می شود تصور کرد که کسانی قصد شوخی با فیلم “بلوط” مرحوم دکتر نادر افشارنادری را داشته باشند؟ مستندها و بخصوص فیلم های مردم نگاری آنقدر جدی هستند که بیل نیکولز آنها را مبتنی بر گفتمانِ متانت و جدیت می نامد. “بلوط” بر اساس عنوان بندی اش محصول ۱۹۶۰ (۱۳۳۹) است. آن مرحوم در سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹) دانشجوی فوق لیسانس در دانشگاه تهران بود و هنوز به اروپا نرفته و هنوز با الویا رسترپو (همسرش) و صدابردار فیلم “بلوط” آشنا نشده بود. البته خانم رسترپو درجریان دیدار جشنوارۀ سینما دو رئل پاریس در پاسخ به من گفتند: ” اشتباه شده است”؛ و من یقین دارم که اشتباه نشده است .
همین خانم رسترپو به دکتر فکوهی گفته است: ” از آنجا که ما وحشت داشتیم توزیع فیلم ممنوع شود با همکاری دوستانمان حلقه های آنها را در بسته های کوچک به فرانسه فرستادیم. فیلم در فرانسه تدوین شد.” و به نظر من به خاطر همین وحشت بود که تاریخ ۱۹۶۰ بر فیلم گذاشته شد تا پیش از انقلاب سفید را تداعی کند .
سالها پیش، در بزرگداشت دکتر افشارنادری در سازمان میراث فرهنگی گفتم که چون شروع فیلمبرداری و حضور در منطقه در پائیز ۱۳۴۶ بوده و ماجرای کوچ تا بهار سال بعد به طول انجامید، پس فیلم باید محصول ۱۳۴۷بوده باشد، ولی بر ۱۳۴۶ هم اصرار وجود دارد. الان این تاریخ ۱۹۶۰ را از ابتدای فیلم برداشته اند، به گمان این که به فیلم کمک کرده اند. همان طور که نوشته های ابتدای فیلم “گاو” را برداشته اند و نوشته های ابتدای فیلم “باد صبا” را برمی دارند وشوخی با تاریخ در ابعاد دیگر هم ادامه دارد. اخیرا” جایی خواندم که “بلوط” در دو روز فیلمبرداری شده است. ابتدا شوکه شدم؛ بعد با خودم گفتم که در این شوخیِ تازه “بلوط” دکتر نادر افشارنادری با “بلوط” حسین طاهری دوست عوضی گرفته شده است. البته چون نویسنده دارای اسم و رسم است امیدوارم سندی برای سخن خود داشته باشد.
در نخستین صحنۀ “بلوط” که قرار است شروع تقسیم جنسیتیِ کار باشد، دخترها کنار هاون بلند دیده می شوند. آنها چه چیزی را می کوبند؟ در کنار دست آنها زنی نان می پزد. او چه نوع نانی می پزد؟ به گمان من تنها کسانی که با چنین هاون هایی آشنا هستند ممکن است بدانند که دخترهای آوازخوان سرگرم چه کاری هستند و یا افراد خیلی تیزبین ممکن است از روی تصویر رنگی، نوع نان را تشخیص دهند.
فیلم گفتار فارسی ندارد و ممکن نبود تماشاگر از راز آن سر در بیاورد. به همین خاطر در دهۀ پنجاه دکتر افشارنادری یک جزوۀ چهار صفحه ای در دانشکدۀ علوم اجتماعی منتشر ساخت و نماهای فیلم را توضیح داد و باز هم البته نوشت :year:1960 .
گرچه به نظر می رسد رازی باقی نمانده است، اما گاهی اوقات آدم در توضیح صحنۀ کوبیدن دچار اشتباه می شود، و یا ممکن بود دلیل قرارگرفتن شعله ها در آخرین نما روشن نباشد. اگر آن مرحوم زنده بود می گفت در هر نمایش فیلم آن جزوه را تکثیر کنید. حتی آن تاریخ را هم که بی شک اشتباه نشده است، تصحیح نمی کرد، چون بخشی از تاریخ یک دوره است.
متن گفت و گوی سایت “میراث فردا” با محمد تهامی نژاد:
