این فیلم مستند، ۹۲ دقیقه و محصول ۲۰۰۹ آمریکا است.به کارگردانی Louie Psihoyos و نویسندگی Mark Monroe وبرنده ۲۵ جایزه از جمله بهترین فیلم مستند اسکار,منتخب تماشاگران ایدفا و منتخب تماشاگران ساندنس.
فیلم با روایتی جذاب و هیجان انگیز, داستان گروهی از فعالان محیط زیست را به تصویر می کشد که به رهبری Richard O’Barry مربی سابق دلفین ها، مخفیانه به خلیج کوچکی در نزدیکی شهر تایجی ژاپن وارد می شوند و از هیچ کاری فروگذارنیستند تا از دو جنایت تکان دهنده پرده بردارند: کشتار بی رحمانه دلفین ها و تهدید جدی سلامتی انسانها با فروش گوشت آلوده به جیوه همان دلفین ها.
فیلم به خط داستانی پر کشش خود – که ورود پر اظطراب گروه به خلیج کوچک و تصویربرداری از کشتار دلفین ها است – قناعت نمی کند و ما را مدام با لایه ای جدید مواجه می کند.مواردی مثل یک عمر پشیمانی یک انسان از کاری که در جوانی کرده و تلاش برای جبرانش, اشاره به مسمومیت جیوه در میناماتا با نمایش تصاویر آرشیوی تکان دهنده مربوط به آن و یا منفعت طلبی بی رحمانه دولت ها نه فقط در برابر محیط زیست بلکه در برابرجان فرزندان خود با تاکید بر روی نماینده ژاپن در سازمان جهانی وال ها , که هریک به لایه ای از فیلم بدل میشوند.
در این فیلم تقریبا” هر آنچه سینمای مستند به دنبالش است جمع شده: بیان یک حقیقت مهم، قصه گویی جذاب، وکشفی که در مقابل دوربین اتفاق می افتد.همچنین نقش موزیکی که اختصاصا” برای این فیلم توسط J.Ralph ساخته شده اساسی است.
اما مهمتر از همه من فیلم را به خاطر پایانش دوست دارم.چه چیز بهتر از Happy Ending درسینمای مستند؟ پایانی خوش که صرفا برای دل خوشی نیست و واقعیت دارد. قسمتی از حقیقت که بالاخره تلخ نیست. در خلیج کوچک بعد از دیدن ۸۴ دقیقه تلخی در دقایق پایانی لذتی را تجربه می کنیم که درسینمای مستند کم نظیراست. کام مان چنان به موفقیت Richard O’Barry و گروهش شیرین می شود که این شیرینی و امیدواری تا مدتها با ما می ماند. تجربه این لذت را از دست ندهید و هرچه زودتر خلیج کوچک را ببینید.
