در سال های اخیر، به ویژه در دو سه سال اخیر، کارگاه های بسیاری را، اغلب در کنار مهرداد اسکویی، با دوستان جوان مستندساز برگزار کرده ایم. سرکردن با مهرداد در این همکاری ها اوقات خوب و خوشی را نصیب من کرده، اما آنچه در این نوشته می گویم، طبیعتا” حرف و نظر من است و او هم حرف و نظر خود را در این احوالات دارد که امیدوارم در همین پرونده و به زودی آن را هم بخوانید.
من نه سواد تئوریک بالایی دارم و نه در امر فیلمسازی متخصص و تکنیسین کارکشته ای هستم. توان و ادعای خاصی هم در امر آموزش ندارم. این هم هست که فعالیت های اینچنینی ام، از فیلمسازی که دغدغۀ اصلی حرفه ای ام است، دور نگهم می دارد و راضی به وقت گذاری بیش از حد و درازمدت در این فضا نیستم. از این گفته ها دو سؤال بیرون می آید : چه دارم که به مستندسازان جوان بدهم و چرا برای این فعالیت وقت می گذارم؟
در عین حال که بسیار با خلوت هایم حال می کنم و آن ها را پروپیمان می گذرانم، به با هم بودن و کار جمعی کردن هم اعتقاد و علاقه دارم و ضمنا” بر این باورم که احوال خوب پیدا کردن سینمای مستند به ایجاد احوال خوب برای کار هدفمند و حرفه ای در آن از سوی خودمان بستگی دارد و هرکدام مان می توانیم به فراخور علایق و امکانات و توانمان کار و فضا برای تجارب و فعالیت های تازه در این سینما فراهم کنیم. برگزاری کارگاه های فیلم مستند یکی از این فضاها و فعالیت های جمعی مورد علاقۀ من است.
سالهاست که در کنار مستندسازی، درگیر مسائل و مصائب سینمای مستندمان هم هستم. بیش از همه چیز تکاپو و شور و شرر و نیز گم گشتگی ها و سر به دیوار موانع کوبیدن های نسل جوان فیلمساز فکرم را مشغول کرده است. چند دلمشغولی شخصی و نیاز مرتبط با وضعیت کنونی سینمای مستند مرا به سمت کارگاه های فیلم مستند و به خصوص تولید کارگاهی فیلم مستند (که در آن ها کارگاه حول تولید فیلم یا فیلمنامه و مسائل و نیازهای آن شکل می گیرد) کشاند : تلاش در ایجاد فضای حرفه ای و مرتبط با مخاطب در سینمای مستندمان، رابطۀ نزدیکتر با مستندسازان جوان و دغدغه هایشان، هل دادن آنان به کار عملی و فضای حرفه ای فیلمسازی، درگیر کردن نهادهای رسمی با سینمای مستند، مستندسازی در نهادهای رسمی و شکاندن فضای محافظه کار تهیه و تولید فیلم مستند در آن ها، ایجاد کار برای فیلمسازان جوان و شکل دادن فضای آموزشی غیر آکادمیک، زنده و درگیر با حیات جامعه و زندگی جاری سینمای مستندمان.
اغلب گفته می شود که فیلم های نسل تازۀ مستندسازمان تحقیق ندارد و به موضوع نزدیک نمی شود. شخصا” به تحقیق جدا از نیازها و فعالیت طراحی و فیلمنامه نویسی برای فیلم مستند باور ندارم و معتقدم همه چیزدانی در بارۀ موضوع فیلم مان ما را گمگشته و مغشوش می کند. از این رو خلاء اصلی تر فیلم های مستند امروزمان را ضعف در مسیرگذاری و طراحی فیلمها، سریع و با کلّه وارد مرحلۀ تصویربرداری فیلم شدن و دل بستن منفعلانه و خوش خیالانه به طراحی فیلم در دورۀ تدوین، یا در جهتی عکس این مسیر، ایده و طرح اولیه نداشتن و جست و جوی ایده و طرح فیلم در تحقیقی درازمدت و گم شدن در گرداب دانسته ها و اطلاعات گسترده و پراکنده می بینم. عمدۀ کارگاه هایی هم که تا امروز برگزار کرده ایم، با محوریت طی کردن مسیر گام به گام ایده تا فیلمنامه در کارگاه ها یا در تولید کارگاهی فیلم یا فیلمنامه ای خاص بوده است.
روشن است که موضوع “از ایده تا فیلمنامه” تنها یا مهم ترین موضوع برای برگزاری کارگاه یا تولید گروهی فیلم مستند نیست و سینمای مستند بسیار گشاده و پرتنوع است و گونه های مختلف آن سرفصل های مهم متفاوتی پیش روی دل بستگان آن برای برگزاری کارگاه میگذارد. مدت هاست که بر این اعتقادم و اینجا و آنجا هم می گویم و می نویسم که فیلم مستند تنها فیلم هنری یا حرفه ای مستند نیست و در دنیای پرارتباط فعلی و با امکانات گسترده و دراختیار کنونی، دوربین به عنوان قلم اصلا” چیز دور از ذهنی نیست و برای هر آدم دوستدار رابطه یا درگیر با جست و جوی امکان برای بیان خود، مستند دیدن و مستند ساختن فضایی جذاب و امری شدنی است. در پروندۀ رضا بهرامی نژاد در سایت مان وارد این مقوله و فضا خواهید شد و با او پیگیر تست زدن کارگاهی با آدم های غیرحرفه ای یا غیر هنرمند اما طالب و مستعد مستندبینی و مستندسازی از زندگی روزمره و دنیای خود و پیرامون خود هستیم. در احوال حرفه ای موجود سینمای مستند و همراه مهم شدن تولید مستندهای بلند، مدتی است که موضوع “روایت در فیلم مستند” هم برایم مهم شده است، چون معتقدم در فیلم مستند بلند اگر ما از پس روایت درگیرکننده و جذاب برنیاییم، به سرانجام رساندن کار سخت و پردردسر است. موقعیتی پیش آمده تا شاید با مهرداد اسکویی این موضوع را محور تولید کارگاهی چند فیلم حدودا” ۵۰ دقیقه ای با چند مستند ساز جوان قرار دهیم.
پس اگر درگیر برگزاری کارگاه یا تولید کارگاهی فیلم مستند هستم، نه از باب گشایش فضای آکادمیک / آموزشی تازه ای یا ورود مدعی به ساحت آموزش، که توان و علاقۀ حضور در آن را ندارم، بلکه راه انداختن فضایی برای پاسخ به آن دلمشغولی ها و نیازهای برشمرده، دمیدن به فضای فعالیت های گروهی و گشایش حیطه های عمومی تر و مردمی تری برای فیلم بینی و فیلمسازی در سینمای مستندمان است که به آن علاقه دارم و می دانم که اگر خودم این علاقه را به عمل نزدیک نکنم و پیگیر اجرای آن نباشم، این کار و عمل مورد علاقه ام، لااقل در کوتاه مدت، روی زمین می ماند.
