مقدمه
خواهم نوشت، نوشتن، ارتباطی است که از جستجو خبر دارد و پایانی بر آن متصور نیست. جستجو در آثار مستند به معنای خیره نگریستن در نگاههای متفاوت به جهان و زندگیِ اینک است؛ جستجو در شکلها، الگوها و نظریههای گوناگون. دیشب فیلمهایی از دکتر افشار نادری و فرهاد ورهرام دیدم. بحث از سینمای مردمنگاری داغ بود. دیشب در خانۀ سینما پرسشی مطرح شد در بارۀ شیوههای مردمنگاری و پاسخی نیافت. چرا ما بر شیوههایی خاص اصرار میورزیم؟ و چرا این شیوههای مبتنی بر مشاهدۀ ناتورآلیستیک که سنت شدهاند، تنها شیوهها قلمداد میشوند؟ دیشب یک خانم دانشجوی فوق لیسانس که پیش از این درس مستندسازی را در دانشکدۀ سوره با هم گذرانده بودیم، گفت که دارد تزش را دربارۀ موضوع روایت مینویسد؛ و دیشب یک دانشجوی دورۀ دکترا به من گفت که رسالهاش را در بارۀ سینمای مستند مینویسد. موجی تازه بهراه خواهد افتاد. موجی تازه و جاندار بهراه خواهد افتاد.
- من مستند ساز مستقل هستم .
- آماتور یا حرفه ای ؟
من مستند ساز مستقل هستم به چه معناست ؟ مستقل بودن همیشه در ارتباط با وابستگی و جدا بودن از چیزی دیگر معنا پیدا می کند . او فرد مستقلی است . یعنی بدون نیاز به دیگران تصمیم می گیرد . من فیلمساز مستقلی هستم یعنی وابسته به استودیو ها و سرمایه و تشکیلات آنها نیستم . چنین اصطلاحی در نظام استودیو ها که شرایط حرفه ای خاصی را بر فیلمسازان تحمیل می کردند بوجود آمد . زمانی که در اوایل قرن بیستم کمپانی های بزرگ انحصار بوجودآوردند ، فیلم های ۳۵ تهیه می کردند و در کپی های متعدد به سینما ها می فروختند و سوژه و شکل فیلم و حتی بازیگران را در اختیار داشتند گروهی زبان به اعتراض گشودند و پخش کنندگان و تهیه کنندگان مستقل بوجود آمدند . .به نوشته جرالد مست در تاریخچۀ سینما ” حدود ده سال دیگر شرکت های فیلمسازی در دادگاه ها وخیابان ها به نزاع پرداختند ” حتی شرکت ایستمن به مستقل ها فیلم خام نمی فروخت وآنها مجبور بودند مواد خام مود نیاز خود را از کارخانه های انگلیسی و یا فرانسوی تهیه کنند . در نظام سینمایی ایران نیز به همین نحو حتی ورود فیلمسازان جوان بسیار سخت بود چه رسد به این که فکر استقلال به سرشان بزند .ابراهیم گلستان را می توان نخستین فیلمساز مستقل ایرانی دانست که برای نمایش فیلمش مجبور شد سینمایی را برای مدتی اجاره کند . ورود به عرصۀ فیلمسازی در نهاد های بخش خصوصی و دولتیِ دهۀ سی وچهل هم کار ساده ای نبود . در آن سال ها جز سازمان فیلم گلستان ، دیگر هیچ نهاد مستقل مستند سازی سراغ ندارم . اگر هم بودند باید فیلم برای نهاد ها می ساختند . چنین وضعی دلایل روشنی دارد یکی از مهمترین اش این بود که سیستم فیلمسازی و توزیع ونمایش در یک مدار بسته جریان داشت . رشد سینمای آزاد در سال های ۱۳۵۰ به خاطر در اختیار گرفتن دوربین هشت و تبدیل آن به یک ابزار مهم و کارساز بود . در ان شرایط بسیاری از فیلمسازان ، مستقل ویا حتی تک نفره بودند ولی آنها در استقلال خود چشم داشت مالی نداشتند و فیلمهایشان در یک چرخش کامل تولیدی ، جریان نداشت . آنها در نهایت نوعی آماتوریسم را بوجود آوردند که می توانست سینما را از جنبۀ شکلی رشد دهد . به اضافۀ این که مستند سازان هیچ سندیکایی برای حمایت خود نداشتند . سندیکای هنرمندان ، الگوی اولیه و تشکیلاتی مثل خانه سینما بود که همه در آن عضو بودند جز مستند سازان ویا سازندگان فیلم های کوتاه . زیرا اساسأ حرفۀ مستقلی به عنوان مستند سازی وجود نداشت . و مستند سازها غالبأ کارمند بودند یا برای دولت فیلم می ساختند .
مستقل بودن به معنای این بوده است که :
- که فیلمساز عضو هیچ سندیکایی نیست و چون فیلمش را در خارج از نظام استودیو ها می سازد نمی تواند از سیستم پخش آنها بهره مند شود .بنابراین خودش باید آستین بالا بزند و مکان های تازه ای برای نمایش بیابد . همچنان که دانشگاه ها محل نمایش چنین فیلمهایی شدند .
- فیلم های مستقل با بودجه اندک ساخته می شوند و گروه به حد اقل می رسد .
- فیلم هایی غالبأ هنری هستند
در عرصۀ فیلم داستانی کارهایی تجربی بشمار می آیند . کارهایی که کسی برای آنها سرمایه گذاری نخواهد کرد و یا این که سرمایه گذار محدودی خواهند یافت . مستند های مستقل هم مستقیم به مسائل اجتماعی می پردازند بی آن که خود را زیر چتر حمایت نهاد ها قرار دهند و مجبور باشند که نظریات آنها را در فیلمهایشان بازتاب دهند . بنابراین در چرخۀ غیر مطمئن تولید ، آینده ای برای خود متصور نیستند . در دهه های گذشته کسانی که فیلم های مستقل می ساختند قادر نبودند از این راه نان خود را در بیاورند . بنابراین چند فیلم تبلیغاتی می ساختند تا به اصطلاح یک فیلم ” دلی ” بسازند . فیلم دلی ساختن معادل مستقل بودن هم بود . اما نه همیشه . مستند سازی و اساسأ فیلمسازی کار پرخرجی است و همانطور که یک پزشک از کارش نان در می آورد مستندساز هم باید بتواند از حاصل کارش ، بدون این که مجبور باشد ارزش های کار خود را زیر پا بگذارد ، زندگی کند . بنابراین مستقل بودن برای مستقل بودن مثل هنر برای هنر است . به همین دلیل است که جرالد مست گفت ” آنها مدت ده سال در دادگاه ها وخیابان ها نزاع کردند” . می دانیم که نظام استودیو ها سرانجام شکست خورد و مستقل ها خودشان کمپانی های بزرگی مثل فوکس را بوجود آوردند سیاهان جنبش مستقل سینمای سیاهپوستان را پایه گذاری کردند . در دهۀ هفتاد ، با رشد تحصیلات سینمایی در انگلستان نیز فیلمسازان جدیدی سر بر آوردند که حاضر به جذب شدن در نظام تولید نبودند . بنابراین سینمای مستقل انگلیس متعاقب سینمای مستقل دهۀ شصت آمریکا و تعاونی های فیلمسازان نیویورک بوجود آمد تا کار تولید وتوزیع فیلمها را سامان بخشد . آنها دانشجویانی بودند که در دهۀ هفتاد در اتحادیه فیلمسازان مستقل(IFA) گرد هم آمدند تا در بارۀ زندگی طبقه کارگر کارکنند . هرچند در حاشیه ماندند ولی سرانجام موفق شدند تا در خارج از صنعت تجاری شرکت های تعاونی بوجود بیاورند . اما کارشان با بن بست تولید و پخش روبرو بود . آنها بعد از مباحثات طولانی از طریق اتحادیه تکنیسین های متحد سینما و تلویزیون(ACTT) و گفتگو های طولانی با کانال ۴ به نتایج مهمی رسیدند . کانال چهار موافقت کرد که به صورت فرانشیز ، ورک شاپ هایی را برگزیند و بودجۀ آنها را تأمین کند بدون این که مطلقأ برنامۀخاصی را پیشنهاد دهد . در بیانیه ورک شاپ ۱۹۸۲ موافقت شد آثار و ویدیو های غیر تجاری ای را که توسط هر ورک شاپ ساخته می شود بپذیرد . وبه این ترتیب نهضت ورک شاپ بوجود آمد . ( قابل تذکر است که در این مفهوم ورک شاپ یا کارگاه آنچیزی نیست که ما در ایران می فهمیم یعنی کلاس های آموزش عملی فیلمسازی نیستند ) کارگاه به معنا ی یک سازمان غیر انتفاعی و حد اقل دارای چهار عضو است . این اعضاء دارای مسئولیت مشترک و دستمزد مساوی بودند . تعداد ۲۵ کارگاه” فولی فرانشیز” بوجود آمد که ۱۶ تای آنها بودجه های متفاوتی از کانال ۴ دریافت می کردند . ( به نقل از کتابthe hidden foundation نوشته دیوید ئی. جیمز و ریک برگ ص ۱۹۹) در این معنا ورک شاپ معادل شرکت تعاونی است . و همان تجربه ای است که در دهۀ شصت در ایران نیز انجام شد و شرکت های تعاونی متشکل از چند حرفه اصلی سینمایی می توانستند از دولت وام بگیرند . گرچه این شرکت ها با مشکل بازپرداخت وام های خود مواجه شدند ولی در دورانی که شرکت های بزرگ . فیلمسازی منحل شده و بودجه ای در میان نبود کار ساز بودند . گفته می شود هنوز افرادی از جنبش کارگاهها در تولید وتوزیع حضور دارند . مهم این است که مستقل ها برای راه انداختن زندگی و کار کوشش کردند همانطور که در ایران دهۀ شصت نیز چنین شد .
آنچه در دنیا به سینما گر مستقل و جنبش های مختلف مربوط میشود تا آنجا که می دانم بیشتر در حوزۀ سینمای داستانی است . فیلمسازان کشور هایی که ورود به عرصۀ تولید فیلم ، در آنجا گران است و اتحادیه ها به دلیل این که فیلمسازان مستقل اساسنامه آن ها را نمی پذیرند ویا این که فیلمسازان ازدریافت ها و پرداخت های مالی خود نمی توانند مدارک کافی ارائه نمایند ، از پذیریش آنها سر باز می زنند . گاهی مستند سازان به دلایل سیاسی در تشکل های مستقل یعنی متفاوت از تشکل های رسمی گرد می آیند یا دست کمک به سوی آنان دراز می کنند . از جمله در هنگامۀ جنگ های داخلی اسپانیا که با طغیان ارتش اسپانیا علیه دولت پنج ماهة جبهة مردمی آغاز شد ه بود ، روشنفکران و هنرمندان جبهة مردمی آمریکا جنگ داخلی اسپانیا را به عنوان جنگی سرنوشت ساز قلمداد کردند . ایونس و جانی فرنو فیلمبردارش و ارنست همینگوی از طرف شرکت تاریخدانان معاصر ( که ایونس را کمک مالی کرد ) ، راهی اسپانیا شدند . در واقع یوریس ایونس هم از جنبۀ تولید ومناسبات تولیدی یک مستند ساز مستقل بود . او هم گفته بود :”من یک مستند ساز مستقل هستم “
”بنابراین من یک مستند ساز مستقل هستم” جمله ای نیست که اخیرأ با آن مواجه شده باشیم . گرچه به نحوی دیگر محصول عصر دیجیتال هم هست . مستند ساز مستقل یعنی من یک تهیه کننده مستقل هستم برای تمام کردن فیلمم به اسپانسر نیاز دارم . من یک پژوهش گر مستقل هستم که تا به حال فیلمی نساخته ام ولی می خواهم سوژۀ مهمی را که در نقطه ای از دنیا یافته ام خودم بسازم . بنابراین به حامی مالی یا اسپانسر نیاز دارم .
در حال حاضر جشنواره هایی به فیلم مستقل یا ” ایندی ” اختصاص یافته اند . در جستجو هایم با مؤسسه فیلم ایندیپندنت روبرو شدم که خود را مؤسسه ای غیر انتفاعی می نامید که مأموریتش را کوشش برای ایجاد ورشد فیلم مستقل و حمایت اجتماعی از هنرمندان مستقل قرار داده بود . چرا ؟ چون این باور وجود دارد که” فیلم مستقل یکی از مهمترین منابع قابل اطمینان از اطلاعات و نظر ها ست “( هوم فرانس) . فستیوال فیلم مستقلِ سئول اعلام می کند : “ فیلم مستقل فیلمی است که با قوالب از پیش مشخص ذهنی در چالش باشد و اندیشه های جدید بوجود بیاورد” چنین تعریفی می تواند در بارۀ برخی از فیلم های تجربی هم صادق باشد .
در کانال فیلم مستند مستقل ، با ده ها نامه مواجه شدم که فیلمسازان مستقل از سراسر جهان برای بپایان رساندن فیلمهایشان نوشته و از تمام مردم دنیا کمک طلبیده بودند .
