. این گروه حالا یک مدیر برنامهها و دفاتر فروش بلیط دارد. و کارگزار انگلیسی آنها همان کارگزار گروه Coldplay هست.
چه چیزی باعث به وجود آمدن آن درگیری و مبارزه بین بچههای گروه در فیلم شد؟
راب مثل لیپس نبود که مدام در حال تلاش باشد. او هیچ برداشتی را تا پایان کامل نمیرفت. برای همین لیپس از عصبانیت منفجر شد. دعوای آنها از ساعت ۱۱ صبح شروع شد و تا ۷ عصر طول کشید.
از تو نخواستند که دوربینت را خاموش کنی؟
نه، هرگز. من به آنها گفتم که این موقعیت را نباید جدی ببینند و در این صورت هست که مخاطب هم از دعوای آنها لذت میبرد و اگر میخواستم نسبت به آنها امین نباشم، می توانستم این دعوا را شکل دیگری نشان دهم. آنها نسبت به خودشان یک شوخطبعی ویژه دارند.
وقتی با هم هستند یک شوق و در عین جال جدیتی بینشان دیده میشود.
این چیزی بود که من دوست داشتم در فیلم احساس بشه.
برای فیلم پخش کننده هم داشتید؟
فیلم در ۱۰ آوریل در لسآنجلس و نیویورک نمایش داشت.ریچارد آبرامویچ و MTV و VH1 خیلی خوب فیلم را حمایت کردند.بعد از نمایش فیلم گروه آنویل سه تا از ترانههایشان را برای تماشاچیان اجرا کردند. بعد از تمام شدن فیلم، تماشاچیان خیلی از اجرای زنده گروه خوشحال و هیجانزده بودند. همچنین هفتهنامه نیوزویک هم نمایش فیلم و اجرای گروه را پوشش خبری داد که خیلی به نظرم اتفاق خوبی بود.
الان مادرت چه احساسی نسبت به این گروه دارد؟
او الان دیوانه آنهاست! آن موقع به نظرش اینها فقط یک سری پسر متال با موهای بلند بودند ولی حالا می بینه که آنها زندگی من را خراب نکردند.
سایت فیلم: www.anvilmovie.com
شناسنامه فیلم :
آنویل!داستان آنویل / نویسنده و کارگردان : ساشا گرواسی / تصویربردار: کریستوفر سوس / صدابردار: مت دنیس / تدوینگر: اندرو دیکلر، جف رنفرو / تهیه کننده: ربهکا ایلدهم/ محصول ۲۰۰۸، آمریکا، ۹۰ دقیقه
