فیلم‌سازی مستند تک‌نفره :«یک نفره، شرق بهشت»(بخش دوم)

فیلم‌سازی مستند تک‌نفره :«یک نفره، شرق بهشت»(بخش دوم)

حالا شوخی/ جدی شروع می کنم «بی رو در بایستی» حرف های سردستی ام را بزنم. اول از همه همان بی رو در بایستی بگویم، به محض آن که با عنوان پر اغراق تحقیق و پژوهش رو به رو می شوم که با رجوع به چند نفر (بگیر حتی چند صد نفر!) می خواهد برای چیزی کلاً (مثلاً فیلم‌سازی تک‌نفره) تعیین تکلیف کند، یا آن را در افقی محدود محبوس سازد و بگوید معنایش این است و لاغیر و یا از آن یک درمان دردها مثلاً برای بهتر شدن حال سینمای مستند ایران بسازد، می‌فهمم من و درخواست کننده، پرسنده و پاسخ دهنده با هم دارند سر ملت شیره می‌مالند و کمی اوقاتم تلخ می شود: آخر کی باید از این گنده‌گوئی‌ها و تعیین تکلیف کردن‌ها دست برداریم؟ بهتر شدن حال سینمای مستند ایران به هزار امر کلان وابسته است و … و اصلاً چه ضرورتی دارد نام این گفتگوها پژوهش گذاشته شود؟ واقعیت آن است که فیلم‌سازی تک‌نفره هم مثل بسیاری از پدیده‌های امروزی، محصول ناگزیر و بدیهی تحولات و انکشاف تکنولوژی است. حالا درباره‌ی این امر می‌خواهید بحث فلسفی راه بیاندازید؟ همان طوری که گفتم من برای هر درازگوئی پایه‌ام تا صبح. اما بیائید شاخ را بشکنید و همین طوری قبول کنیم، عصرها، تعیین کننده تحولات تکنولوژیک است. تکنولوژی، حتی مفاهیم بنیادین زندگی‌مان نظیر واقعیت و مجاز اقتصاد و اخلاق و سیاست را مورد تردید قرار داده، یا اساساً بر آن تأثیر می‌نهد و هویت تازه‌ای برای انسان فراهم آورده است (هویت گلوبال)، دولت/ ملت‌ها و مرزهای جغرافیائی ملی و فرهنگ ملی محبوس در مرزها را بی اعتبار کرده و و و.

 خوب تکنولوژی دیجیتال که با یک دکمه روشن و خاموش شدن به شما امکان تصویرداری می دهد و یک دوربین به اندازه ی جیب‌تان به شما هدیه داده و ست‌‌(Set) نور و لپ‌تاپ تدوین و دوربین، روی هم با پنج یا شش میلیون تومان در دسترس شما قرار می گیرد، همه ی اینها آیا ضرورت فیلم‌سازی ده نفره، یا تیم صد نفره را پیش پا می نهد یا خواه‌ناخواه عملاً فیلم‌سازی تک‌نفره را مطرح و ممکن می‌کند و ضرورتاً رواج می دهد؟ در این حال شما دقیقاً از منظر یک ضرورت کاربردی و عملی، تک‌نفره فیلم می‌سازید و اصلاً در فکر بهتر شدن سینمای مستند ایران نیستید. بهتر شود، بدتر شود، شما به ضرورت زمان و امکانی که برای انجام یافتن کار مورد علاقه‌تان، فیلم‌سازی مستند در اختیارتان نهاده، پاسخ می‌دهید. به نفع خودتان و پاسخ به تمایل فیلم ساختن با پول اندکی که دارید و هزار شر و مانع نظیر مجوز وزارت ارشاد و… و بدون دردسر مداخله سرمایه در رد تهیه کننده و حکومت و ابواب جمعی و تیم فیلم‌سازی. یعنی اگر عرضه‌اش را داشته باشید، کمی بجنبید، دو سه ماه وقت صرف کنید، و تدوین، تصویربرداری، نورپردازی و صدابرداری و … را تمرین کنید به راحتی این کار را به فرجام می‌رسانید بی‌منت دیگری. این چیزی است که در قدم اول با آن سر و کار داریم و کم کم موضوع جذاب تر می‌شود.

پدیده‌های تمدنی، به همین سادگی خود را گسترش می‌دهند. اینکه نتایج این پیامدها چیست، حرف دیگری است. آدم های بیکاری مثل من می‌نشینند و درباره‌ی تأثیر و عواقب و ضرورت و بهبود یا بد بود، پسرفت یا پیشرفت ماجرا داد سخن می‌دهند و قلم‌فرسائی می کنند. به من چه که سینمای مستند ایران حالش بهتر می‌شود یا بدتر. برای من مهم آن است که فیلم بسازم. قبل از امکان فیلم‌سازی تک‌نفره این کار به سختی صورت می گرفت و حالا اگر واقعاً دوست‌دار فیلم‌سازی‌ام، با فیلم‌سازی تک‌نفره که از سر صدقه‌ی انقلاب دیجیتالی همچون یک امر جهانی، گسترش‌دار و ضروری ممکن شده، این کار با آسانی محقق می‌شود.

 راستش، خودم گاه تصویربرداری می‌کنم و هنوز دو سه نفره فیلم می‌سازم اما آرزویم فیلم‌سازی تک‌نفره است، کمی سرم شلوغ و کمی تنبل در یادگیری تدوین‌ام. اما اگر قصد بحث نظری داریم، باید بپرسیم بهتر شدن سینمای مستند، یعنی چه؟ منظورمان بهتر شدن ساختارهای زیبائی‌شناسی آنالوگ و آن مقیاس های فیلم خوب است؟ یا بهتر شدن سینمای مستند ایران معنای تازه‌تری دارد و از منظر نشر و گسترش تولید مستند به طور وسیع و در سراسر ایران و مناطق دور و نزدیک و ثبت زندگی‌هائی است که به سرعت تغییر می‌کنند یا ثبت اسناد مردم‌شناسی در حال نابودی، یا شیوه‌های زندگی و رخدادهائی که مستند وظیفه ی نمایش آنها و تأمل بر روی‌شان را دارد؟

منظور از بهتر شدن وضع سینمای مستند، بهتر شدن از نظر رفع موانع سرمایه و نظام رسمی و وضعیت سانسور و مداخله‌ی بوروکراسی و پدیده هائی که به حکومت‌ها ربط پیدا می‌کند است یا امکان بیشتر سینمای مستند به تقرب و نزدیکی به مردم و آدم‌هائی است که قبلاً به دوربین‌های بزرگ و تیم عریض و طویل راه نمی‌دادند و حال، دوربین کوچک و یک آدم، صمیمانه تر وارد فضای شخصی آنها می‌شود؟

 اینها سؤالات مشخصی است و حالا می‌توان به آنها پاسخ داد. دیگر اظهر‌من‌الشمس است که فیلم‌سازی تک‌نفره، با امکانات ارزان و کم هزینه دیجیتالی مشکل سرمایه‌ی کلان و محدودیت‌های رسمی را بالنسبه حل می‌کند و اوضاع رو به راه تر شده است، امکان ارتباط با فضای زنده‌ی زندگی روزمره مردم ما را بهتر می‌کند، به آدم‌های مستعد بیشتری اجازه می دهد در سراسر ایران بیشتر از سابق از فضای پیرامونی‌شان تصویر تولید کنند و به ذخایر بصری بیفزایند و زندگی‌های در حال تغییر را ثبت کنند.

سانسور را بهتر پشت سر می گذارد. مدارک مردم شناسی را سهل تر می‌تواند تهیه و ثبت کند و دردسر فیلم‌سازی چند‌نفره را ندارد. خوب معلوم است اینها وضع سینمای مستند ایران را بدتر از سابق نخواهد کرد!!! و تحولی مثبت است.

 اما اگر منظور کیفیت حرفه‌ای تصویربرداری و نورپردازی و تدوین و … است، بدیهی است که تصویر‌بردارن حرفه ای و نورپردازان و تدوینگران متخصص، کارشان را بهتر از آدم تک‌نفره انجام می‌دهند. شما چیزی را به کف می‌آورید و چیزی را از دست می‌دهید. اما پرسش آن است که مگر در آغاز حروف تایپی به زیبائی خط دست‌نویس بود؟ پس باید چه می‌کردیم؟ از چاپ چشم می‌پوشیدیم و همان شیوه‌ی زیبای خوشنویسی را پیشه می‌کردیم؟

البته بدیهی است که نوع کار خوشنویسانه منافاتی با کار تک‌نفره در فیلم‌سازی ندارد و هر کس مایل باشد می‌تواند بهترین‌ها را گرد آورد و پولش را بپردازد و فیلمش را بسازد، اما احتمالاً او نمی‌تواند مثل فیلم‌ساز تک‌نفره، به صید رخدادها، آدم‌ها، فضاها و زندگی روزمره‌ای بپردازد که فیلم ساز تک‌نفره بدان دست می‌یابد.

فیلم سازی تک نفره بدیهی است به درد یک کار صنعتی شیک و پیک که می‌خواهد بهترین‌ها را گرد‌آورد و سر فرصت تبلیغ پر جلوه‌ای بسازد، نمی‌خورد. البته ممکن است اتفاقاً فیلم‌سازی تک‌نفره، بهترین تصویربردار و تدوین‌گر هم باشد اما با استثناء کار نداریم. کارهائی که رنگ و روغن و ظاهر استانداردهای بالای حرفه‌ای در آن حرف اول را می‌زند، بدیهی است که به صورت تیمی ساخته می‌شوند. جز اینها در همه‌ی فضاهای مستند ناظر به زندگی که به ویژه ارتباط شخصی و رویارو یا سریع و پژوهشی یا طولانی مدت با سوژه مهم است این فیلم‌سازی مؤثر است.

گروه کوچک نه! یک آدم! گروه کوچک به نسبت گروه بزرگ و دوربین بزرگ مطرح است، اما در فیلم سازی تک‌نفره، دوربین کوچک، کم کم جزئی از جسم تصویربردار، یک شیء خصوصی مثل خودنویس او، یک شیء بی‌خطر و فردی و شخصی، یک محرم، دیده می‌شود. حضور خود آدم، صحبت او، تصویربرداری که فضای راحتی ایجاد کرده، دوربین را تا حد زیادی بی‌خطر می کند، اما در فیلم‌سازی تیمی، به اندازه‌ی تعدد آدم‌ها که از دوربین مهم‌ترند، ارتباط سخت‌تر و صمیمیت نادسترس‌تر می‌شود. در نتیجه در وسط این جمعیت تو‌چشم‌زن، دوربین بیشتر به چشم می‌آید، و همه‌ی حضورهای متعدد تیم، سنگینی‌اش را به دوربین می دهد و دوربین وزن جمع را به خود می‌گیرد و توجه بر می‌انگیزد.

در وهله‌ی اول آسیب مهم، پائین آمدن احتمالی استاندارد رشته‌های مختلف نسبت به کار حرفه‌ای در عرصه‌ی تصویر‌برداری، تدوین و صدابرداری است. بالاخره هر یک از افراد عمری صرف تخصص خود کرده‌اند، و در وهله‌ی بعد، محرومیت از مشاوره‌ی تیم و آرای گوناگون. اما همان طوری که سرایش شعر کار فردی است و بیانگر کامل خواست‌های فرد، فیلم‌سازی تک‌نفره هم بیشتر از کار دسته جمعی نگاه و حس و حال فردی را بروز می‌دهد و اثر به روح فیلم‌ساز نزدیک است.

 یک فیلم‌ساز تک‌نفره کسی است که فیلمش را تک‌نفره آماده کرده است! (همه ی آنچه به شخصیت، ویژگی ذهنی، روانی و فردیت او مربوط است بماند). تدوین و صداگذاری هم مهارتی است در ردیف تصویربرداری و کارگردانی، که فیلم‌ساز تک‌نفره اگر صاحبش باشد بدیهی است، وجه تک‌نفره آفرینش‌اش نیرومند می شود و اگر نتواند این بخش را خود به عهده بگیرد به معنی آن است که فیلم‌ساز نیمه یک نفره است!

آیا فیلم‌سازی تک‌نفره فقط در پروژه‌هایی که بودجه کمی دارند به درد می‌خورد، یعنی الزامن باید به خاطر بی‌پولی، یک نفره همه کارها را کرد؟ نه، نوع کار مهم است. ممکن است بودجه ی زیاد داشته باشید اما اهمیت و نقش مهم کار تک‌نفره در فیلمی که می‌سازید شما را وادار کند از تیم چشم بپوشید.

چرا نفوذ به لایه های پنهان روابط آدمها و موقعیت‌ها، که در ایران کار بسیار مشکلی است، در فیلم‌سازی تک‌نفره قوت پیدا می‌کند؟ البته زمانی هم، وقتی شما قادر به نفوذ در روابط درونی آدم ها و ارتباط مفید نیستید، چه بسا اگر با یک تیم فیلم می سازید افرادی در تیم این کار را برای شما انجام دهند و نسبت به فیلم‌سازی تک‌نفره نتیجه‌ی بهتری بگیرید. اما روی هم رفته، بدیهی است یک‌نفر بهتر می تواند فضای عاطفی به وجود آورد و طرف مقابل را اقناع کند که او را بپذیرد و اعتمادش را جلب کند، تا وقتی مثل یک دار و دسته به سوژه هجوم می‌آورید.

 استراتِژی یک فیلم‌ساز تک‌نفره برای طراحی و تولید مستقل‌‌ چگونه می‌تواند باشد؟ مهم است که خودتان سرمایه‌گذار فیلم و مسئول فروش و پخش آن هستید، یا با اینکه تک‌نفره کار می‌کنید سرمایه‌گذار دارید و صرفاً کار را تولید و بعد تحویل می‌دهید. والسلام! چرخه هر یک، دغدغه بازگشت سرمایه، یا نفعی که باید از فیلم ببرید فرق می‌کند. مثلاً سرمایه گذار، تلویزیون است و فیلم را برای پخش سفارش داده و شما به تنهائی آن را ساخته‌اید، خوب نوش جانتان پول همه‌ی دست‌اندرکاران نصیب شما می‌شود و دغدغه‌ی فروش هم وجود ندارد. اما اگر فیلم را برای خودتان ساخته‌اید تا بفروشید یا به کار معینی برسانید، در آن صورت همه چیز بر می‌گردد به مناسبات عرضه و تقاضا و دردسرهای آن در کشور ایران و … ایضاً چرخه‌ی اجتماعی این فیلم‌ها تحت تأثیر روابط شخصی یا سفارشی خواهد بود، گردش فیلم، تماشای آن و غیره.

 فیلم سازی تک نفره برای آدم‌های خاصی که حال و هوای‌شان تک‌نفره است، جدا از بدیهیات دوران و عصر و امور اجتناب ناپذیر کلی، شرق بهشت است. شرق بهشت جای شاعران و اولیاء الله، یک فضای خیلی خصوصی، همان فادخلی جنتی است (وارد شو به بهشت من!).

اما برسیم به جنبه ی جدی‌تر کاری که آقای گنجی می‌کند و پروژه‌ای که پیش می‌برد که کار شیرینی است.از شوخی و جواب های تلگرافی و گزینه‌های چهار جوابی گذشته، بحث حاضر بدون پایه‌ی نظری آن و دیالکتیک جزء و کل در مباحث تجربی و تئوریک، هر دو به جائی نمی‌رسد. میان ما گفتگو درباره ی پدیده‌های جدید، غالباً دچار و تحت تأثیر جدال‌های ژورنالیستی، عوامی‌گری، تعصبات عجیب و غریب، دعواهای فردی و عدم خودباوری در پیش برد بحثی جدی و محققانه و برعکس گرفتار زبان تبلیغی و عاطفی و فاقد طبقه‌بندی و متدولوژی معین است.

به یادم می‌آید ده پانزده سال پیش وقتی بحث سینمای دیجیتال و سینمای رویکردگرا را پی می‌گرفتم، دوستان منتقدی، مرا متهم به دشوارکاری و پیچیده نمائی می‌کردند. آنها حد فهم خود و شیوه‌ای را که می‌پسندیدند، عیار قطعی برای طرح مباحث از سوی دیگران می‌پنداشتند و اصلاً نمی‌توانستند تصور کنند آرای تئوریک از سوی کسانی دیگر حق طرح دارد و شما قبل از هر اتهامی باید وارد بحث استدلالی درباره‌ی درستی یا نادرستی خود آن مباحث شوید. آن دوستان چنان در برداشتی مستبدانه از دانش فرو رفته و چنان سقف گفتگو را فهم ژورنالیستی خود می‌پنداشتند که ترجیح می‌دادند با استهزاء و سرکوب، مانع طرح ایده‌های «پیچیده» شوند!

هنوز هم این روش‌ها و رویکردها میان ما از بین نرفته است. هنوز هم اگر کسی علاقه‌ای به مباحث جدی تر نداشته باشد، یا حد فهم او با طرح دیدگاه های فلسفی و ارتقاء پرسش به سطح پیچیده‌تری همخوانی نیابد، ترجیح می دهد انگ درازگوئی، بد بودن و بی‌فایدگی به چنین مطالبی بزند و فهم خود را میزان مطلق حق انتشار آراء قلمداد کند.

اما واقعیت آن است که پدیده‌های گوناگون هم در قلمرو مباحث تجربی، عملی، فنی و جزئی و هم در حد مباحث نظری و کلی، ضروری است که مورد کنکاش و کاوش قرار گیرد. اما تحولات زندگی و قوام پایه های تفکر، بالاخره جوامع را به سمت بیان آراء و برداشت‌های پیچیده تر از رخدادهای مختلف می‌کشاند. پس هم مباحث فنی و توصیف پراتیک و هم مباحث تئوریک که حوصله‌ی بیشتری می‌طلبد لازم و ضروری است.

همان طوری که گفتم، بحث فیلم‌سازی تک‌نفره از منظر عملی، موضوعی نه چندان دشوار بلکه روزمره است. چه بخواهیم و چه نخواهیم حکم و تأثیر تکنولوژی بر زندگی ما محقق می‌پذیرد.

هر روز در تلویزیون تبلیغ انجام امور بانکی با تلفن همراه را می‌بینیم. مهم تر از آن، خود این سایت و وب سایت ها، جلوی چشم‌مان هستند و مدام مفهوم فردی یا کوچک شدن نفرات در کارهائی که پیش از این به طور دسته جمعی و با هزینه‌ی گزاف و به ناگزیر طی همکاری با متخصصان گوناگون صورت می‌گرفت را گوشزد می کنند، یک سایت حکم یک مجله را دارد اما آیا تعداد آدم هائی که چنین کاری می‌کنند قابل قیاس با کسانی است که مجله ای در می‌آورند و از تولید مطالب تا چاپ و پخش، گروه بزرگی را به کار می گمارند؟ پس در عمل، پیدایش پدیده هائی نظیر فیلم‌سازی تک‌نفره ـ حتی خانگی ـ ضرورتی محصول سهولت‌های تکنولوژیک است. و امکانی است که جبر تحول مادی آن را در دسترس ما قرار داده است. خوب ظاهراً در جامعه ی پسامدرن یا مدرنیته متأخر روند مدرنیته‌ی متقدم معکوس شده است، اول کارها از فردیت ما قبل مدرن به جمعی شدن مدرن گرایش یافته و حالا با جامعه‌ی فراصنعتی و تکنولوژی دیجیتالی حاضر (و …) مجدداً خلاصه شدن، کوچک شدن و فردی شدن انجام امور اجتماعی در دستور قرار گرفته تا جائی که پیش بینی می‌شود در آینده‌ی نزدیک ساختار بوروکراسی و اداری دولت‌ها هم تغییر کند و بسیاری از کارها در دولت اینترنتی در خانه و به صورت فردی و پشت کامپیوتر انجام گیرد! بگذریم از جانشینی روبوت‌ها به جای کارگران و کارمندان. اینها رؤیاهای تکنولوژیک و تخیلات علمی نیست، امروز شرایط اجرای آنها دور از دست به نظر نمی‌رسد. اینها امور اجتناب ناپذیر توسعه ی تکنولوژیک جامعه‌ی بشری است که با سرشت جهانی و جبری رخ می‌دهند. بدیهی است بحث درباره ی بد و خوب این رویدادها، تأثیری در تحقق فرآیند ماهوی تحولات مادی جامعه ی بشری ندارد.

غالباً ما با آلودگی به عادات کهنه به نحو غیر منطقی پاره‌ای از ویژگی‌های آن را چماق می‌کنیم و بر سر وضعیت کاملاً متمایز انجام امور در شرایط جدید می کوبیم. این غیر منطقی است. وقتی عکاسی پدید می آید، درباره‌ی مزیت کشیدن مناظر و تصاویر با دست داد سخن می دهیم، وقتی سینما اختراع می شود دعوا بر سر هنر تئاتر و غیر هنری بودن تولید فیلم بالا می‌گیرد. سپس به ردیف کردن عیوب کار تکنولوژیک، بر باد رفتن ارزش های هنری و یا اصیل و زبان اصالت، ندا سر می‌دهیم. اما اصالت زبان ضرورت تحول که ما را از انسان های جوامع اولیه و غارنشین و همسایه ی میمون ها، به مردم متمدن دارای خرد پیشرفته فرا می خواند، را از یاد می‌بریم.

مسلماً نقد پدیده‌های موجود به سود رفع اشکالات و پیشرفت، امری انسانی و برخلاف مخالفت با پدیده‌های نو بنا به عادات کهنه، مایه ی رشد و بهبود است. طبیعی است که سنجش خوب و بد پدیده‌های جدید نسبت به پدیده‌های سابق هم امری ممنوع نیست، چه بسا نقص‌ها و کمبودهای پدیده‌های نو و توجه به از دست‌رفتن چیزهائی که در تجربه کهنه تر وجود داشت، سبب تصحیح آتی آنها شود و گام ها و راه حل هائی برای رفع نواقص پدید آید. اما مهم‌ترین نکته آن است که بپذیریم زبان تحول در جامعه‌ی بشری اصالت دارد و نقص پدیده‌های نو نه با بازگشت به نخستین پدیده‌های کهنه، بلکه با باز‌هم تحول بیشتر آنها، برطرف می شود.

 ما به سینمای آنالوگ بر نمی‌گردیم، بلکه امکانات و خوبی‌های تصویربرداری آنالوگ را درون دوربین دیجیتال به وجود می‌آوریم و در واقع مثلاً وقتی فیلم‌سازی‌تک نفره اتفاق می‌افتد، به معنی آن نیست که مزایای تخصص یکسره از کف می رود بلکه به معنی آن است که تخصص آنالوگ که در انسان متخصص پراکنده بود، به صورت عقل ابزاری و تکنولوژیک در شیء مورد استفاده‌ی فردی و دیجیتالی، متمرکز می‌گردد. نبوغ بشری گرد می‌آید تا توان‌های یک تصویربردار‌ متخصص از نظر تشخیص نور و رنگ و شارپ‌بودن تصویر و تشخیص فاصله و غیره را در دوربین تصویربرداری به ودیعه نهد.

این یک اشتباه محض است که فکر کنیم در فیلم‌سازی تک‌نفره و کاربرد ابزار دیجیتالی، تخصص جمعی جایش را به نابلدی فردی می‌دهد، نابلدی که نمی تواند تصویر تولید کند. دوربین آنالوگ را به دست آدم نابلد بدهید، تصویری تولید خواهد کرد؟ اما دوربین دیجیتال بلدی‌ها و دانائی‌ها و مهارت‌های تصویر‌برداری، دانش و اطلاعات و تسلط فنی افراد را بدل به هوش مصنوعی مندرج در درون دوربین می‌کند. دوربین دیجیتال تا حد ممکن آن توانائی‌های انسانی را به تکنولوژی قابل استفاده از سوی عموم بدل می‌سازد. بدیهی است کیفیت همان کیفیتی نیست که یک تیم انسانی زنده دارد، اما به یاد داشته باشیم این کیفیت تصحیح می‌شود و فرا می‌رود. دستگاه هوشمند که حاصل گرد‌آمدن پیشروترین هوش‌ها و مغزهاست که به صورت هوش، توان و تخصص تکنولوژیک به دستگاه بدل شده، مدام شرایط کار را سهل تر کرده، آدم تصویربردار و تدوین‌گر را داخل شیء قرار داده است. این درست که موجود زنده تصمیم گیرنده‌ی غیر قابل جانشینی است اما یک هیچ یا همه چیز نباید اندیشید، هنرمند خلاقی که حالا از شر امور فنی راحت شده، فرصت آن را می‌یابد که ذوق و سلیقه‌ی فردی خود را با توان‌های نهفته در ماشین بیامیزد و کاری که محصول آفرینش خود متفرد و خالص اوست، عرضه کند.

در واقع تکنولوژی در اعماقش جمعی‌ترین خرد را نمایندگی می‌کند و نیز بالاترین کاربرد تخصص را و بالنسبه با به‌کار بردن مشق‌ها و تمرین‌هائی که اصلاً قابل مقایسه با زمان کسب مهارت به وسیله‌ی تیم آنالوگ نیست، یک فرد امکان تولید کار را می‌یابد و بسته به استعداد خود، می‌تواند واقعاً اثری حرفه‌ای تحویل دهد. تازه ما در اول راه هستیم.

موضوع آن نیست که می‌شود فهرست شیرین کاری‌های آنالوگ را ارائه کرد و نشان داد مثلاً در فیلم‌سازی تک‌نفره، امکان مشورت با همدیگر و روحیه‌ی جذاب کار جمعی وجود ندارد. اما از یاد می‌بریم حالا مشاور ما اطلاعات نهفته‌ی درون دستگاه است که تا حد زیادی نیاز به مشورت را تخفیف می‌دهد و بالاخره بدیهی است ساختن اهرام ثلاثه با صد و هفتاد و پنج هزار کارگر و متخصص معماری، ظاهراً جمعی‌تر از ساختن یک برج با امکانات تکنولوژیک امروز و با صد و هفتاد و پنج نفر است، این امر خود به خود مزیت نیست، آن صد مهندس که با هم مشورت می‌کردند حالا بدل به یک مهندس با مشاوره‌ی اینترنت شده اند که مهم‌ترین تجربه‌های مهندسی و سازه‌های مدرن را با فشار یک دکمه به طراح برج ارائه می‌دهد و کوچک شدن و فردی شدن کار به کمک تکنولوژی را نه به غیر تخصصی شدن بلکه به تخصصی‌تر شدن با سهولت بیشتر و در دسترس‌تر تبدیل می‌کند.

در واقع ارزش هائی که تکنولوژی به فیلم‌ساز تک‌نفره ارائه می دهد تا بالقوه و بالفعل‌ها بر موانع متعدد فائق آید و کار تولید کند، آنقدر مهم است که مشکلات موجود نمی‌تواند مانع پذیرش اهمیت آن گردد. تازه این مشکلات ما را فرا می‌خواند که آنها را به سود آزادی آفرینش بیشتر و کار با کیفیت عالی‌تر و توسعه‌ی تولید تک‌نفره، حل کنیم نه آن که به عقب بازگردیم.

من درباره‌ی مزایای متعدد فیلم‌سازی دیجیتالی از نظر فنی، سرمایه‌ای، اجتماعی، سیاسی، زیبائی‌شناختی و مقابله با سیطره‌ی قدرت‌ها و بروز خلاقیت‌های وسیع طی سال‌های اخیر صحبت کرده‌ام و تکرارشان نمی‌کنم تنها می‌گویم که بسیاری از آن مزایا، درباره‌ی فیلم‌سازی تک‌نفره می تواند تکرار شود. امروز بدیهی است که Big Production و آثار پر هزینه‌ی داستانی و هالیوودی با شیوه فیلم‌سازی تک‌نفره نمی تواند تولید شود.

فیلم‌سازی تک نفره، پدیده‌ی برآمده از تحول تکنولوژی، تغییر دوران از دوران مدرن به پسامدرن، اهمیت یافتن فردیت انسانی، به وجود آمدن شرایط بهتر برای شکوفائی استعدادهای فردی، تحقق نگاه فردی در تولید یک اثر و نجات دادن فرد خلاق از سیطره ی دیگران است که به دلیل نیاز به تخصص‌ها، انحلال فردیت او در کار گروهی، مسجل بود.

هنوز مسلماً در بسیاری موارد تخصص های گوناگون برای تولید یک اثر بزرگ سینمائی ضروری است اما پدیدار شدن شرایط فنی برای تحقق نوع دیگر کار، کار تک‌نفره، به معنای طلیعه‌ی دوران آینده ای است که انسان ها با همگانی شدن هر چه بیشتر تکنولوژی و تخصص‌های مندرج در یک ماشین، روز به روز بیشتر قادر می شوند آثاری با کیفیت‌های حرفه‌ای بسازند و این امر به آنان امکان می‌دهد به ثبت نگاه خود، و تجربه‌ی فردی خلاق‌شان دست بزنند و لذت ببرند، و لذت از آفرینش در مقیاس هر روز عمومی تر در جامعه‌ی بشری محقق می‌گردد، بگذریم که این تولید تک‌نفره در عرصه های کاربردی و پژوهشی هم به همین اندازه مفید است.

بحث فلسفی و نظری در مورد انسان آفرینش‌گر در عصر فرامدرن و رابطه‌ی تکنولوژی با امکان گسترش تجربه و لذت زیبائی شناسانه میان انبوهی از مردم بحثی است در اوامر جدل آدورنر و بنامین. تولید متکثر فنی ذاتاً با کار ماشینی و تکثیر مکانیکی و از بین رفتن تفرد و یکه بودن هنرمندانه همراه نیست و به مرور تکنولوژی پیشرفته دیجیتالی پس از سپری کردن دوران انباشت کمی، به بالا بردن کیفیت خلاقیت اجتماعی در مقیاس گسترده و بیدار کردن روح آفرینش در هزاران هزار انسان علاقمند که به ناگزیر در جامعه عقب مانده‌تر، به سبب اشتغالات معیشتی از کسب تجربه‌ی هنری و آفرینش محروم بوده اند، یاری می رساند.

مباحث دراز‌دامن فیلم‌سازی تک‌نفره از منظر داده های تمدنی عصر حاضر، نیازمند فرصت‌های پهناوری است که تا همین جا حوصله‌ی همه را سر برده و بماند برای بعد.

FacebookTwitterGoogle+EmailShare

ارسال نظر

پروژه فیلمسازی تک نفره

دبیر: مهدی گنجیزمان بندی پروژه : 3 ماهآغاز: خردادماه1389شاید بعضی وقت‌ها خیلی از مستند‌سازان به دنبال این بوده اند که کوله‌پشتی وسایل شان را جمع کنند و تنهایی به دل موضوع مورد نظرشان بزنند. به این روش فیلم‌سازی تک‌نفره یا  One Man Filmmakingمی‌گویند.این نوع کار کردن ویژگی های خاصی دارد و تجربه های منحصر به فردی را شامل می شود. در این پروژه موضوع را پی می‌گیریم و بعد از حدود سه ماه دیگر کارگاه و یا کنفرانسی را با همین عنوان برگزار می‌کنیم.

Copyright © 2012 vamostanad.com. S. Zebardast made it.

PHVsPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9idXR0b248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hYm91dF9waG90bzwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Fib3V0X3RleHQ8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF8zMDBfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkXzMwMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbS9hZHMvMzAweDI1MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfMzAwX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly93d3cud29vdGhlbWVzLmNvbTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfYWRzZW5zZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2NvbnRlbnRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb20vYWRzLzcyOHg5MGEuanBnPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfY29udGVudF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF9oZWFkZXI8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl9jb2RlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfaGVhZGVyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX2hlYWRlcl91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hZF90b3A8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF9hZHNlbnNlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYWRfdG9wX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL2Fkcy80Njh4NjBhLmpwZzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2FkX3RvcF91cmw8L3N0cm9uZz4gLSBodHRwOi8vd3d3Lndvb3RoZW1lcy5jb208L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19hbHRfc3R5bGVzaGVldDwvc3Ryb25nPiAtIGRlZmF1bHQuY3NzPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYXV0b19pbWc8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfY2F0PC9zdHJvbmc+IC0gNzwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2Jsb2dfbmF2aWdhdGlvbjwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fYmxvZ19wZXJtYWxpbms8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19ibG9nX3N1Ym5hdmlnYXRpb248L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2J1dHRvbl9saW5rPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTA8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMF9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTE8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMV9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTI8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xMl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTY8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8xNl9pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIGh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzgtMy5KUEc8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzE3PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMTdfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIxPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjFfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIyPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjJfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzIzPC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjNfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI0PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI1PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjVfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI2PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjZfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI4PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzI5PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMjlfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMwX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMxX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMjwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzMyX2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zMzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzQ8L3N0cm9uZz4gLSBmYWxzZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfMzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2PC9zdHJvbmc+IC0gZmFsc2U8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzM2X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zNzwvc3Ryb25nPiAtIGZhbHNlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF8zN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfM19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfNDwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzRfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzU8L3N0cm9uZz4gLSB0cnVlPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF81X2ltYWdlPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY2F0X2JveF83PC9zdHJvbmc+IC0gdHJ1ZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfN19pbWFnZTwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2NhdF9ib3hfODwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jYXRfYm94XzhfaW1hZ2U8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19jdXN0b21fY3NzPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fY3VzdG9tX2Zhdmljb248L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWF0dXJlZF9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIFNlbGVjdCBhIG51bWJlcjo8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19mZWVkYnVybmVyX3VybDwvc3Ryb25nPiAtIDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX2dvb2dsZV9hbmFseXRpY3M8L3N0cm9uZz4gLSA8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19sb2dvPC9zdHJvbmc+IC0gPC9saT48bGk+PHN0cm9uZz53b29fbWFudWFsPC9zdHJvbmc+IC0gaHR0cDovL3d3dy53b290aGVtZXMuY29tL3N1cHBvcnQvdGhlbWUtZG9jdW1lbnRhdGlvbi9hcGVydHVyZS88L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19uYXZfZXhjbHVkZTwvc3Ryb25nPiAtIDI3NywxNDcsMTU3LDM0MiwzMzcsMzc5LDEzMDYsMTcwMCwxODg2LDE5OTYsMjk5NywzNTE3LDM3OTQsNDQ1NDwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3Jlc2l6ZTwvc3Ryb25nPiAtIHRydWU8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zY3JvbGxlcl9wb3N0czwvc3Ryb25nPiAtIDY8L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb19zaG9ydG5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSB3b288L2xpPjxsaT48c3Ryb25nPndvb190aGVtZW5hbWU8L3N0cm9uZz4gLSBBcGVydHVyZTwvbGk+PGxpPjxzdHJvbmc+d29vX3VwbG9hZHM8L3N0cm9uZz4gLSBhOjY6e2k6MDtzOjUyOiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy84LTMuSlBHIjtpOjE7czo2MToiaHR0cDovL3ZhbW9zdGFuYWQuY29tL3dwLWNvbnRlbnQvd29vX3VwbG9hZHMvNy0xMjcxMTkyNDc2LmpwZyI7aToyO3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzYtc291bmR0cmFjay5wbmciO2k6MztzOjU2OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy81LW11c2ljLmdpZiI7aTo0O3M6NjE6Imh0dHA6Ly92YW1vc3RhbmFkLmNvbS93cC1jb250ZW50L3dvb191cGxvYWRzLzQtMTI3MTE5MjQ3Ni5qcGciO2k6NTtzOjU5OiJodHRwOi8vdmFtb3N0YW5hZC5jb20vd3AtY29udGVudC93b29fdXBsb2Fkcy8zLURTQ185NDI0LmpwZyI7fTwvbGk+PC91bD4=